پایان نامه حاکمیت شرکتی/:اهمیت حاکمیت شرکتی

ضرورت و اهمیت حاکمیت شرکتی

حاکمیت شرکتی طی قرن گذشته، با هدف ترویج و ارتقای کارایی، تخصیص پس انداز های مردم به سرمایه گذاری های پر بازده مطرح شده است. ساختار انگیزشی تجارت، گزارشگری و پاسخگویی به حساب ها، به اقتصاد ما خدمت کرده است. اگر حاکمیت شرکتی ما اشکلات عمده داشته باشد، نمی توانستیم به سطح جاری بهره وری برسیم. بیشتر تجربیات ما، به ویژه تجربه ورشکستگی انرو (ENRON) و قبل از آن، حاکی از این است که حاکمیتی که باید در شرکت هایمان داشته باشیم، برقرار نشده است. بر اساس قانون سهامداران مالک شرکت ها هستند و در حالت ایده آل، مدیران به نمایندگی از سوی سهامداران، باید منابع تجاری را به شکلی تخصیص دهند که در نهایت بالاترین منافع، عاید سهامداران شود.

همسو با رشد اقتصادی و همراه با بزرگ شده واحدهای تجاری کشورها، از کنترل سهامداران در عمل کاسته شده است زیرا مالکان سهام بیشتر پراکنده شده اند و تنها تعداد اندکی از سهامداران واقعی این امکان را می یابند تا در انتخاب اعضای هیئت مدیره و همچنین مدیر عامل نقشی را ایفا نمایند. البته انگیزه بیشتر سهامداران سرمایه گذاری در شرکت برای کسب سود است و نه به دست گرفتن کنترل و اداره آن.

بنابراین همه مسئولییت ها بر دوش مدیران شرکت  نهاده می شود که در این میان، نقش بالاترین مقام اجرایی (مدیرعامل) برجسته تر است. وی وظیفه هدایت کسب و کار را در سمت و سویی بر عهده دارد تا بالاترین عایدی را نصیب سهامداران کند. در واقع  هیات مدیره ای که سهامداران انتخاب می کنند، در بیشتر موارد از میان کسانی هستند که مدیرعامل به آنان معرفی می کند. وی استراتژی آن کسب و کار را تعیین می کند و نقش مهمی را در انتخاب رویه های حسابداری ایفا می نماید، رویه هایی که بر اساس آنها امکان اندازه گیری درجه توفیق یا شکست آن استراتژی فراهم می شود.

بدیهی است که اگر مدیرعامل تصمیم بگیرد بر اساس منافع سهامداران ، شرکت را اداره کند، نمونه و اندیشه ای را ارایه کرده است که به اتکای آن، همکاران و حسابرسان مستقل نیز خواهند توانست به شکلی رفتار کنند که آن حاکمیت بالفعلی برقرار شود که با الگوی سهامدارمداری در شأن شرکت ها انطباق دارد. چنین رهبری از طرف مدیر عامل برای دستیابی به هدف تخصیص بهینه سرمایه های در اختیار شرکت ها ضرورت دارد (اتاق بازرگانی، 1382، 18).

2-6 بازيگران عرصه حاكميت شركت

بازيگران شركتي را ميتوان در ۳ دسته بازيگران داخلي، بازيگران خارجي و هيات مديره ها تقسيم بندي نمود. البته در برخي تقسيم بندي ها نيز مي توان اعضاي مستقل هيات مديره را از جمع بازيگران خارجي و اعضاي اجرايي هيات مديره را، از جمله بازيگران داخلي شركت برشمرد. در تقسيم بندي ديگر، اين گونه بازيگران را مي توان به سرمايه گذاران، تأمين کنندگان منابع انساني مورد نياز و اعضاي تيم هاي مديريت شركتي تفکيک نمود.

براساس تقسيم بندي اول، بازيگران داخلي را ميتوان شامل کساني دانست که تصميمات شركتي  را اتخاذ نموده و به اجرا در مي آورند، در حاليکه بازيگران خارجي کساني هستند (حقيقي يا حقوقي) که سعي در اعمال نفوذ و کنترل بر تصميمات شركت را دارند (مينتزبرگ، ۱۹۸۳ ). از اين رو مديران و کارکنان درون شركت را ميتوان به عنوان بازيگران داخلي و سهامداران، تأمين کنندگان، مشتريان، نهادهاي دولتي و قانوني و … را تحت عنوان بازيگران خارجي معرفي نمود.

 

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه میان حاکمیت شرکتی و نسبت مالیات ابرازی به مالیات قطعی (مطالعه موردی: شرکتهای منتخب پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران