نوامبر 24, 2020

بررسی ارتباط بین اجزاء اقلام تعهدی و هزینه معاملات سهام در شرکتهای پذیرفته …

۲-۲-۳ سود
در ابتدای پیدایش انسان، منفعت گرایی در ذات او بوده است. با پیدایش علم اقتصاد و در کنار آن حسابداری، مفهوم منفعت گرایی جای خود را پیدا کرده است بطوریکه حسابداری دو طرفه با نظریه مالکیت[۱۴] شروع شد.
بعدها تئوری تفکیک شخصیت[۱۵]مطرح گردید. در این تئوری، شخصیت واحد تجاری جدای از شخصیت صاحبان آن بوده و هدف موسسه، ایجاد سود حسابداری برای سهامداران و بستانکاران بوده است و به دلیل آن تئوری های موسسه[۱۶]، حقوق باقیمانده[۱۷] و وجوه[۱۸] مطرح شدند که هر کدام تقسیم جدیدتری از اطلاعات حسابداری، به خصوص سود را ارائه می دهند.
در تئوری وجوه، سود حسابداری معنی و مفهومی ندارد. در تئوری موسسه، واحد تجاری یک بنگاه اجتماعی به حساب می آید که برای عموم منافع ایجاد می کند و منافع آن سود حسابداری نیست بلکه معتقدند که موسسات با اهداف رفاهی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هم ممکن است ایجاد شوند. البته در کنار نظریه اقتصاددانان این نظریه وجود دارد که اکثر واحدهای تجاری برای سودآوری تأسیس می شوند. (علی پناه،۱۳۸۰)
۲-۲-۴ مفاهیم سود در حسابداری:
یکی از مواردی که همیشه در تعریف آن بین الگوهای مختلف هیچ گاه توافقی نبوده، اصطلاح سود می باشد. اصطلاح سود یکی از غیر ثابت ترین مفاهیم در دنیای تجارت می باشد. پاره ای از اندیشمندان حسابداری براین باورند «سودی که با یک مبنای واحد ارزش گذاری اندازه گیری شود، می تواند تأمین کننده نیازهای همه استفاده کنندگان باشد.» این محققان همچنان توافق عام دارند که اطلاعات ارزش جاری برای تصمیم گیریهای اقتصادی استفاده کنندگان، اطلاعات بسیار مفیدتری از اطلاعات سنتی مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی در اختیار آنها قرار می دهد.
شاید بتوان گفت که سود یکی از مفاهیمی است که حسابداری از اقتصاد به عاریت گرفته است. اگرچه از دیدگاه اطلاعاتی، مفهوم سود، بیشتر فعالیتهای حسابداری را توصیف می کند اما از لحاظ ملاک اندازه گیری بنیادی کماکان مورد تردید است. براساس مفروضات بازار کارایی سرمایه تحقیقات علمی نیز مؤید این دیدگاه است که سود حسابداری محتوای اطلاعاتی دارد.
مک نیل[۱۹] در بخشی پیرامون سود واقعی می نویسد: در حسابداری یک تعریف درست از سود وجود دارد و آن این است که سود افزایش در ثروت خالص و زیان، کاهش در ثروت خالص است.
این تعریف اگرچه تعریف یک اقتصاد دان می باشد اما مختصر، مفید، عینی و به صورت ریاضی هم قابل ارائه می باشد و باید گفت این یک ایده آل دست نیافتنی نیست (کرمی ،۱۳۸۹).
۲-۲-۵ اهداف گزارشگری سود
شرکتها بایستی در پایان هر دوره فعالیت، صورت های مالی اساسی تهیه نمایند. یکی از آن صورتهای مالی، صورت سود و زیان است که آخرین رقم آن سود واحد تجاری می باشد. با توجه به اهمیت وکاربردهای مختلف سود، اهداف گزارشگری سود شامل موارد ذیل می باشد:
سود به عنوان راهنمایی مورد تصور است که براساس آن سیاست های مربوط به سود تقسیمی و نگهداری سود تدوین می شود. سود را به عنوان شاخصی از بیشترین مبلغی می دانند که می تواند به صورت سود تقسیمی توزیع یا در شرکت سرمایه گذاری مجدد شود.
سود به عنوان راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیم گیری مورد توجه قرار می گیرد معمولاً چنین فرض می شود که سرمایه گذاران می کو شند بازده مبلغی را که سرمایه گذاری می کنند، به حداکثر برسانند، البته با توجه به درجه قابل قبولی از ریسک.
