دیدگاه سیفرت درباره انگیزش:پایان نامه خود تنظيمي يادگيري

فرایندهای شناختی اجتماعی در نظریه بندورا :

سبک های انگیزشی :اساس روانشناسی تربیتی مدرن براین قرار دارد که توانایی از مهم ترین عوامل برای پیش بینی موفقیت تحصیلی  است .اگرچه روانشناسان ومربیان ممکن است در جزئیات ودر  دیدگاه ها با هم  اختلاف داشته باشند.  ولی همچنان شواهد زیادی اهمیت توانایی را اثبات می کنند( زانک[1]،2000)  با این حال  توانائی نمی تواند به طور کامل عملکرد مدرسه  را پیش بینی کند. در تحقیقاتی که برای شناسایی  دیگر متغیرهای موثر در  پیشرفت تحصیلی صورت گرفت، محققین  علاقه شایان توجهی به  جنبه های  مختلف سبکها معطوف  کردند. از اواخر1950تا اواسط1970  ، نوشته ها ومقالات علمی بسیاری در حوزه  سبکها  انتشار یافت .( زانک ، استرنبرگ[2]،2000) . مسئله انگیزش درقلب  برنامه های تربیتی سالم جای  دارد.از این رو برانگیختگی لازم برای یادگیری نه تنها ضرورت دارد ، بلکه  شرط وعامل  اصلی یادگیری موثر تلقی  می شود .به طور کلی برای یادگرفتن چیزهای تازه بایدهدفی بر انگیزاننده وجذاب  وجود  داشته باشد و یا دست کم موانع پیش روبه حداقل برسد رفتار وآگاهی فعلی ما  برای رسیدن به هدف  کافی و راهنما خواهد بود  و ما به یادگیری نیاز نخواهیم داشت(قشلاقی ،1370).

دیدگاه سیفرت درباره انگیزش :

براساس دیدگاه سیفرت ( 1994 ) ،انگیزش، تمایل یا گرایش به انجام عملی است ، به شکل خاص در حالی که انگیزه ، یک نیاز  یا خواست  ویژه ای است که موجب  انگیزش می شود ( نقل از سیف ،1380). انگیزه یک عامل نیرو دهنده ، هدایت  کننده و نگهدارنده رفتار است . بنابر این ،انگیزش را می توان  عامل کلی  رفتار دانست .در صورتی که انگیزه به صورت دقیق تر از انگیزش ،عامل ویژه تولید یک رفتار ویژه است(سیف،1388)

دیدگاه دسی و رایان درباره انگیزش :

نظریه خودتبیینی دسی و رایان ( 1985 )،  سه نیاز اساسی روانشناسی را مطرح می کند:  نیاز به شایستگی، نیاز به خود فرمانی ،  و نیاز به  ارتباط . زمینه های اجتماعی در برابر این نیازها یا مانع ایجاد میکند  یا شرایط برآورد ه ساختن آنها را مهیا می سازد ( دسی و مولر[3] ، 2005).  بر اساس این نظریه آنها به  بررسی انگیزه های مختلف  بر مبنای تعامل  این نیازها با شرایط محیطی پرداختند و سه انگیزه  را تعریف  وتبیین می کنند :انگیزش درونی( یعنی سایق پیگیری  یک فعالیت  که تنها  به خاطر خشنودی درونی  حاصل ازآن  پیگیری می شود ) .انگیزش بیرونی (سایق پیگیری یک  فعالیت بدون  اینکه  احساس تعلق  به آن وجود داشته باشد و تنها وسیله ای برای رسیدن به مقاصد دیگر  است ). بی انگیزگی ،( یعنی فقدان تمایل واشتیاق در پیگیری یک فعالیت است به  خاطر شکست در اثبات اینکه  بین رفتار وفعالیت ارتباط وجو دارد). ، (والرندوهمکاران ،1992؛ دسی و والرند ، پیتر و رایان[4] ،1991).

[1] . Zonc

[2]  . Steranberg

[3] .Moler

[4]. Piter&Rayan

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثربخشي آموزش گروهي مديريت زمان بر خود تنظيمي يادگيري دانش آموزان پيش دانشگاهي