ژانویه 27, 2021

تحقیق – بررسی روند تکوین شهر بندرترکمن و تعیین مناطق بهینه گسترش آتی آن- قسمت ۱۴

  1. نظریه تأثیر وسایط نقلیه و خطوط ارتباطی در توسعه شهرها

براساس این تئوری عوامل مختلف و متعددی در چگونگی توسعه ی کالبدی شهرها موثر بوده وسیمای آنها را تعیین می کنند، ولی وسایط ارتباطی نقش ویژه ای را ایفا کرده و چه بسا در موارد زیادی تعیین کننده بوده اند. بر اساس این نظریه، گسترش شبکه های حمل و نقل (جاده،بزرگراه و راه آهن) در اطراف شهر از طریق تسهیل در رفت و آمد و نیز افزایش قیمت زمینهای مجاور این شبکه ها، معمولا گسترش بیرونی شهر را در مسیر این خطوط هدایت می کنند. تمایل کارخانه ها به دوری از تراکم و استفاده بهتر و آسانتر از امکانات حمل و نقل، آنها را به مناطق پیرامونی می کشاند و این خود توسعه شهر به پیرامون را تسریع می کند (نجف زاده، ۱۳۸۵: ۴۰).

    1. توسعه فیزیکی شهر در کشورهای توسعه یافته

با نگاه به روند توسعه فیزیکی شهرها به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم، معلوم میگردد که یک عنصر محدود به نام زمین (زمین های قابل سکونت)تحت تأثیر عواملی چون ازدیاد جمعیت ، ادغام روستاها در بافت فیزیکی شهرها ، تغییر الگوی مصرف زمین و … با آهنگی سرسام آور کاهش می یابد. با عنایت بر این اصل که هیچ شهری نمیتواند علت وجودی داشته باشد مگر اینکه منابع بالفعل یا بالقوهی محیطی، شرایط توسعه آنرا فراهم سازد، به دنبال رشد فیزیکی شتابان مجتمع های زیستی ، بخش وسیعی از مرغوبترین و مناسبترین اراضی بلافصل شهرها که از دیرباز شرایط زیست محیطی لازم و کافی برای تجمع انسانها در آنها وجود داشته در معرض نابودی قرار میگیرد (محمدزاده،۱۳۷۶: ۲۲۲). رشد و توسعه شهری از چهرههای مشخص قرن بیستم است . برخلاف گذشته که عوامل اقتصادی گسترش دهندهی شهرنشینی و توسعه فیزیکی شهرها بوده است، اکنون فرآیند اجتماعی مهمترین عامل توسعه شهری در قرن حاضر است. زمینهی این تغییرات اجتماعی ، انقلاب صنعتی قارهی اروپا در قرن هجدهم بوده است. به هر حال تحولات پیچیدهی اقتصادی- فنی که بر اساس انقلاب صنعتی شکل گرفته بودند، موجب تغییرات عمیقتری در اندازه شهرها نسبت به جمعیت ساکن در آنها و آهنگ رشد شهرنشینی گردیدند، به گونه ای که امروزه توسعه شهری چه در کشورهای پیشرفته صنعتی و چه کشورهای در حال توسعه بارزترین نوع تکامل جوامع انسانی است(جعفری مهرآبادی، ۱۳۸۸: ۲۴). بعد از جنگ جهانی دوم ، توسعه شهری در کشورهای توسعه یافته با انگیزه های متفاوت شکل گرفت در این کشورها اشکال جدید توسعه شهری اغلب بر اساس استقرار آنها نسبت به شهر مرکزی (مادر شهر) تشخیص داده میشود. بنابراین میتوان سه دسته از اشکال توسعه شهری را در آنها بیان کرد:
شکل اول: توسعه شهری که خارج از منطقه شهری استقرار یافته اند. این شکل از توسعه بدون تداوم پیوستگی با شهر اصلی قرار دارد. در این گونه توسعه ، استقلال و خودگردانی جزء خصوصیات لاینفک آنهاست.
شکل دوم: توسعههای شهری که داخل یک منطقه شهری استقرار یافتهاند. این شکل از توسعه نیز بدون تداوم و پیوستگی با شهر اصلی می باشد. اینگونه سکونتگاهها فاقد استقلال و خودگردانی و اغلب دارای گسترش ناموزون در ابعاد کالبدی بوده و در بسیاری موارد وابسته به شهر مرکزی می باشند.
شکل سوم: توسعههای شهر در تداوم با شهر اصلی قرار گرفته اند و ادامه پیوستهی گسترش کالبدی شهرهای قدیمی و یا شهرهای جدید می باشند.آنچه که در زمینهی توسعه شهری برای کشورهای اروپایی مدنظر بود، توسعهی شهری همگام با حفظ نظم شبکه شهری است و در نظر گرفتن فاصلههای نه چندان زیاد بین قطبهای اصلی و ارتباط مناسب بین قطبها که در آن تعادل محلی و اشتغال مبنای توسعه قرار میگیرد. به همین دلیل شهرهای اقماری جدید وابستگی شدیدی را نسبت به شهر اصلی منطقه نشان میدادند (wu ،۲۰۰۸: ۳۷۴-۳۶۴). در کشورهای توسعه یافته به واسطهی وجود ضوابط و مقررات در ساخت و سازهای شهری ، انعطاف پذیری طرح های شهری، کنترل مهاجرتها، کنترل مالکیت زمین و … سبب گردیده است تا کالبد شهری به صورت موزون گسترش یابد(رضایی،۱۳۷۴: ۴۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

    1. توسعه فیزیکی شهر در کشورهای در حال توسعه

رشد انفجاری جمعیت در کشورهای در حال توسعه، مسائل و مشکلات متعددی با خود داشته که یکی از آنها توسعه فیزیکی شتابان شهرها بوده است. نتایج مطالعات نشان میدهد که شهر سائوپائولو سالانه به طور متوسط ۶۰ کیلومتر مربع بر وسعت خود میافزاید. همچنین شهر قاهره در مصر سالانه ۵۰۰ هکتار از زمینهای حاصلخیز دلتای نیل را به زیر ساخت و سازهای جدید میبرد(شاریه،۱۳۷۳: ۷۸ ). روند توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه مانند ساختن خانه ای بدون سقف است، در این کشورها تمام نهادهای شهرنشینی سرجای خود هستند، اما این نهادها، درون جوامعی که هیچگونه اتصال محکمی با آنها ندارند، به صورت معلق باقی میمانند و نهادهای بومی فاقد چارچوب لازم برای اتصال با جایگزینهای مدرن هستند(مابوگنج،۱۳۸۵: ۶۱). در کشور ما از گذشته بسیار دور ، نسبت جمعیت ساکن در نقاط شهری در مقایسه با جمعیت شهری کشورهای توسعه یافته و منطقه ، همواره بالا بوده است.در حالی که در سال۱۳۶۹ جمعیت شهرنشین کشورهای در حال توسعه کمتر از ۳۵ درصد گزارش شده گردیده ، این نسبت در کشور ما از ۶۰ درصد نیز تجاوز کرده است (زنجانی، ۱۳۷۶: ۵۲). بر اساس آمارهای موجود ، مقدار اراضی مزروعی کشور در سال ۱۳۵۲ بالغ بر ۱۷۴۸۱ میلیون هکتار بوده است. با آنکه بعد از انقلاب اسلامی حدود ۴۵۲ هزار هکتار از اراضی ملی کشور به اراضی زراعی موجود اضافه شده است، لیکن این رقم در سال ۱۳۶۷ حدود۱۷۱۵۰ میلیون هکتار را نشان می دهد. بدین ترتیب مقایسه ارقام یاد شده بیانگر آنست که جمع اراضی مزروعی که طی سالهای ۶۷-۱۳۵۲ به اراضی غیر مزروعی- نظیر احداث و توسعه شهرکها و گسترش شهرها – تبدیل شده اند، حدود ۷۸۴ هزار هکتار می باشد(جعفری مهرآبادی،۱۳۸۸: ۲۸). در حقیقت افزایش سریع جمعیت و نیز مهاجرتهای بیرویه در سطح کشور ، موجب گردیده است که در سه دهه اخیر مجتمعهای زیستی موجود یا جدیدالاحداث بیش از پیش گسترش یابد(محمدزاده،۱۳۷۶: ۷۱). بر حسب پیش بینی کارشناسان ، جمعیت شهری کشور در افق۱۴۰۰ به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر یعنی سه برابر جمعیت سال ۱۳۷۰ که۳۲ میلیون نفر بود، خواهد رسید. بنابراین در این فاصله ناگزیر باید حدود ۷۰۰ هزار هکتار خواه به صورت گسترش شهرهای موجود خواه به صورت ایجاد شهرهای جدید ، به امر شهرسازی جدید اختصاص یابد. این رقم مساحت که تقریباً ۲برابر مساحت همه شهرها تا سال ۱۳۷۰ است در خور توجه می باشد(توفیق،۱۳۸۰: ۶۰).

    1. جمع بندی

در این فصل، تعاریف اصطلاحات، مفاهیم و واژه هایی همچون برنامه ریزی، شهر، حریم و محدوده آن و غیره آمده است. سپس به معیارها و ضوابط توسعه فیزیکی شهر، عوامل موثر در توسعه فیزیکی شهرها، نظریه های توسعه فضایی- کالبدی شهر و همچنین به بررسی توسعه فیزیکی شهری در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه پرداخته شده است.
فصل سوم