پایان نامه درمورد بزهکاری؛فقر مادی خانواده و بزهکاری

فقر مادی خانواده

بیشتر بزهکاران جوامع را افراد فقیر تشکیل می دهند مثلاً افرادی که در محله های شلوغ و پرجمیعت شهرها زندگی می کنند بیشتر از سایر افراد در خطر بزهکاری  قرار دارند.

البته نمی توان گفت بین فقر و بزهکاری رابطه ای مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده زیادی از مردم فقیرند ولی بزهکار نیستند اما یکی از عللی که افراد مختلف را به بزهکاری می کشاند در محرومیت های ناشی از فقر است .به رغم این‏که بین فقر مادی و بزهکاری هیچ ارتباطی وجود ندارد،ولی عامل‏ مهمی در بزه جوانان جامعه به شمار می‏آید،زیرا به‏ علت فقر و نداری امکان دسترسی به بسیاری از امکانات‏ آموزشی را از دست می‏دهند و هیچ تخصص و حرفه‏ای پیشه‏ نمی‏کنند و در نتیجه در بازار کار سهم عمده‏ای ندارند.همین‏ امر موجب کشیده شدن گروهی از جوانان به سمت و سوی‏ بزهکاری و امکان استفاده از آن می‏شود[1]

البته در بعد دیگر باید گفت مقدار چشمگیری از بزهکاران  را افراد ثروتمند و پردرآمد جامعه تشکیل می دهند زیرا در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر می شود ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به بزهکاری است.

ج: ستیزه والدین

وقتی محیط خانواده کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد انسانی سعی می کند بیشترین اوقات خود را در خارج از محیط خانواده بگذراند.

محمد حسین فرجاد درباره اختلافات و مشاجرات و ستیزه های والدین و تأثیر سوء آن بر فرزندان می نویسد:ضمن ارتباط و تماس با معتادان جوان به عده ای برخوردیم که به علت روابط نامطلوب والدین شان با یکدیگر راه مواد مخدر و اعتیاد را انتخاب کرده بودند به نظر وی وقتی محیط خانواده کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد انسان باید سعی کند به دام فرصت طلبان اعتیاد که مانند شکارچیان ماهری که دنبال شکار می گردند نیافتد این تبهکاران و عاملان اعتیاد و مخدرات پس از شناخت مشکل شخصی این افراد در نقش انسان دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ آنان را به مصرف سیگار و مخدرات دعوت می کنند و پس از چند بار مصرف مواد مخدر معتادش می نمایند و پس از معتاد کردن شخص ،دیگر از آنها به عنوان دوست خبری نمی شود بنابراین هر قدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد احتمال کشش به طرف بیرون از خانه و دوستان ناباب و اعتیاد و دیگر انحرافات و آسیب های اجتماعی بیشتر می شود.

درباره تأثیر شرایط نامطلوب محیط خانواده در گرایش به جرائم و بزهکاری  همچنین می توان گفت: هم دختران و هم پسرانی که والدین خود را در اثر جدایی هیجان آمیز یا طلاق از دست می دهند بیشتر در اعمال بزهکارانه درگیر می شوند در میان پسرانی که پدر و در میان دخترانی که مادر خود را در اثر مرگ از دست می دهند وقوع جرم و جنایت و اعتیاد بیش از مردم عادی هست.

در این راستا آمارها نشان می‏دهند، نوجوانانی که والدینشان دچار مشکلات و مسائل اخلاقی- رفتاری‏اند،بیش‏تر در معرض خطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر قرار دارند،مشکلات رفتاری خانوادگی منجر به عدم‏ امنیت و وارد شدن فشار روانی بر جوانان و نوجوانان می‏شود و آنان را از محیط امن خانواده دور می‏سازد.همین امر موجب ارتباط بیش‏تر آن‏ها با دوستان و گاه افراد مسئله‏داری‏ می‏شود که زمینه‏ساز بسیاری از مسائل اجتماعی بعدی‏ خواهد بود.

بند سوم :عوامل محیطی

دوستان و معاشرین ناباب، یا بطور کلی عوامل محیطی  می تواند در کشیده شده کودکان و نو جوانان به سوی بزهکاری موثر واقع شود در جامعه،عوامل مخاطره‌آمیز محیطی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

الف:نقش گروه همسالان و دوستان

گروه همسالان و دوستان الگوهای مورد قبول یک فرد در شیوه گفتار، رفتار و اندیشیدن هستند. فرد برای این‏که مقبول جمع دوستان و همسالانش باشد و با آن‏ها ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزیر است هنجارها و ارزش‏های آن‏ها را بپذیرد. در غیر این صورت، از آن جمع مطرود می‏شود. از این‏رو، به شدت متأثر از آن گروه می‏گردد، تا حدّی که اگر بنا باشد در رفتار فرد تغییری ایجاد شود یا باید هنجارها و ارزش‏های آن جمع را تغییر داد یا ارتباط فرد را با آن گروه قطع کرد. تأثیر گروه همسالان، همفکران و همکاران و دوستان در رشد شخصیت افراد کم‏تر از تأثیر خانواده نیست؛ چرا که در مرحله بعد از محیط خانواده، منحصرا زیر نفوذ این گروه قرار می‏گیرد. بدین روی، اگر فردی با گروهی از بزهکاران رابطه برقرار کند و با آن‏ها دوست شود، به تدریج تحت تأثیر رفتار آن‏ها قرار می‏گیرد ، چون از سویی، ملاک پذیرش و قبول فرد توسط یک گروه و جمع، پذیرفتن فرهنگ آن‏هاست.[2]

ب:عوامل مربوط به مدرسه

مدرسه دومین سازمان اجتماعی است که در ساختار شخصیتی نوجوانان سهم مهمی را ایفا می‌کند. آگاهی مربیان نسبت به اصول بهداشت روانی در شکل‌گیری صحیح شخصیت کودکان اثر دارد. عواملی چون بی‌توجهی اولیاء مدرسه ، استرس‌های شدید تحصیلی، عملکرد تحصیلی ضعیف، ترک تحصیل، ورود به مدرسه جدید و احساس انزوای اجتماعی، بی‌علاقگی به فعالیت‌های مدرسه، عدم نظارت و کنترل کافی مسئولین مدارس بر دانش‌آموزان، مدیریت ضعیف مدارس و… از جمله عواملی محیطی تأثیرگذار در گرایش فرد به بزهکاری هستند.

[1] – فرجاد،محمد حسین، منبع پیشین ، ص95

[2]– دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، جامعه‏شناسی روش‏های درمان گروهی، ص 5

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی نقش سیاستهای آموزشی- تربیتی در پیشگیری از بزهکاری