سود بعنوان یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده به حساب می آید که افراد را در امر پیش بینی سود ها و رویدادهای اقتصادی آینده یاری می دهد. سود شامل نتیجه های «عملیاتی یا سود عادی» و نتیجه های «غیر عملیاتی یا سود وزیان غیر عملیاتی ناشی از رویدادهای غیر مترقبه» می باشد که مجموع آنها برابر است با سود خالص.
فرض بر این است که سود عادی امری جاری و مستمر است ولی سود و زیان غیر عملیاتی ناشی از رویدادهای غیر متقربه چنین نیست. نتیجه تحقیق ها نشان می دهد که برای پیش بینی سود آینده، سود عادی یا جاری نسبت به سود خالص برتری دارد.
سود بعنوان معیاری از کارآیی مورد توجه قرار می گیرد. سود معیاری است از مباشرت مدیریت بر مبنای شرکت و کارآیی در انجام رساندن امور شرکت. بطوری که هیات استاندارد های حسابداری مالی این موضوع را بدین صورت ارائه کرده است:
«یکی از هدف های صورتهای مالی این است که در مورد قضاوت درباره توانایی مدیریت، از نظر استفاده بهینه یا اثر بخشی از منابع شرکت و جهت دادن به عملکرد در راستای دستیابی به هدف اولیه شرکت، که با گذشت زمان بالاترین مقدار نقد را به مالکان باز گرداند، اطلاعاتی مفید ارائه نماید».
گزارشگری سود می تواند به عنوان ابزاری باشد تا محدودیت براساس آن در مورد آینده برنامه ریزی نماید (موسی نژاد،۱۳۸۹)
۲-۲-۶ مفهوم اقتصادی سود
مفهوم اقتصادی سود همواره مورد توجه اقتصاد دانان بوده است. آدام اسمیت[۲۰] نخستین اقتصاد دانی بود که سود را به عنوان افزایش ثروت تعریف نمود[۲۱].
بیشتر کلاسیکها بویژه مارشال[۲۲] به پیروی از آدام اسمیت به مفهوم سود توجه کردند و آن را به مفهوم یا تصویری که از شیوه عملیات تجاری یا کسب کار داشتند، مربوط نمودند. برای مثال، آنها سرمایه ثابت و سرمایه در گردش را از یکدیگر تفکیک نمودند. آنها سرمایه فیزیکی و سود را از یکدیگر تفکیک و بر تحقق سود تاکید نمودند و آآآآااااتتتتآنآ آن را دلیلی برای شناسایی (ثبت) سود دانستند .
در آغاز سده بیستم ایده هایی در مورد سود ارائه شد. فیشر[۲۳]، لیندال و هیکس درباره ماهیت مفهوم اقتصادی سود یک دیدگاه جدید ارائه کردند. فیشر سود اقتصادی را بدین گونه تعریف کرد: یک سلسله از رویدادها که به حالت های مختلف مربوط می شوند: لذت بردن از سود روانی، سود واقعی و سود پولی. سود روانی عبارت است از مصرف واقعی شخص از کالاها و خدماتی که موجب لذت روانی و تامین خواسته ها می شوند. سود روانی[۲۴] یک مفهوم روانشناختی است که نمی توان آن را به صورت تقریبی بیان کرد. سود واقعی[۲۵] عبارتست از بیان رویدادهایی که موجب بروز یا افزایش لذت های روانی می شود. سود واقعی را می توان به بهترین شکل ممکن از طریق هزینه زندگی اندازه گیری کرد. به بیان دیگر، با پرداخت پول برای خرید کالا یا خدمات، قبل یا بعد از مصرف، می توان رضایت حاصل شده از طریق لذت روانی ناشی از سود را محاسبه کرد. از این رو، سود روانی، سود واقعی و بهای زندگی سه مرحله متفاوت از سود هستند. سرانجام سود پولی[۲۶] نمایانگر همه ی پول هایی است که به قصد مصرف در جهت تامین بهای زندگی دریافت می شوند.
به هر حال، سود روانی اساسی ترین پایه سطح سود را تشکیل می دهد و سود پولی مرحله ای از سود است که اغلب آنرا سود می دانند، فیشر تصور کرد که برای حسابداران سود واقعی (نسبت به بقیه) جنبه عملی و کاربرد بیشتری دارد. به هر حال، سود روانی اساسی ترین پایه سطح سود را تشکیل می دهد، فیشر همچنین تصور کرد که برای حسابداران سود واقعی (نسبت به بقیه) جنبه علمی و کاربرد بیشتری دارد.
لیندال[۲۷] مفهوم سود را در قالب «سود تضمین شده (بهره) » بیان کرد و مقصود، افزایش مستمر کالاهای سرمایه ای در طول زمان می باشد. این دیدگاه باعث شده که مفهوم پذیرفته شده سود اقتصادی در قالب مصرف به اضافه پس اندازی که انتظار می رود در طی یک دوره زمانی مشخص به وجود آید، مطرح شود . پس انداز برابر است با تغییر در سرمایه اقتصادی .
این مفهوم را می توان بصورت رابطه زیر بیان نمود:
-)
سود اقتصادی
C: مصرف
: سرمایه در دورهt
سرمایه در دوره t-1
هیکس اقتصاد دان انگلیسی و برنده جایزه نوبل با استفاده از مفاهیم ارائه شده بوسیله فیشر و لیندال، تئوری عمومی «سود اقتصادی»[۲۸] را ارائه نمود که می توان آن را بدین صورت تشریح کرد که سود عبارتست از حداکثر مبلغی که یک شخص می تواند طی یک دوره زمانی مشخص به مصرف رساند بطوریکه ثروت او در پایان دوره همان ثروت اول دوره باشد[۲۹] (ظریف فرد ، ۱۳۷۸).
۲-۲-۷ نارسایی محتوای اطلاعاتی سود
حسابداری تعهدی متضمن قضاوت های شخصی متعدد است. در تعیین سود، مشکل مفهومی و اجرایی متعددی در ارتباط با اقلام قابل انتقال به دوره های آتی، تسهیلات، تخصیصها و ارزیاببیها وجود دارد، در حالی که در محاسبه گردش وجه نقد اثر این گونه داوریها به حداقل می رسد. به دلیل وجود رویه های گوناگون حسابداری، سود به معنای مقایسه بنگاه ها با یکدیگر زیر سؤال قرار می گیرد. منتقدان این اتهام را بر سیستم حسابداری وارد می آورند که بجای محتوای اقتصادی رویدادها، محتوای حسابداری آنها را ثبت می نماید. برخی از رویدادهای اقتصادی اصلا در سیستم حسابداری شناسایی نمی شوند. در حالی که رویدادهای دیگری که در اهمیت اقتصادی آنها جای تردید وجود دارد با تمام جزئیات مربوط ثبت می شوند. لذا سود اتکای بیشتری بر ساختارهای حسابداری دارد تا بر واقعیات اقتصادی.
پرفسور «لی» معتقد است که سود یک مفهوم انتزاعی است در حالیکه وجه نقد یک منبع عینی می باشد. وی معتقد است، ادامه حیات بنگاه یکی از اولین ملاحضات بوده و وجه نقد یکی از مهم ترین عوامل بقای هربنگاه را تشکیل می دهد. فقط بنگاه هایی می توانند به بقای خود ادامه دهند که در عین سودآور بودن، بتوانند نیازهای خود را تأمین نمایند. درک وضعیت قدرت پرداخت بنگاه یکی از ضروریات می باشد و سود این اطلاعات را به وضوع تأمین نمی نماید (بلوکی،۱۳۸۱).
۲-۲-۸ نقاط قوت سود حسابداری
پرفسورایجری[۳۰] ،کوهلر[۳۱]، لیتل تان[۳۲] و ماتز[۳۳]در زمره مهم ترین و پرشورترین مدافعان سود حسابداری قرار می گیرند. در این بخش درباره ۴ دیدگاه یا عقیده اصلی آنها بحث می شود.
نخستین دیدگاه در تائید سود حسابداری این است که سود مزبور توانسته است در طول زمان همواره سر بلند بماند. اغلب استفاده کنندگان داده های حسابداری بر این باورند که سود حسابداری سودمند است و در برگیرنده یک عامل تعیین کننده از شیوه های عملی، روشهای اجرایی و الگوهای تصمیم گیری می باشد. کوهلر در تائید چنین دیدگاهی میگوید: «موجودیت کنونی حسابداری نه به سبب علاقه یا درخواست حسابداران بلکه به سبب اعمال نفوذ تجار، کسبه یا سوداگران است. اگر کسانی که درباره سرمایه گذاری ها
تصمیم می گیرند به گزارش های مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی، دسترسی نداشتند، از مدت ها پیش تغییرهایی در حسابداری بوجود آمده بود.»[۳۴]
دوم، از آنجایی که سود حسابداری مبتنی بر رویدادهای واقعی وحقیقت است، این سود بصورت عینی محاسبه و گزارش شده است. از این رو اصولاً قابل اتکا می باشد. اعتقاد طرفداران استفاده از سودحسابداری مبنی بر اینکه حسابداری باید واقعیت را (ونه ارزشها را) گزارش نماید، باعث می شود که عینیت این سود مورد تایید قرار گیرد.

این مطلب را هم بخوانید :  پاسخ رفتاری کاربران به تبلیغات اینترنتی تبیین نقش اعتماد و نگرش به ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است