فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول کلیات پژوهش
مقدمه3
بیان مسئله4
اهمیت و ضرروت پژوهش8

هدف پژوهش9
هدف کلی9
فرضیه های پژوهش9
فرضیه های اصلی 9
فرضیه های فرعی9
تعریف نظری و عملیاتی تحقیق10
تعریف نظری شیوه های فرزند پروری10
تعریف نظری کیفیت زندگی10
تعریف نظری ابعاد شخصیت سرشت و منش10
تعریف نظری نوجویی10
تعریف نظری آسیب پرهیزی10
تعریف نظری پاداش وابستگی10
تعریف نظری پشتکار10
تعریف نظری خودراهبردی10
تعریف نظری همکاری11
تعریف نظری خود-فراروی11
تعریف نظری اختلال هویت جنسی11
تعریف عملیاتی سبک والدینی11
تعریف عملیاتی کیفیت زندگی11
تعریف عملیاتی ابعادشخصیت سرشت و منش12
تعریف عملیاتی نوجویی12
تعریف عملیاتی آسیب پرهیزی12
تعریف عملیاتی پاداش وابستگی12
تعریف عملیاتی پشتکار12
تعریف عملیاتی خود راهبردی12
تعریف عملیاتی همکاری12
تعریف عملیاتی خود-فراروی12
تعریف عملیاتی اختلال هویت جنسی12
فصل دوم مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش
مبانی نظری شیوه فرزند پروری15
مبانی نظری کیفیت زندگی26
مبانی نظری شخصیت42
مبانی نظری هویت و اختلال هویت جنسی ………………………………………………………………………………………..68
پیشینه پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………………..82
اختلال هویت جنسی و سبک های والدینی ……………………………………………………………………………………….82
اختلال هویت جنسی و کیفیت زندگی…………………………………………………………………………………………….. ..4 8
اختلال هویت جنسی و ویژگی های شخصیتی…………………………………………………………………………………….85
فصل سوم روش اجرای پژوهش
طرح کلی پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………………90
جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………………………………………..90
نمونه آماری و روش نمونه آمارگیری…………………………………………………………………………………………………90
ابزارهای اندازه گیری و نحوه اجرای آنها…………………………………………………………………………………………….91
اختلال هویت جنسی………………………………………………………………………………………………………………………..91
سبک های والدینی……………………………………………………………………………………………………………………………91
ابعاد شخصیت سرشت و منش…………………………………………………………………………………………………………..95
روش آماری تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………..97
ملاحظات اخلاقی پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………97
فصل چهارم یافته های پژوهش
مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………99
بخش آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………………………100
یافته های استنباطی…………………………………………………………………………………………………………………………..104
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
خلاصه………………………………………………………………………………………………………………………………………….116
تبیین یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش…………………………………………………………………………………..116
محدودیت های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………..124
پیشنهاد های پژوهشی………………………………………………………………………………………………………………………124
پیشنهادهای کاربردی……………………………………………………………………………………………………………………….125
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………..128
پیوست………………………………………………………………………………………………………………………………………….145
چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………..153

فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول3- 1میزان پایایی پرسشنامه فرزند پروری یانگ93
جدول3-2 ابعاد هشت گانه کیفیت زندگی به همراه تعداد و شماره عبارات95
جدول3-3 نمره گذاری مقیاس کلونینجر96
جدول3-4 پایایی و روایی مقیاس کلونینجر 97
جدول4-1 توصیف شاخص های آماری سبک های والدینی در بین گروه نمونه مورد بررسی به تفکیک بیمار و سالم …………………………………………………………………………………………………………………………………………….101
جدول4-2 توصیف شاخصهای آماری مؤلفه های کیفیت زندگی در بین گروه نمونه مورد بررسی به تفکیک بیمار وسالم……………………………………………………………………………………………………………………………………101
جدول4- 3 توصیف شاخص های آماری سرشت و منش در بین گروه نمونه مورد بررسی به تفکیک بیمار و سالم………………………………………………………………………………………………………………………………………………102
جدول4-4 مقایسه سبک های والدینی در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و بهنجار…………………………….104
جدول4-5 مقایسه ابعاد سرشت و منش در بین افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و بهنجار ………………….106
جدول4-6 مقایسه کیفیت زندگی در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار ………………………….107
جدول4-7 مقایسه ابعاد سرشت و منش در بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی ………………108
جدول4-8- مقایسه سبک های فرزندپروری مادران و پدران در بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی …………………………………………………………………………………………………………………………………………109
جدول4-9 مقایسه کیفیت زندگی در بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی………………………113

فهرست اشکال
عنوان شماره صفحه
شکل2-1 الگوی چهارگانه فرزند پروری مک کوبی و مارتین……………………………………………………………..21
شکل2-2 عوامل مرتبط با کیفیت زندگی………………………………………………………………………………………….37
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک های والدینی،کیفیت زندگی و ابعاد شخصیتی سرشت و منش در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار می باشد.روش:.40 فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی و 40فرد بهنجار با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.
ابزار:در این مطالعه از پرسشنامه شیوه های فرزند پروری یانگ ،پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه شخصیت سرشت ومنش کلونینجر استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق t-testبرای گروه های مستقل وt-test برای گروه های وابسته انجام گردید.
نتایج:یافته ها نشان داد که بین سبک های والدینی افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و بهنجار تفاوت معنا داری وجود دارد.مولفه محرومیت هیجانی در بیماران بیشتر از گروه بهنجار ومولفه های آسیب پذیری و ایثاردر گروه بهنجار بالاتر از گروه بیمار در این پژوهش بود.همچنین در مقیاس کیفیت زندگی تنها در مولفه عملکرد اجتماعی میانگین گروه بهنجار بیشتر از گروه بیمار بود و در مقیاس ابعاد شخصیتی سرشت و منش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و گروه بهنجار رابطه معناداری بدست نیامد.
کلمات کلیدی:سبک های والدینی،کیفیت زندگی،ابعادشخصیت سرشت ومنش،اختلال هویت جنسی
فصل اول
طرح تحقیق
مقدمه
یکی از مهمترین وجوه هویت انسانی، هویت جنسی است. این که انسان زن نامیده شود یا مرد، پس از هستی و حیات او مهمترین وجه شناسایی و ارزش گذاری هر فرد توسط خود و محیط پیرامون آن فرد است. پس این نقش ها به کودک آموخته شده و او را در جهت تقویت رفتارهای متناسب با جنسیت او تشویق می کند. اما این فرایند طبیعی که در اکثریت موارد با موفقیت طی می گردد، در پاره ای موارد مسیر متفاوتی را می گذراند، به طوری که کودک در مورد تعلق خود به یکی از دو جنس دچار تردید شده یا کاملاً خود را متعلق به جنس مخالف جنسیت بیولوژیک خود می داند که در این وضعیت وی دچار اختلال هویت جنسی1 می شود. چنین وضعیتی معمولاً با رشد کودک ادامه می یابد و در مواردی نیز به قوت ادامه یافته و به حداکثر شدت خود یعنی تقاضای فرد برای تغییر مشخصات آناتومیک خود به صورت جنسیتی که فرد خود را متعلق به آن می داند، برسد. به این دسته از افراد ترانسکسچوال2 گفته می شود (گیدنز، 1386).
معمولاً در مراجعان مبتلایان به اختلال هویت جنسی، متغیرهای متعددی را در فضای ارتباطات درون خانوادگی و شرایط اولیه رشد مشاهده می کنیم که آنان را از دیگران متمایز می سازد. این تمایز این فرض را قوت می بخشد که چارچوب رشد و ارتباطات اولیه کودک می تواند کیفیتی فراهم سازد که منجر به ایجاد اختلال هویت جنسی شود. به علاوه در این اختلال عوامل گوناگونی از لحاظ سبب شناسی دخالت دارد. از عوامل زیستی- روانی مانند: استرس قبل از تولد، اختلالات ژنتیکی، هورمونی مشکلات عصبی و مشکلات مربوط به سیستم عصبی مرکزی و همچنین برخی ویژگی های شخصیتی، می توان به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در شکل گیری این اختلال نام برد. درصد فراوانی این اطلاعات در جمعیت عمومی در مردان ،یک هزارم و در زنان یک سه هزارم می باشد (رئیسی و ناصحی، 1383).
بیان مسئله
هویتجنسی به عنوان یک ویژگی روان شناختی،نمایانگر احساس فرد از مذکر بودن یا مونث بودن خود است و در حالت طبیعی با جنسیت آناتومیک فرد مطابقت دارد (کاپلان3 و سادوک4،2003).
اختلال هویت جنسی به عنوان گروهی از اختلالات تعریف می شوند که ویژگی مشترک آنها ترجیح قوی و پایدار برای اتخاذ وضعیت و نقش جنس مخالف است. مبتلایان به اختلال هویت جنسی افرادی هستند با هویت جنسی پایداری که با جنسی که متولد شده اند متباین است و تمایل دارند که ظاهر بدنشان را مطابق با هویت جنسی شان تغییر دهند ( ویال 5و همکاران،به نقل ازبشارت وهمکاران، ۱۳۹۱).
برخی از آنها افرادی هستند که با جنس فیزیکی مذکر و هویت جنسی مونث ( MF-TS) و گروهی دیگر دارای جنس فیزیکی مونث و هویت جنسی مذکر FM-TS) )هستند. این اختلال بیشتر ، افرادی را که از لحاظ زیست شناختی مذکر هستند درگیر می کند (سان و بوسینیسکی6، 2007).
اختلال هویت جنسی پریشانی بالینی یا تخریب در حیطه های مهم عملکرد اجتماعی، شغلی و دیگر زمینه ها ایجاد میکند و همچنین بر نظام شخصیتی و رفتاری و در نهایت بر سازگاری اجتماعی افراد تاثیر می گذارد.اولین مشکل در خانواده بوجود می آید که پدران و مادران این افراد حاضر به قبول چنین مسله ای نیستند.به علت دیدگاه های فرهنگی و اجتماعی و جنبه های تعصبی و آبرو به خود اجازه نمیدهند که برای رفع این مشکل اقدامی انجام دهند ترس از زبانزد شدن در فامیل، اجتماع و محله زندگی باعث میشود در مقابل این خواسته ومیل فرزندانشان مقاومت به خرج دهند که در نتیجه منجر به جدال، کشمکش ضرب و شتم و راندن آنها از خانه و خانواده میشود.مطالعات انجام شده بر روی خانواده های بیماران اختلال هویت جنسی نشان میدهد که بسیاری از آنان پدر ومادری سختگیر خشک و طردکننده داشته اند.در ایران نیز هفتاد درصدوالدین این بیماران، برخوردی توام با عصبانیت و سرکوب داشته و یا از شنیدن تقاضای فرزندشان برای تغییر جنسیت متحیر و غمگین می شوند (جواهری و کوچکیان 1385).
به علاوه خانواده ها، مسایل هویتی افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی را به سادگی درک نمی کنند و با آن کنار نمی آیند. محیط خانواده ها به جای آنکه در راستای تلاش برای فهم احساسات فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی باشد عمیقاً تحت تاثیر پیش داوری های اجتماعی است ( پارولا 7و همکاران، 2010).

این در حالی است که حمایت اجتماعی و خانوادگی و کیفیت زندگی می توانند متغیرهایی باشند که به عنوان ضربه گیر در برابر پریشانی هیجانی این افراد به کار روند (گامزگیل 8و همکاران، به نقل از بشارت وهمکاران،1391).
در واقع در مراجعان مبتلایان به اختلال هویت جنسی ، متغیرهای متعددی را در فضای ارتباطات درون خانوادگی و شرایط اولیه رشد مشاهده می کنیم که آنان را از دیگران متمایز می سازد. این تمایزات، این فرض را قوت می بخشد که چارچوب رشد و ارتباطات اولیه کودک می تواند کیفیتی فراهم سازد که منجر به ایجاد اختلال هویت جنسی شود. هرخانواده ای شیوه های خاصی را در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش بکار می گیرد این شیوه ها که شیوه های فرزندپروری نام دارد متاثر از عوامل مختلف از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره میباشد (هاردی9 و همکاران ،نقل از حسینی نسب و همکاران،۱۳۸۳).
شیوه های فرزند پروری به عنوان مجموعه یا منظومه ای ازرفتارها ،که تعاملات والد-کودک را در طول دامنه گسترده ای از موقعیتها توصیف می کند و فرض شده است که یک جو تعاملی تاثیر گذار را بوجود می آورد.شیوه های فرزندپروری یک عامل تععین کننده و اثر گذار است که نقش مهمی درآسیب شناسی روان و رشد کودک بازی می کند (علیزاده و آندرایس، نقل از حسینی نسب و همکاران، 1383)
یانگ10 معتقد بود که برخی از طرحواره ها، به ویژه آنها که عمدتاً در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی و روابط والدین کودک شکل می گیرند، ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت، مشکلات منش شناختی خفیف تر و بسیاری از اختلالات مزمن محورI قرار بگیرند (یانگ و همکاران، 1386).
تجارب بین شخصی اولیه بر عملکرد بین شخصی آینده و روشهای تنظیم مشکلات تاثیر می گذارد ( بشارت و همکاران،1391).
اختلال در پذیرش نقش جنسی یا اختلال هویت جنسی از جمله اختلالاتی است که افراد را دچار سردرگمی نموده و آنها را از پذیرش و ارائه مسئولیتها و حقوق و امتیازات اجتماعی محروم می دارد چرا که اغلب افراد از پذیرش مردان زن نما یا زنان مرد نما پرهیز می کنند. اختلال هویت جنسی مسیر زندگی فرد را دگرگون می کند.مشکلات فراوانی در تمامی ابعاد جسمی ،روانی ،اجتماعی،اقتصادی و خانوادگی ایجاد می کند. باعث افزایش احساس وابستگی، کاهش اعتماد به نفس ، کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش احساس آسیب پذیری در مبتلایان می شود. عملکردهای روزانه، فعالیتهای اجتماعی و آرامش فکری را دچار نابسامانی می کند و باعث می شود مبتلایان به دیگران وابسته و نیازمند حمایت آنان گردند. به علاوه نتوانند در فعالیتهای اجتماعی معمول شرکت کنند، تمامی این مشکلات به همراه درمانهای مختلف،
عوارض و هزینه های بالای درمان، کاهش کیفیت زندگی آنها را در پی دارد ( موحد وحسین زاده کاسمانی ،1389).
کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است نه یک ماهیت ایستا به این معنی که یک فرآیند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل هستند.برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف میتواند بر روی ارتباطات خانوادگی نیز اثر بگذارد. کیفیت زندگی ضعیف می تواند موجب بکارگیری مکانیسم های مقابله و سازگاری ناموثر در افراد شده و متعاقباً موجب افزایش تنش در آنان گردد. و افزایش تنش در ارتباط با عوامل جسمی و فیزیکی بوده و می تواند شدت بیماری را در افراد افزایش دهد (آقا مولایی ،1384،به نقل از موحد وحسین زاده کاسمانی،1389).
آشفتگی در هویت جنسی موجب سردرگمی و اغتشاش در نقش ورفتار جنسی مناسب فرد شده و به دنبال آن روابط اجتماعی و بین فردی نیز تحت تاثیر قرار گرفته که منجر به بروز رفتارهای انحرافی و اختلال در شخصیت می شود.نتایج مطالعات نشان میدهد که بین ویژگی های شخصیت و رفتارهای جنسی رابطه معناداری وجود دارد.این مطالعات همچنین بیان میکنند که رفتارهای جنسی خاص متاثر از ویژگی های شخصیتی به ویزه نوروزگرایی، منجر به ایجاد بدکارکردی های جنسی در افراد می شود. همچنین با توجه به بافت فرهنگی کشور ما، پذیرش اجتماعی رفتارهای افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی بسیار سخت و برای افراد مبتلا فرآیند استرس آوری است که این شرایط می تواند منجر به مشکلات شخصیتی و روان شناختی در این افراد شود (قاعدی و همکاران،1386 ).
کلونینجر11 تلاش کرده است با نگاه و تأکید بر پارامترهای زیست شناختی، یک چهارچوب نظری محکم در باب شخصیت پدید آورد که هم شخصیت بهنجار و هم نابهنجار را در بر می گیرد.
براساس این دیدگاه در الگوی هفت عاملی کلونینجر شخصیت متشکل از دو سازه بنیادی سرشت ومنش در نظر گرفته میشود. بعد سرشتی شامل نوجویی-اجتناب از آسیب-وابستگی به پاداش و پشتکار و بعد منشی شامل خود راهبری –همکاری و خودتعالی بخش هستند (سوراکیک12 و کلونینجر، 2000).
تاکنون بررسی این ابعاد درافراد مبتلا به اختلال هویت جنسی در ایران صورت نگرفته است با توجه به کاربرد این تست در تشخیص و درمان لزوم بررسی آن احساس می شود.
مطالعات نشان می دهد که نمره های زنان و مردان مبتلا به اختلال هویت جنسی در بعدسرشت، وابستگی به پاداش ودر بعد منش، همکاری، کمتر از مردان و زنان گروه کنترل بوده است (گامزگیل وهمکاران، 2013)
پژوهش حاضر بر آنست تا شیوه های فرزند پروری، کیفیت زندگی و ابعادشخصیتی سرشت و منش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی را بررسی و آن را با افراد بهنجار مقایسه کند.

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
شیوع اختلال هویت جنسی در مقایسه با بسیاری از اختلالات حول محور II و Iرقمی بسیار پایین محسوب میشود اما به عقیده جواهری(1385) علی رغم این که شمار افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی نسبت به بیماران و مبتلایان به اختلالات دیگر اندک است ولی از آن جا که این شرایط نظام شخصیتی و رفتاری و در نهایت سازگاری اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد میتواند به یک منبع بحران تبدیل شود.
افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی علاوه بر مشکلات و محدودیتهایی که اختلال جنسی برای آنها ایجاد می کند ( مانند مشکلات بدنی، ظاهری، جنسی و شغلی) با نگرانی هایی از قبیل درگیری های خانوادگی، درک نشدن توسط دیگران و طرد از سوی خانواده و اجتماع نیز مواجه هستند و در واقع یکی از مهمترین زمینه هایی که افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی در آن دچار مشکلات زیادی هستند سبکهای ارتباطی وشیوه های فرزند پروری والدین میباشد. و چون علائم این اختلال در فرآیند تحول خیلی زود پدیدار می شود به نظر می رسد که تامل در زمینه سبک ارتباطی والدین با فرزندان در پیدایش این اختلال می تواند حائز اهمیت باشد (بشارت و همکاران ،1391 ).
بنابراین برخی پژوهشگران در بررسی و ارزیابی مطالعات نشان می دهندکه بین اختلال هویت جنسیتی و غفلت هیجانی والدینی همچنین طرد والدینی رابطه وجود دارد (پارکر وبار13،1982، به نقل از بشارت و همکاران،1391).
آشفتگی در هویت جنسی موجب سردرگمی و اغتشاش در نقش و رفتار جنسی مناسب فرد شده و به دنبال آن روابط اجتماعی و بین فردی نیز تحت تاثیر قرار میگیرد (کوپر 14و همکاران، 1988،به نقل از بشارت وهمکاران، 1391).
یکی ازعواملی که از سنین بسیار کم آسیب بذیری برای بسیاری از مسایل و مشکلات آینده را بیش بینی می کند ساختار شخصیت است ساختار کلی و ابعاد شخصیت در سنین کودکی استقرار می یابند و از ثبات بالایی در طول زمان برخوردارند (پورشهباز،۱۳۹۱).
این افراد علاوه بر وجود خود اختلال با مشکلات عدیده ای نیز روبرو هستند از جمله مشکلات شخصیتی و روان شناختی، که پیامد چنین مشکلاتی کاهش کیفیت زندگی این افراد خواهد بود. بررسی یافته ها نشان میدهد افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی که نیازهای اولیه خود را تامین کرده و بدنبال رفع نیازهای بالاتر هستند از اختلالشان کاسته شده و کیفیت زندگیشان به مراتب افزایش می یابد (موحد وحسین زاده کاسمانی ،1389).
در کشور ماآگاهی عمومی در مورد این اختلال بسیار محدود است و همین آگاهی اندک یا نادرست موجب برخوردهای نادرست، نامناسب وغیر منطقی می شود .برای کمک به این افراد ودر نهایت کمک به بهداشت روانی جامعه، بالا بردن سطح آگاهی عمومی مردم در مورد این اختلال، حمایت از این افراد در کسب حقوق شهروندی خود و بررسی سبب شناسی اختلال ضرورت دارد (خدایاری فرد و همکاران ،1382، به نقل از مومنی جاوید و شعاع کاظمی،1390ِ).
با شناسایی سبک های والدینی افراد مبتلابه اختلال هویت جنسی احیانا میتوان در مورد پیشگیری از بروز اختلال یا حداقل برخورد مناسب با افراد مبتلا ،به والدین آموزشهایی ارائه داد.همچنین با شناخت نقاط ضعف در ابعاد کیفیت زندگی این بیماران،درمانگران می توانند برای بهبود کیفیت زندگی آنان راهکارهایی بیندیشند.و نهایتا شناسایی ابعاد سرشت و منش افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی میتواند در فرایند مشاوره و روان درمانی این افراد کمک کننده باشد.
هدف پژوهش:
هدف کلی: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای سبک والدینی، کیفیت زندگی و ابعاد شخصیتی سرشت و منش در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار می باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فرضیه های اصلی تحقیق:
الف) بین سبک های والدینی در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد.
ب) بین ابعاد سرشت ومنش در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی و افراد بهنجار به طور معناداری تفاوت وجود دارد.
ج) بین کیفیت زندگی در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی با افراد بهنجار تفاوت معناداری وجود دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق:
1-آیا بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی در ابعاد سرشت و منش تفاوت معناداری وجود دارد؟
2-آیا بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی در سبکهای فرزند پروری پدر و مادر تفاوت معناداری وجود دارد؟
3-آیا بین دختران و پسران مبتلا به اختلال هویت جنسی در کیفیت زندگی تفاوت معناداری وجود دارد؟
تعاریف نظری و عملیاتی
تعریف نظری
شیوه های فرزند پروری
هر خانواده ای شیوه های خاصی در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار می گیرد که این شیوه ها، شیوه های فرزند پروری نامیده میشود. در واقع میتوان شیوه های فرزند پروری را به صورت مجموعه یا منظومه ای از رفتارها که تعاملات والد- کودک را در طول دامنه ی گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند، تعریف کرد (هاردی و همکاران، 1993).
کیفیت زندگی
کیفیت زندگی از نظر لغوی به معنی چگونه زندگی کردن است با وجود این، مفهوم آن برای هر کس منحصر به فرد و با دیگران متفاوت می باشد. سازمان جهانی بهداشت تعریف جامعی از کیفیت زندگی ارائه داده است: درک فرد از وضعیت کنونی اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می کند و ارتباط این دریافت ها با اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت های مورد نظر فرد (نیلفروشان، 1384). ابعاد شخصیت سرشت ومنش
تعریف نظری نوجویی
فعال سازی رفتار در پاسخ به محرک های جدید و نشانه های پاداش و رهایی از تنبیه است. تفاوت های فردی در چنین قابلیتی، نوجویی نامیده می شود.
تعریف نظری آسیب پرهیزی
بازداری رفتاری در پاسخ به محرک های تنبیه یا نبودن پاداش است که در هنگام بروز چنین علایمی در محیط فعال می گردد، سپس تفاوت های فردی را که با قابلیت وقفه یا بازداری رفتاری مرتبط می گردد، آسیب پرهیزی نامیده می شود.
تعریف نظری پاداش وابستگی
رفتاری که با پاداش تقویت می شود معمولاً تا مدتی پس از قطع پاداش ادامه می یابد که تفاوت های فردی در تداوم پاسخ پس از قطع پاداش، پاداش وابستگی نامیده می شود.
تعریف نظری پشتکار
سخت کوشی، تداوم در کار علیرغم فشارها، پیش قدم در انجام امور، عدم خستگی و رنجش در مقابله با انتقادات، انطباق پذیری با شرایط پیش بینی نشده و چالشگر در برابر سختی کار.
تعریف نظری خود راهبردی
بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان یک فرد مستقل که دارای زیر مجموعه های وحدت، احترام، عزت، تأثیربخشی، رهبری و امید است تعریف شده است.
تعریف نظری همکاری
بر پایه پنداشت از خویشتن به عنوان بخشی از جهان انسانی و جامعه قرار دارد که از آن حس اجتماعی، رحم، شفقت، وجدان مقابل به انجام امور خیریه مشتق می شود.
تعریف نظری خود- فراروی
بر پایه مفهوم از خویشتن به عنوان بخشی از جهان ما منابع پیرامون آن مطرح شده است که با پندارهای حضور رازگونه، ایمان مذهبی و متانت و صبوری غیر مشروط همراه است (کاویانی،1386).
اختلال هویت جنسی
ملال جنسی اشاره به پریشانی دارد که ممکن است همراه با ناهماهنگی یا عدم تناسب بین جنسیت تجربه شده یا ابراز شده فرد با جنسیت تعیین شده وی باشد.اگرچه همه افراد پریشانی را به عنوان نتیجه این ناهماهنگی تجربه نخواهند کرد و بسیاری، پریشانی را متحمل نمی شوند اگر مداخلات فیزیکی مورد نظر با استفاده از هورمون ها و یا عمل جراحی در دسترس باشد. این اصطلاح در حال حاضر توصیفی از اصطلاح اختلالات هویت جنسی در DSM-IV می باشد وبر ملال به عنوان مشکل بالینی تمرکز دارد تا هویت به خودی خود.(انجمن روانپزشکان آمریکا،2013).
تعاریف عملیاتی
سبک والدینی
نمره ای که بر اساس پرسشنامه سبک فرزند پروری یانگ بدست می آید و شیوه غالب تربیتی والدین را نشان میدهد.
کیفیت زندگی
میزان کیفیت زندگی، نمره است که آزمودنی ها از پرسشنامه 36-SF به دست می آورند. این پرسشنامه دارای 36 عبارت است که هشت حیطه مختلف سلامت را مورد ارزیابی قرار می دهد:
1. سلامت عمومی
2. عملکرد جسمانی
3. محدویت ایفای نقش به دلایل جسمانی
4. محدویت ایفای نقش به دلایل عاطفی
5. درد بدنی
6. عملکرد اجتماعی
7. خستگی بانشاط
8. سلامت روانی (منتظری و گشتاسبی، 1384).
ابعاد شخصیت سرشت ومنش
تعریف عملیاتی نوجویی
نمره ای که آزمودنی از پاسخ دادن به سؤالات خرده مقیاس نوجویی به تستTCIبه دست می آورد.
آسیب پرهیزی
نمره ای که آزمودنی از پاسخ دادن به سؤالات خرده مقیاس آسیب پرهیزی به تست TCI به دست می آورد.
پاداش وابستگی
نمره ای که آزمودنی از پاسخ به سؤالات خرده مقیاس پاداش وابستگی به تست TCI به دست می آورد.
پشتکار
نمره ای که آزمودنی از پاسخ به سؤالات خرده مقیاس پشتکار به تست TCI به دست می آورد.
تعریف عملیاتی خود راهبردی
نمره ای که آزمودنی از پاسخ به سؤالات خرده مقیاس خود راهبردی به تست TCI به دست می آورد.
همکاری
نمره ای که آزمودنی از پاسخ به سوالات خرده مقیاس همکاری به تست TCIبه دست می آورد.
خود- فراروی
نمره ای که آزمودنی از پاسخ به سؤالات خرده مقیاس خود-فراروی به تست TCI به دست می آورد (کاویانی،1386).
اختلال هویت جنسی
در تعریف عملیاتی اختلال هویت جنسی، میتوان اشاره کرد به آنچه که فرد بر اساس ملاک های تشخیصی DSMتوسط مصاحبه ای که روانشناسان و روانپزشکان انجام میدهند مشمول ملاکهای اختلال هویت جنسی میگردد.
ملاکهای تشخیصیDSM-IV-TR درمورد اختلال هویت جنسی عبارتند از:
1. همانندسازی قوی و مداوم با جنس مقابل
2. ناراحتی مداوم درمورد جنسیت خویش یا احساس نامتناسب بودن در نقش جنسی خودی.
3. اختلال همراه با یک اختلال جسمی دو جنسیتی نیست.
4. اختلال سبب ناراحتی چشمگیر بالینی یا تخریب درکارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه های کارکردی میشود ( کاپلان و سادوک ،2003).
ملاکهای تشخیصی DSM-Vمربوط به این اختلال شامل:
.Aناهماهنگی مشخص با جنسیت ابراز شده یا تجربه شده و جنسیت تعیین شده. طول مدت حداقل 6 ماه و با حداقل 2 مورد از خصوصیات زیر تظاهر می کند.
1. ناهماهنگی مشخص بین جنسیت ابراز شده و صفات اولیه و یا ثانویه جنسی (یا در بزرگسالان جوان، صفات ثانویه پیش بینی شده).
2. تمایل قوی به خلاص شدن از صفات اولیه یا ثانویه جنسی به دلیل ناهماهنگی مشخص با صفت ابراز شده فرد (یا در بزرگسالان جوان، تمایل به جلوگیری از پیشرفت صفات ثانویه جنس پیش بینی شده).
3. تمایل قوی برای داشتن صفات اولیه و ثانویه جنس مقابل.
4. تمایل قوی به این که تعلق به جنس مقابل دارد.
5. تمایل دارد با او همانند جنس مقابل رفتار کنند.
6. عقیده محکم به داشتن این که فرد احساسات ویژه و واکنش های جنس مقابل را دارد.
B.. باید شواهدی از پریشانی یا اختلال عمده بالینی در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم وجود داشته باشد (انجمن روانپزشکان آمریکا،2013).
فصل دوم:
مروری بر ادبیات و پیشینه پژوهش
مبانی نظری
شیوه های فرزند پروری
روانشناسان همواره علاقه مند بوده اند که چگونگی تأثیر روش های تربیتی والدین را بر رشد قابلیت های اجتماعی کودکان مطالعه و بررسی نمایند. یکی از مهمترین مباحثی که در این حوزه مطرح است، فرزند پروری نامیده می شود. فرزند پروری فعالیت پیچیده ای شامل روش ها و رفتارهای ویژه ای است که مجزا یا در تعامل با یکدیگر بر رشد کودک تأثیر می گذارند. در واقع پایه و اساس شیوه فرزند پروری مبین تلاش های والدین برای کنترل و اجتماعی کردن کودکانشان است (بامریند، 1991).
همه والدین از این که کودکانشان چگونه باید باشند یا چه آگاهی داشته باشند، کدام ارزش های اخلاقی و معیارهای رفتاری را باید در فرایند رشد بیاموزند، آشکارا یا تلویحاً تصوری آرمانی دارند. والدین برای سوق دادن فرزندان خود به سوی این اهداف، راهبردهای بسیاری را می آزمایند، فرزندان را تنبیه یا تقویت می کنند، خودشان را سرمشق قرار می دهند.، اعتقادات و انتظارات خود را توضیح می دهند و یا سعی می کنند همسالان و دوستانی برای فرزند خود برگزینند که با این ارزش ها و اهداف همبستگی داشته باشد (ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1382).
بنابراین هر خانواده شیوه خاصی در تربیت فردی و اجتماعی فرزندان خویش به کار می گیرد. این شیوه ها که شیوه های فرزندپروری نامیده می شود متأثر از عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و . . . است. شیوه های فرزندپروری به عنوان مجموعه یا منظومه ای از رفتارها که تعاملات والد- کودک را در طول دامنه ی گسترده ای از موقعیت ها توصیف می کند، تعریف شده است که این شیوه ها یک جو تعاملی تأثیرگذار را به وجود می آورد (دارلینگ و استنبرگ15، 1993).
سبک های تربیتی متفاوت، پیامدهای مختلفی برای فرزندان دارد. روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان، متوجه شدند که شیوه های فرزند پروری، بر ساختارهای رشد ذهنی و عقلی کودک، پیشرفت تحصیلی و بسیاری از جنبه های روانشناختی از جمله: سازگاری اجتماعی، مشکلات رفتاری نوجوانی مانند پرخاشگری، روی آوردن به مواد مخدر و الکل، خود ارزشی مثبت و احساس خود اعتمادی و احساس موفقیت در کارها، تأثیر فراوانی دارند (بلانتین، 2001).
بامریند روش های فرزند پروری را بر اساس تفاوت های آن در کنترل فرزندان متمایز کرده است. تحقیقات معاصر در شیوه های فرزند پروری، از مطالعات بامریند روی کودکان و خانواده های آنان نشأت گرفته است. استنباط بامریند از شیوه های فرزند پروری بر روی یک رویکرد شیب شناسی بنا شده است. که بر روی ترکیب فرزند پروری متفاوت، متمرکز است. تفاوت در ترکیب عناصر فرزند پروری (مانند گرم بودن، درگیر بودن، درخواست های بالغانه، نظارت و سرپرستی) تغییراتی در چگونگی پاسخ های کودک به تأثیر والدین ایجاد می کند (دارلینگ و استنبرگ، 1993).
اگرچه ممکن است والدین در چگونگی کنترل و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر متفاوت باشند، ولی به نظر می رسد که همه والدین در تعلیم و تربیت و نظارت بر فرزندان نقش اولیه را بر عهده دارند (مک کوبی و مارتین، 1983؛ به نقل از ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1382).
روش های متفاوتی برای فرزند پروری مطرح شده است که در این رابطه ابتدا به مدل شیفر و سپس به مدل مک کوبی و مارتین پرداخته می شود.
ابعاد فرزند پروری از دیدگاه شیفر (1965)
شیفر (1965) در مطالعات اولیه خود در مورد تحلیل عوامل رفتارهای والدین به دو بعد رسید: بعد گرمی روابط در مقابل سردی و بعد کنترل در مقابل آزادی.
بعد گرمی مربوط می شود به والدینی که اغلب به فرزندان خود لبخند می زنند، به آنها پاداش می دهند و آنها را تشویق می کنند و عاطفه زیادی از خود نشان می دهند. هرچند که ممکن است از آنها به دلیل رفتارهای ناشایست، انتقاد نمایند (شیفر و سلیگمن، 1951؛ به نقل از علی مدد، 1388).
بعد سردی مربوط می شود به والدینی که به میزان زیادی از فرزندان خود انتقاد می کنند. آنها به تنبیه و تحقیر فرزندانشان می پردازند و یا این که آنها را نادیده می گیرند. به ندرت اتفاق می افتد که به فرزندان خود القا کنند که آنها دوست داشتنی و با ارزش هستند (همان منبع).
کنترل در برابر آزادی
والدین سختگیر قواعد بسیاری را به کودکان خود تحمیل می کنند. مایلند از نزدیک کودکان خود را نظاره کنند و معیارهای قاطعی برای رفتار دارند که از فرزندان انتظار عملی کردن آنها را دارند. ولی لزوماً آنها را تنبیه نمی کنند. در حقیقت والدین سختگیر فرزندانی دارند که معمولاً خود را با قواعد سازگار می کنند و چندان نیازی به تنبیه ندارند. البته نوع قواعد و محدودیت هایی که والدین تحمیل می کنند بستگی به سن فرزندانشان دارند. در سال های پیش از مدرسه در مورد سر و صدا، پاکیزگی، بازی با اسباب بازی، اطاعت، رفتار پرخاشگرانه، نحوه لباس پوشیدن و . . . قواعدی تعیین می کنند. والدین سختگیر از فرزند خود توقع رفتار عاقلانه، عملکرد خوب در مدرسه، درست غذا خوردن و تمیزی را دارند (بامریند، 1973؛ ماتینز، 1975؛ به نقل از ماسن و همکاران؛ ترجمه یاسایی، 1382).
در وضعیت افراطی دیگر والدین سهل گیر هستند. این گونه والدین به طور کلی قواعد کمی دارند و از فرزندان خود توقع چندانی ندارند، آنان چندان توجهی به آموزش فرزند خود ندارند. چندان متوقع نیستند که فرزندانشان عاقلانه رفتار کنند، فرزندانشان را از آسیب رساندن به اسباب خانه یا سایر اشیاء منع نمی کنندو اهمیتی به پاکیزگی یا اطاعت نمی دهند (همان منبع).

شیفر (1965) با ترکیب ابعاد گرمی روابط در مقابل سردی (پذیرش/ طرد) و کنترل در مقابل آزادی (سهل گیر/ سخت گیر) والدین را به 4 دسته کلی تقسیم کرد:
1- والدین گرم و آزاد گذارنده
2- والدین گرم و کنترل کننده

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید