پایان نامه مدیریت سرمایه در گردش-:نسبتQ توبین

  نسبتQ توبین

        نسبت Q توبین یکی دیگر از ابزارهای اندازهگیری عملکرد شرکتها میباشد که از حاصل تقسیم ارزش بازار داراییها بر بهای تمام شده جایگزینی داراییها بدست میآید. این نسبت توسط آقای جمیز توبین در تجزیه و تحلیلها اقتصاد کلان به منظور پیش بینی آینده فعالیتهای سرمایه گذاری در سال 1978 مطرح شد. هدف وی برقراری یک رابطه علت و معلولی بین شاخص Q توبین و میزان سرمایه گذاری انجام شده توسط شرکت بود. یک Q پایین (بین صفر و یک) بدین معناست که بهای تمام شده جایگزینی داراییهای مؤسسه بیشتر از ارزش سهام بوده و در واقع سهام از ارزشگذاری کمتری برخوردار است. برعکس یک Q بالا (بزرگتر از یک) نشان دهنده آن است که سهام مؤسسه دارای ارزش بیشتری نسبت به بهای تمام شده جایگزینی داراییها بوده و از ارزشگذاری بالاتری برخوردار میباشد. به عبارت دیگر در این وضعیت میتوان ادعا نمود که ارزش بازار شامل ارزش برخی از اقلام داراییهایی نیز میباشد که اندازهگیری نشده و یا در ترازنامه شرکت منعکس نگردیده است.

مزیت محاسبه Q توبین این است که بر مشکل پیچیدگی محاسبه نرخ بازده یا هزینه نهایی غلبه مینماید، ولیکن جهت آنکه نسبتQ توبین نسبتی معنیدار باشد، به یک معیار درست برای محاسبه ارزش بازار و ارزش جایگرینی داراییها نیاز است. اغلب به منظور انجام یک برآورد صحیح از ارزش بازار داراییها از حاصل جمع ارزش بازار سهام منتشره و بدهیها استفاده میشود، اما برآورد ارزش جایگزینی داراییها کاری مشکلتر میباشد، مگر آنکه بازار آماده و فعالی برای داراییهای استفاده شده وجود داشته باشد. علاوه بر این هزینههایی که در قالب هزینه تبلیغات و هزینه تحقیق و توسعه انجام میشود، ممکن است منجر به ایجاد داراییهای نامشهودی گردد که تعیین ارزش آن به مراتب مشکلتر است. نوعاً پژوهشگرانی که از نسبت Q توبین استفاده میکنند، ارزش جایگزینی داراییهای نامشهود را نادیده میگیرند و این موضوع به نوبه خود باعث آن میشود که نسبت مزبور عمدتاً بیشتر از یک محاسبه میشود.

در بیشتر مطالعات انجام شده به لحاظ دشواری محاسبات مربوط به صورت و مخرج کسر یاد شده، از مدل ساده آن ستفاده میشود. در مدل ساده شده Q توبین، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام با ارزش دفتری بدهیها جمع شده و حاصل بر ارزش دفتری داراییها تقسیم میشود (تامسن[1] و دیگران ، 2003) همبستگی بین Q توبین و مدل ساده شده آن بسیار بالا میباشد، بگونهای که چانگ و پرویت[2] (1999) ضریب همبستگی 97 درصد را بین آن دو محاسبه نمودند.

2-5-4-2  معیارهای اقتصادی

       این دسته از معیارها، عملکرد شرکت را با توجه به قدرت کسب سود داراییهای موجود و سرمایهگذاری بالقوه و با عنایت به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه، ارزیابی میکنند. مهمترین معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد عبارتند از:

ارزش افزوده اقتصادی (EVA) [3]

ارزش افزوده بازار (MVA) [4]

ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA) [5]

2-5-4-2-1 ارزش افزوده اقتصادی (EVA)

        در حالی که ارزش افزوده بازار تأثیر اقدامهای مدیریت را از زمان شروع فعالیت شرکت اندازهگیری میکند، ارزش افزوده اقتصادی بر اثربخشی مدیریت در یکسال معین تاکید دارد. ارزش افزوده اقتصادی شاخص بنیادین برای اندازهگیری عملکرد و ارزش شرکت بوده و نشان دهنده برآورد سود اقتصادی واقعی یک شرکت در طی سال بوده و از حاصل ضرب تفاوت بین نرخ بازده (r) و نرخ هزینه سرمایه (c) در مبلغ سرمایه (خالص ارزش دفتری دارایی) بدست میآید.

مبلغ سرمایه × (نرخ هزینه سرمایه – نرخ بازده سرمایه)= ارزش افزوده اقتصادی

2-5-4-2-2 ارزش افزوده بازار (MVA)

         هدف اولیه بیشتر شرکتها افزایش ثروت سهامداران است. بدیهی است که این هدف منافع سهامداران را تامین میکند. همچنین این هدف برای اطمینان از تخصیص منابع کمیاب به طور کارا کمک میکند. ثروت سهامداران از طریق به حداکثر نمودن تفاوت بین ارزش بازار سهام شرکت و مقدار سرمایه تامین شده توسط سهامداران به حداکثر میرسد. این تفاوت، ارزش افزوده بازار نامیده میشود. ارزش افزوده بازار نشان دهنده این موضوع است که چگونه شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را بکار گرفته و فرصتهای سودآور آتی را پیش بینی و برنامهریزی کرده است. ارزش افزوده بازار میتواند از رابطه زیر بدست آید:

ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام- (قیمت بازار هر سهم ) تعداد سهام منتشره شده)MVA=

گاهی اوقات MVA به عنوان کل ارزش بازار شرکت منهای کل مقادیر سرمایه عرضه شده توسط سرمایهگذاران تعریف میشود. برای اکثر شرکتها منابع تامین مالی شامل سهام عادی، بدهیها و سهام ممتاز میباشد. لذا میتوان کل مقدار سرمایه عرضه شده توسط سرمایه گذاران را مستقیماً از ارزش ارائه شده در صورتهای مالی محاسبه نمود. کل  ارزش بازار یک شرکت مجموع ارزش بازار سهام شرکت در دسترس میباشد ولیکن محاسبه ارزش بازار بدهی به سادگی امکان پذیر نمیباشد. از این رو بیشتر تحلیلگران ارزش بدهی گزارش شده در صورتهای مالی یا ارزش دفتری بدهی ها را به عنوان برآورد ارزش بازار آن به کار میبرند. بنابراین به شرط تساوی ارزش بازار بدهی با ارزش دفتری آن، نتیجه هر دو روش فوق یکسان خواهد بود:

 

[1]-Thomsen

[2]– Chung &Pruitt

[3]– Economic Value Added

[4]– Market Value Added

[5]– Refined Economic Value Added

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران