2-4-1- پیامدهای انگیزه پیشرفت24
2-5- خلاقیت25
2-5-1- تعریف خلاقیت25
2-6- دیدگاه‌های کلی مربوط به خلاقیت27
2-6-1- دیدگاه غرب از خلاقیت27
2-6-2- دیدگاه شرق از خلاقیت27
2-6-3- نظریه‌ها و مکاتب روانشناسی درباره خلاقیت28
2-6-4- نظریه روان تحلیلگری28
2-6-5- نظریه روان تحلیل گری جدید28
2-6-6- ای. جی. اسکاکتل29
2-6-7- وایت30
2-6-8- نظریه تداعیگرایی30
2-6-9- نظریه رفتارگرایان31
2-6-10- نظریه‌های انسان گرا31
2-6-11- نظریه گشتالت و شناخت گرایی32
2-6-12- دیدگاه گیلفورد نسبت به خلاقیت33
2-6-13- کوشلر34
2-7- فرآیند خلاقیت35
2-7-1- مرحله آمادگی35

2-7-2- مرحله نهفتگی (تکوین)36
2-7-3- مرحله اشراق (بینش)36
2-7-4- مرحله اثبات (مقابله)36
2-8- ویژگی‌های افراد خلاق36
2-9- عوامل مؤثر بر خلاقیت37
2-9-1- عوامل خانوادگی مؤثر بر خلاقیت37
2-9-2- عوامل اجتماعی مؤثر بر خلاقیت37
2-9-3- موانع خلاقیت38
2-9-4- آموزش خلاقیت39
2-9-5- عملکرد تحصیلی40
2-10- عوامل موثر بر عملکرد تحصیلی42
2-11- پیشینه تجربی مربوط به متغیرهای پژوهش حاضر44
2-11-1- پژوهش‌های صورت گرفته در داخل و خارج کشور44
فصل سوم: طرح پژوهش
3-1- مقدمه46
3-2- طرح پژوهش46
3-3- جامعه آماری46
3-4- نمونه و روش نمونه گیری47
3-5- ابزارهای اندازه گیری پژوهش47
3-6- روشه ای تجزیه و تحلیل داده ها49
فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1- مقدمه51
4-2- ویژگیهای جمعیت شناختی نمونه پژوهش حاضر52
4-3- یافته های توصیفی53
4-4- یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش55
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه60
5-2- بحث و نتیجه گیری61
5-3- محدودیتهای پژوهش63
5-4- پیشنهادات پژوهش64
5-4-1- پیشنهادات نظری64
5-4-2- پیشنهادات کاربردی65
منابع و مآخذ66
چکیده انگلیسی71
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1. فراوانی و درصد فراوانی شرکت کنندگان در پژوهش بر اساس پایه تحصیلی به تفکیک جنسیت52
جدول 4-2. میانگین، انحراف معیار، بیشترین و کمترین نمره متغیرهای انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی53
جدول 4-3. میانگین، انحراف معیار، بیشترین و کمترین نمره متغیر خلاقیت و مولفه‌های آن54
جدول 4-4. میانگین و انحراف معیار انگیزه پیشرفت شرکت کنندگان و نتایج آزمون t گروه‌های مستقل55
جدول 4-5. میانگین و انحراف معیار خلاقیت و مولفه‌های آن در شرکت کنندگان و نتایج آزمون t گروه‌های مستقل56
جدول 4-6. میانگین و انحراف معیار عملکرد تحصیلی در شرکت کنندگان و نتایج آزمون t گروه‌های مستقل58
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1. فراوانی و درصد اعضای نمونه بر اساس جنسیت52
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه انگیزه پیشرفت، خلاقیت و عملکرد تحصیلی در دانشآموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیهی دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی شهر ایلام بودند که در سال تحصیلی 92-93 مشغول به تحصیل بودند. به منظور انجام پژوهش حاضر تعداد 140 دانشآموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه‌های انگیزه پیشرفت و خلاقیت در اختیار آنها قرار گرفت. پس از جمعآوری اطلاعات، داده‌ها بوسیله نرم افزار SPSS و آزمون تی تست گروه‌های مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان تیزهوش و عادی از نظر انگیزه پیشرفت، خلاقیت و مولفه‌های آن و عملکرد تحصیلی تفاوت معنی داری وجود دارد. لذا بر اساس نتایج پژوهش حاضر می‌توان نتیجه گیری نمود که در بحث آموزش و تعلیم و تربیت و افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان بایستی به نقش هوش، خلاقیت و انگیزه پیشرفت نوجه ویژه داشت.
واژه‌های کلیدی: انگیزه پیشرفت، خلاقیت، عملکرد تحصیلی، تیزهوش، دانش آموز
فصل اول
کلیات
1-1- مقدمه
یکی از عوامل تاثیرگذار بر پیشرفت هر جامعه نظام آموزشی و تعلیم و تربیت آن جامعه است. لذا از آنجا که در هر نظام آموزشی، پیشرفت تحصیلی به عنوان مهمترین شاخص توفیق فعالیتهای علمی‌و آموزشی محسوب میشود، بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روانشناسی برخوردار است. پژوهشهای صورت گرفته در مورد پیشرفت تحصیلی، عمدتاً بر روی نقش هوش متمرکز بوده است (چو1، 2010). به گونهای که تیزهوش بودن در نوع خود میتواند عاملی اثرگذار بر پیشرفت تحصیلی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت و … باشد لذا این نقش هوش میتواند مبنایی برای جداسازی افراد در مدارس تیزهوشان و عادی باشد که خیلی از نظامهای آموزشی امروزه آن را مبنا قرار می‌دهند. در همین راستا با توجه با این امر دانشآموزان قشر عظیمی‌از جامعه هستند لذا نقش عظیمی‌در پیشرفت و آیندهی جامعه بازی میکنند. یکی از عواملی که باعث مجزا کردن دانش آموزان از یکدیگر می‌شود میزان هوش آنهاست که مبنایی برای طبقه بندی دانشآموزان به تیزهوش و عادی میشود. که این امر به نوبه ی خود بر میزان پیشرفت و عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت، سازگاری اجتماعی و … اثرگذار خواهد بود (نظری، 1390). یکی از عواملی که تحت تاثیر هوش قرار دارد میزان عملکرد تحصیلی افراد است که هرچه میزان هوش افراد بالاتر باشد به نوبهی خود عملکرد تحصیلی بهتری را به دنبال خواهد داشت. همچنین بر اساس مطالعات انگیزه پیشرفت که آن را به صورت میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک فعالیت خاص تعریف کردهاند در دانش آموزان تیزهوش نسبت به دانش آموزان با هوش متوسط در سطح بالاتری قرار میگیرد (الفیج و مورب2، 2008). از دیگر مواردی که تحت تاثیر میزان هوش در دانش آموزان است می‌توان به خلاقیت اشاره داشت. در همین راستا پیرخائفی و همکاران (1386) در پژوهشی با عنوان مقایسه خلاقیت و هوش دانشجویان رشته‌های مختلف تحصیلی بیان داشتند که بین میانگین خلاقیت و هوش دانشجویان رشته‌های مختلف تفاوت معنیداری وجود دارد و همچنین میزان خلاقیت با میزان هوش افراد در رابطه است. لذا با توجه به نقش هوش بر میزان عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت دانش آموزان بایستی تلاش نمود تا به وضوح نقش هوش در میزان این عوامل مشخص گشته و بر این اساس بتوان بستری مناسب برای پیشرفت و افزایش میزان کارایی دانش آموزان به عناون قشر آینده ساز جامعه فراهم نمود.
1-2- بیان مساله
زندگی تحصیلی، یکی از مهمترین ابعاد زندگی اشخاص است که بر سایر ابعاد زندگی تاثیر فراوان دارد. هوش در نظام آموزشی آنقدر واجد اهمیت است که متولیان مسائل آموزشی میکوشند تا در جذب دانشآموزان مستعد گوی سبقت را از یکدیگر بربایند. دلیل این سبقت علمی‌نیز اینست که بسیاری از تولیدات، اکتشافات و اختراعات علمی‌به قوت ذهنی دانشآموزان آنان وابسته است (پیرخائفی و همکاران، 1386). لذا بر اساس مطالعات گوناگون داشتن هوش و تفاوت در زمینهی هوش شناختی دانشآموزان، منجر به متفاوت بودن بسیاری از ویژگیهای روانشناختی و پیامدها همچون، انگیزه پیشرفت، خلاقیت، عملکرد تحصیلی، موفقیت و پیشرفت تحصیلی و … میشود.
هوش شناختی یکی از مباحث اصلی و مهم روانشناسی را تشکیل میدهد. روانشناسان زیادی دربارهی هوش و آزمونهای آن کار کردهاند ولی تاکنون هیچکدام نتوانستهاند تعریفی که مورد قبول همهی پژوهشگران قرار گیرد، ارائه دهند. خیلی مشکل است که در یک تعریف تمام جنبههای هوش را در نظر گرفت زیرا هوش کیفیتی قابل رویت و احساس شدنی نیست بلکه یک صفت فرضی و یک مفهوم مجرد است و آنچه مورد مطالعه قرار میگیرد خود هوش نیست بلکه آثار آن است. به علاوه هوش یک استعداد نیست بلکه مجموعهی استعدادهاست و حافظه، دقت، یادگیری و ادراک و غیره در آن اثر دارد (میلانی فر، 1388). با توجه به نقش هوش و تعاریف متعدد و گوناگون آن می‌توان به نقش آن در قابلیت مقایسه و بررسی تفاوت بین دانش آموزان تیزهوش و عادی پرداخت.
در این بین یکی از مسایل و مشکلات اساسی زندگی تحصیلی افراد و نظام آموزشی هر کشور، مسالهی پایین بودن سطح عملکرد تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان آن کشور است (زهراکار، 1386). این پدیده، علاوه بر زیانهای هنگفت اقتصادی، سلامت روانی فراگیرندگان را مخدوش مینماید. منظور از افت عملکرد تحصیلی، کاهش عملکرد تحصیلی درسی فراگیرنده از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است. در این بین عوامل مختلفی بر عملکرد تحصیلی افراد تاثیر میگذارند که متخصصان تعلیم و تربیت آنها را به چهار دسته شامل عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی تقسیم کردهاند (زهراکار، 1386). که در بین عوامل فردی، یکی از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد تحصیلی افراد، هوش و توانایی ذهنی اوست.
متغیر دیگری که تحت تاثیر میزان هوش در افراد قرار میگیرد و در ارتباط با میزان هوش است، انگیزه پیشرفت است که پیامد بالا بودن میزان آن به نوبه ی خود بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان اثر میگذارد. لذا می‌توان بیان داشت که یکی از مسائلی که ذهن بسیاری از اندیشمندان علوم انسانی و حتی عموم مردم را به خود مشغول کرده است موفقیت در زندگی و عوامل مربوط به آن است. همه ما همواره به این امر فکر میکنیم که چگونه برخی از افراد حتی در سختترین شرایط، دست از تلاش برای دستیابی به موفقیت بر نمیدارند، در حالی که برخی دیگر اینگونه نیستند. همین امر، روانشناسان را بر آن داشت که در زمینه انگیزه پیشرفت3 و عوامل موثر بر آن شروع به تحقیق کنند و عوامل انگیزشی4 موثر در فراوانی رفتار در انسان در جهت نیل به پیشرفت را مورد پژوهش قرار دهند (بیکر و تارمیزی5، 2010). بر اساس مطالعات گوناگون یکی از عواملی که میتواند به عنوان زمینهای مرتبط با انگیزه پیشرفت در نظر گرفته شود میزان هوش است. به این صورت، زمانی که فرد توان هوشی خود را در حد انجام یک تکلیف میبیند عاملی میشود که بر میزان انگیزش او اثرگذار میشود هرچند که در این بین عواملی میتوانند این میزان اثرگذاری را کاهش یا افزایش دهند. گیج و برلاینر6 (1992) انگیزه پیشرفت را به صورت میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک فعالیت خاص تعریف کردهاند. بعضی افراد دارای انگیزه سطح بالایی هستند و در رقابت با دیگران برای کسب موفقیت به سختی تلاش میکنند. در مقابل، برخی دیگر انگیزه چندانی برای پیشرفت و موفقیت ندارند و از ترس شکست، آماده خطر کردن برای کسب موفقیت نیستند. به هرحال، این نیاز افراد را برای رسیدن به موفقیت در رقابت با معیار برتری، با انگیزه می‌کند (بابلج و سیمیک7، 2011). انگیزه پیشرفت سبب میشود که فرد همواره نوع و میزان رفتار و تلاش خود را کنترل کند تا به اهداف خود دست یابد. البته رابطه انگیزه پیشرفت با خودکنترلی8 رابطه ای دوسویه است به گونه ای که اگر فرد خودکنترلی پایینی داشته باشد نمی‌تواند رفتار9، هیجان10 و فکر11 خود را برای دست یابی به اهدافش کنترل کند، بنابراین ناکامی12 حاصل از این امر سبب می‌شود انگیزه کمتری برای پیشرفت داشته باشد (الفیج و مورب13، 2008).
در همین رابطه، اسلاوین14 (2006، ترجمه سیدمحمدی، 1385) انگیزه پیشرفت را به عنوان میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیتهایی که موفقیت در آنها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است، تعریف کرده است. وی معتقد است افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا و جدی هستند، در صورت شکست، دست از تلاش بر نمیدارند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش خود ادامه میدهند. در رابطه با این که انگیزه پیشرفت بالا به موفقیت میانجامد یا این که موفقیت موجب بالا رفتن سطح انگیزه پیشرفت میشود، پژوهشها نتایج قاطعی را به دست ندادهاند. آن چه که مشخص شده این است که انگیزه پیشرفت در ابتدا تحت تأثیر تجربههای فرد در خانواده است. یعنی هر چه تجربه‌‌های موفقیت‌آمیز فرد در خانواده بیشتر باشد، انگیزش وی بالاتر است. پس از آن که فرد وارد مدرسه شد و تجارب بیشتری کسب نمود، در این شرایط موفقیت و انگیزش پیشرفت روی یکدیگر اثر میگذارند. به عبارت دیگر، افزایش موفقیت باعث افزایش انگیزش پیشرفت میشود که در مقابل، انگیزش پیشرفت بالا نیز باعث موفقیت بیشتر می‌شود (بابلج و سیمیک، 2011).
متغیر دیگر پژوهش حاضر که میتواند تحت تاثیر میزان هوش و تیزهوشی یا عادی بودن فرد قرار گیرد میزان خلاقیت15 است. از اهداف عمدهی تعلیم و تربیت، شکوفا کردن استعدادهای مختلف انسان میباشد که از مهمترین آنها میتوان به استعداد ارائه راهحلهای بدیع و نو برای مسائل متنوع اشاره کرد. بنابراین ایجاد زمینه برای حل مسئله و در نظر گرفتن راه حلهای جدید برای آن نیز میتواند از جمله اهداف تعلیم و تربیت قرار گیرد. امروزه جامعه ما بیش از هر زمان دیگر به افراد خلاق نیاز دارد، میزان پیشرفت یک جامعه در گرو چگونگی تربیت و پرورش نسل جوان است. لذا با در نظر داشتن این مهم میتوان، مسئله خلاقیت را از مهمترین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی دانست (نظری، 1390). خلاقیت بعنوان ویژگی شگرف انسانی نه تنها در دوران کودکی و جوانی، بلکه در تمامی طول عمر قابل ظهور است. در واقع توانایی شخص برای خلاق و نوآور بودن ممکن است در مراحلی بصورت کمون باقی بماند اما میتوان آنرا دوباره احیاء کرد. خلاقیت واژهای است که اکثر محققان به تعریف و ترسیم افراد خلاق می‌پردازند. که آن میتواند به عنوان آفرینندگی حل مسئله تعریف شود (استادی، 1384). از آنجایی که پیشرفت تحصیلی و ظهور استعداد و خلاقیت دانشآموزان بدون وجود فاکتور میزانی از هوش در آنان میسر نیست لذا موضوعی که بیش از همه در ارتباط با خلاقیت اهمیت دارد، بحث رابطهی آن با هوش دانش آموزان است. اما هنوز نتایج حاصل از این بررسیها به قطعیت نرسیده است.
لذا بر اساس مطالب ذکر شده در بالا مساله اساسی پژوهش حاضر اینست که آیا بین عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت معنی داری وجود دارد یا خیر؟
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
دانشآموزان و همچنین افراد تحصیل کردهی یک جامعه نیروی اصلی و پویا جهت پیشرفت آن جامعه است که با توجه به پیامدهای پیشرفت هر کدام چه جامعه و چه افراد جامعه، نتایج آن بسیار گرانبها و بهم مرتبط است. در این زمینه نقش عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت نیز به خوبی واضح است چرا که دانش آموزان با عملکرد تحصیلی بهتر، انگیزه پیشرفت بالاتر و خلاقیت بهتر نتیجه اش پویایی و پیشرفت جامعه است که این مهم جهت یافتن علل و عوامل زمینهای مداخلهکننده در این متغیرها برای هر جامعه و پژوهشگری ارزشمند خواهد بود. لذا گفتگو درباره علل رفتاری دانشآموزان، روشنگر برخی از دیدگاههای مختلف درمورد انگیزش است. به طوری که برخی از معلمان رفتار دانشآموزان را از دیدگاه رفتاری و محیطی بررسی میکنند و برخی بر نقش علل درونی یا به اتخاذ بینابینی تأکید میورزند. این مطلب نشان میدهد الگوهای انگیزشی متفاوتی وجود دارند که لازم است معلمان درباره الگوها یا نظریه‌های انگیزشی، چرا و چگونگی انگیزش تحصیلی دانش آموزان بیندیشند تا رفتار خود در مدرسه را هدایت کنند. رفتار دانشآموزان نیز نشان میدهد که انگیزش خصیصه مهمی است که همه فعالیتهای آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. دانشآموزان برانگیخته شده به فعالیت‌ها علاقمندند، اعتماد به نفس دارند، در انجام تکالیف استمرار نشان میدهند و خوب عمل میکنند. اما وقتی دانشآموزان عملکرد ضعیفی داشته باشند، ممکن است که معلمان بگویند آنها برای یادگیری برانگیخته نبودهاند، اما اگر بیشتر تلاش کنند بهتر خواهند شد. با این فرض که انگیزش تحصیلی هدفی ارزشمند است و بر تمام ابعاد تحصیلی تأثیر میگذارد، لازم است ملعمان و دست اندرکاران آموزش و پرورش آن را از اصلی ترین اهداف خود قرار دهند (پنتریچ و شانک16، 2002). در تمام ابعاد اجتماعی، این انگیزشها هستند که هدف همه فعالیتها را تعیین میکنند و نیروی محرکی که تداوم همه فعالیت هاست را تأمین میکند. در واقع میتوان گفت انگیزه یکی از مهمترین عواملی است که پیشرفت فرد را تأمین میکند. از آنجایی که سازمانها همواره به دنبال افزایش خودکارآمدی کارکنان و افزایش بهرهوری هستند، انگیزه پیشرفت کارکنان میتواند مهمترین عامل رشد کل سیستم سازمانی باشد. دانستن آنچه موجب افزایش انگیزه پیشرفت میشود میتواند به مدیران کمک کند تا حتی بدون افزایش حقوق و مزایا نیز راندمان کار خود را افزایش دهند (برونستین17، 2010). مدیریت انگیزه پیشرفت، برای دولتمردان نیز اهمیت زیادی دارد زیرا نیروی محرکه رشد اقتصادی انگیزههای مردم است، در این مسیر مردم برای رسیدن به اهداف خود، موجب سازندگی در کشور نیز می‌شوند. در حالی که اگر دولتمردان نتوانند بین انگیزه پیشرفت افراد و رشد جامعه همسویی ایجاد کنند، همین انگیزه پیشرفت در مسیرهای نادرست، حرکت کرده و موجب شکلگیری گروههای تبهکار میشود. بنابراین شناخت جنبههای مختلف انگیزه پیشرفت میتواند مسیر یک جامعه را سازماندهی کند و پژوهش در این زمینه راه گشای توسعه همه جانبه جامعه است و در عین حال عدم توجه به عوامل موثر بر انگیزه پیشرفت نتایج ناگواری را به بار میآورد (جاب و برانستیتر18، 2009).
همچنین از بعد دیگر مساله در زمینه اهمیت پژوهش حاضر میتوان بیان داست که با توجه به تغییرات سریع اجتماعی، انفجار اطلاعات، افزایش جمعیت و …، افراد میبایست برای رویارویی با مسائل و مشکلات روزافزون، آمادگی ارائهی راهکارهای جدید را داشته باشند چرا که دنیای امروز نیازمند رویکردهای جدید است (خسروانی و گیلانی، 1386). امروزه همه اندیشمندان و محققان معتقدند که اساس قدرت انسان ناشی از خلاقیت اوست. پس میتوان گفت: تاریخ تمدن، ثبت توانایی‌های خلاق بشر است. امروزه همه جوامع بشری به خلاقیت نیاز مبرم دارند و می‌توان اذعان نمود که خلاقیت رمز اصلی و اساس پیشرفت ومانع وابستگی یک جامعه پویا است و اساس آسایش و رفاه بیشتر انسان در زندگی فردی و اجتماعی حال و آینده است (حسینی، 1378). لذا بر اساس پیامدها و اثرات این مساله میتوان پرداختن به موضوع پژوهش حاضر را از دو جنبه حایز اهمیت دانست:
• از بعد نظری، پرداختن به این مبحث و روشن نمودن نقش هوش در عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت میتواند تصویری مناسب از نقش هوش بر متغیرهای پژوهش حاضر بدست دهد. در واقع، موضوع پژوهش حاضر میتواند به عنوان ابزاری سودمند برای پژوهشهای آتی مورد استفاده قرار گیرد.
• از بعد کاربردی، یافتههای این پژوهش میتواند به خط مشیگذاران و فعالان حوره آموزش و تعلیم و تربیت کمک نماید تا به نقش هوش و عوامل اثرگذار در آن به عنوان عوامل مهمی‌در تفاوت افراد در متغیرهای پژوهش حاضر، نظری ویژه داشته و آموزش صحیح آنها را مدنظر قرار دهند.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
هدف کلی پژوهش حاضر مقایسه عملکرد تحصیلی، انگیزه پیشرفت و خلاقیت در دانشآموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام میباشد.
1-4-2- اهداف جزیی
اهداف جزیی این پژوهش مشخص نمودن موارد زیر است:
1. مقایسه انگیزه پیشرفت دانشآموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام
2. مقایسه خلاقیت دانشآموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام
3. مقایسه عملکرد تحصیلی دانشآموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام
1-5- فرضیه‌های پژوهش
1- بین انگیزه پیشرفت دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت معنی داری وجود دارد
2- بین خلاقیت دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت معنی داری وجود دارد.
3- بین مولفه بسط در دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت معنی داری وجود دارد.
4- بین مولفه انعطاف پذیری در دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت وجود دارد.
5- بین مولفه ابتکار در دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت وجود دارد.
6- بین مولفه سیالی در دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت وجود دارد.
7- بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان تیزهوش و عادی شهر ایلام تفاوت وجود دارد.
1-6- تعریف مفهومی‌و عملیاتی متغیرها
انگیزه پیشرفت
تعریف مفهومی: گیج و برلاینر (1992) انگیزه پیشرفت را به صورت میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در یک فعالیت خاص تعریف کردهاند. موری، انگیزه پیشرفت را این گونه تعریف کرد: به نتیجه رساندن کار دشوار، دست کاری یا سازمان دادن اشیاء، افراد و عقاید، چیره شده بر موانع، دست یابی به معیار عالی، رقابت با دیگران و پیش افتادن از آنها (شولتز و شولتز، 1998؛ ترجمه سید محمدی، 1384).
تعریف عملیاتی: انگیزه پیشرفت در این پژوهش به وسیله پرسشنامه انگیزه پیشرفت19 که توسط هرمانز20 (1970) ساخته شده استفاده می‌شود.
تعریف مفهومی‌خلاقیت
گیلفورد (1950) معتقد است خلاقیت مجموعه ای از توانایی‌ها و خصیصه هاست که موجب تفکر خلاق می‌شود. ورنون21 (1989) خلاقیت را توانایی شخص در ایجاد ایده، نظریه ها، بینش‌ها یا اشیای جدید و بازسازی در علوم و سایر زمینه‌ها می‌داند که بوسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیبا شناسی، فناوری و اجتماعی با ارزش قلمداد می‌شود. سیمونتون22(2003)خلاقیت را توانایی تولید ایده‌های اصلی و سازگارانه می‌داند. معمولاً برای خلاقیت چهار بعد در نظر گرفته می‌شود که عبارتند از :
1- سیالی: در این بعد فکر درگیر عقایدی است که در یک حیطه خاص ذهنی و فکری شامل تعدادی جواب و عقیده ممکن است. بنابراین، بیشترین ایده وبیشترین تداعی صرف نظر از صحت آنها مورد نظر است.
2- انعطاف پذیری : فردی که دارای ویژگی انعطاف پذیری است همیشه راه‌های گوناگون را مورد آزمایش قرار می‌دهد، اگر آجری به او نشان دهند می‌تواند کاربردهای مختلفی برای آن پیشنهاد می‌کند. وی غالباً به کاربرد‌های غیر معمول چیزها می‌اندیشد. فرد خلاق در صورت تغییرشکل و یا مطرح کردن آن از بعدی دیگر، قدرت و توانایی لازم را برای تغییر در جهت فکر خود دارد.
3- بسط: آفرینشگری تنها شامل ابداع نیست، بلکه در برگیرنده ابداعی است که به صورت موفقیتی خلاق تحقق می‌یابد. از این رو، آفرینشگر نه تنها دارای ایده‌های تازه است، بلکه آنها را تعقیب نیز می‌کند.
4- ابتکار(اصالت)یا تازگی: ابتکار از وسیع ترین ویژ گی‌های آدمی‌است. این ویژگی دربرگیرنده توانایی‌هایی مانند: ابراز عقیده، رهیابی و استفاده از چیزها یا موقعیت‌ها به روش غیر معمول است. این وسعت نظر در آفرینشگری صحبت از ابتکار را در قالب اصطلاحات ویژه دشوار می‌سازد.
تعریف عملیاتی خلاقیت
در پژوهش حاضر منظور از خلاقیت و ابعاد چهارگانه سیالی، انعطاف پذیری، بسط و ابتکار، نمره ای است که فرد از پرسش نامه عابدی (1372) کسب می‌کند.
تعریف عملیاتی سیالی: نمره ای است که فرد از خرده مقیاس سیالی پرسشنامه مداد- کاغذی خلاقیت عابدی (1372) کسب می‌کند.
تعریف عملیاتی انعطافپذیری: نمره ای است که فرد از خرده مقیاس انعطاف پذیری پرسشنامه مداد- کاغذی خلاقیت عابدی (1372) کسب میکند.
تعریف عملیاتی بسط: نمرهای است که فرد از خرده مقیاس بسط پرسشنامه مداد- کاغذی خلاقیت عابدی (1372) کسب می‌کند.
تعریف عملیاتی ابتکار: نمرهای است که فرد از خرده مقیاس ابتکار پرسشنامه مداد- کاغذی خلاقیت عابدی (1372) کسب می‌کند.
عملکرد تحصیلی
تعریف مفهومی: عملکرد تحصیلی به معنای میزان تسلط و یادگیری فرد از موارد آموزشی ارائه شده طی سال تحصیلی، در کلاس درس است (برات وند، 1376)
تعریف عملیاتی: عملکرد تحصیلی با توجه به معدل دانشآموز سنجیده میشود.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه
در این فصل به بازنگری مبانی نظری و پیشینه تجربی متغیرهای پژوهش پرداخته میشود. ابتدا به بررسی مبانی نظری متغیر انگیزه پیشرفت میپردازیم. سپس در ادامه به مبانی نظری خلاقیت پرداخته میشود و در نهایت توضیحاتی دربارهی عملکرد تحصیلی ارایه میگردد. در قسمت پایانی نیز به بازنگری پیشینه تجربی پژوهش در زمینهی رابطه متغیرهای موجود در پژوهش حاضر پرداخته خواهد شد.
2-2- پیشینه نظری متغیرهای پژوهش
2-2-1- انگیزه پیشرفت
در قرن جدید با پیشرفت سطح رفاه بشر، شاید دیگر مسائلی مانند نیازهای زیستی نتواند محرک نیرومندی برای به جریان انداختن زندگی بشر باشد و حالتی از پوچی و بیهودگی در حال گسترش است. بنابراین اگر بتوانیم افراد جامعه را به سوی زندگی ای بهتر سوق دهیم، یعنی این نگرش که باید در تمام مراحل زندگی هدفی برای پیشرفت خود داشته باشیم و در واقع انگیزه پیشرفت ایجاد کنیم، می‌توانیم بسیاری از مشکلات روانی را کاهش دهیم. این مسئله در روانشناسی مثبت نگر23 حتی به عنوان یک روش درمانی مورد توجه قرار گرفته است. بگونه ای که به فرد می‌آموزند که در هر موقعیتی حتی وقایع ناگوار زندگی به دنبال فرصت‌های ایجاد شده باشد، نه این که در جریان افکار منفی خودکار24 خود گرفتار شود. در روانشناسی مثبت نگر، پیشرفت هدف نیست بلکه منظور اصلی ایجاد هدف در زندگی است (کورِی، ساتویندر و ادواردو25، 2010). البته این که فرد خود را گرفتار ملاک‌های رقابتی اجتماعی کند کار درستی نیست، پیشرفت باید با توجه به ملاک‌های فردی و برای تامین نیاز به شکوفایی فرد باشد و فرد باید بیاموزد که بیشتر بر مبنای انگیزه‌های درونی خود رفتار کند تا در صورت عدم موفقیت از مسیر پیش رفت باز نماند (کوهن، فریدریکسون، برون و کان وی26، 2009).
در مورد انگیزه پیشرفت تعریف‌های مختلفی ارائه شده است بنا به تعریف ویلدر27 (1989) این انگیزه عبارت است از میل و اشتیاق یا تلاش و کوششی که افراد برای رسیدن به هدفی یا تسلط بر امور، افراد یا اندیشه‌ها و دستیابی به یک معیار متعالی از خود نشان می‌دهند. بر اساس تعریفی دیگر، انگیزه پیشرفت سائقی برای پیشی گرفتن از دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه به ملاک‌های مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت است (روبینز28، 1993). همچنین، گیج و برلانیر (1992) انگیزه پیشرفت را به صورت یک میل یا علاقه به موفقیت کلی یا موفقیت در زمینه فعالیت خاص تعریف کرده اند. بسیاری از محققین عقیده دارند که انگیزه پیشرفت یکی از صفات شخصیتی نسبتا پایدار است که منشا بسیاری از رفتارهاست. افراد از نظر داشتن انگیزه پیشرفت با هم متفاوتند. برخی دارای انگیزه پیشرفت بالا هستند و برای به دست آوردن موفقیت و دستیابی به هدف‌های خود تلاش می‌کنند و برخی دیگر انگیزه پیشرفت پایینی دارند (اتکینسون، 1966).
2-2-2- انواع انگیزه پیشرفت
تقسیم بندی هدف گرا29: انگیزههای پیشرفت به دو دسته اصلی، انگیزههای عملکردی30 و انگیزههای تبحری31، تقسیم شده‌اند. در ارتباط با انگیزههای عملکردی شخص میخواهد شایستگی خود را به دیگران نشان دهد یا آن را بهبود بخشد (مومرستیگ و همکاران، 2011). افراد در انگیزههای عملکردی معمولاً شایستگی خود را بر اساس یک معیار ارزیابی میکنند. افراد دارای انگیزههای عملکردی روی این موضوع تمرکز دارند که تواناییها و مهارتهای خود را در مقایسه با دیگران نشان دهند. پیشرفت بر اساس انگیزه عملکردی به معنی بهتر عمل کردن نسبت به دیگران است. افراد دارای انگیزههای تبحری معمولاً شایستگی خود را بر اساس توانایی شخصی ارزیابی میکنند و توجه خود را بر پرورش دادن شایستگی و تسلط یافتن بر تکلیف متمرکز میکنند. پیشرفت بر اساس انگیزههای تبحری به معنی ترقی کردن است (کاپلان و مائهر32، 2007).
پژوهشگران معتقدند تفاوت قائل شدن بین انگیزههای تبحری و عملکردی بسیار مهم است. انگیزههای تبحری، در موقعیت‌های پیشرفت (به عنوان مثال، در مدرسه، کار و ورزش)، با شیوههای تفکر33، احساس و رفتار مثبت و سازنده در ارتباط است، در حالی که انگیزههای عملکردی، در موقعیت‌های پیشرفت، با شیوههای تفکر، احساس و رفتار نسبتاً منفی و بیحاصل ارتباط دارد و فرد ممکن است برای ارتقای مرتبطه خود به فکر پایین آوردن دیگران باشد. از طرف دیگری، انگیزه‌های تبحری بر اساس رقابت نیست اما مشکل این است که ممکن است فرد را از معیارهای جامعه جدا کند. به طور مثال فرد آنقدر در امور هنری پیش رود که به سایر جنبه‌های زندگی توجهی نداشته باشد و در ساده ترین کارهای خود درمانده باشد (زایگلر، شموکل، اگلوف و بوهر34، 2010).
تقسیم بندی بر اساس منبع انگیزه: به دو دسته انگیزه درونی و بیرونی تقسیم می‌شوند. انگیزش درونی شامل گرایش فطری برای پرداختن به تمایلات، استعدادها و تسلط یافتن بر چالشها است. انگیزش درونی به طور خود جوش از نیازهای روانی فرد، کنجکاوی شخصی و تلاش فطری برای رشد ناشی میشود. از آنجا که افراد دارای نیازهای روانی هستند، بنابراین برای ارضای این نیازها باید از ابزار خاصی نیز استفاده کنند، احساس شایستگی و احساس خود مختاری دو نمونه از ابزارهایی هستند که فرد از طریق آنها نیازهای روانی خود را ارضا کرده و به دنبال آن انگیزه درونی را نیز تجربه میکند. انگیزش درونی یک نیروی طبیعی است که رفتار را در غیاب پاداشها و فشارهای بیرونی نیرومند میکند. به عنوان مثال، علاقه بدون کمک پاداشها و فشارها میتواند میل به خواندن کتاب را در فرد برانگیزد و شایستگی نیز میتواند فرد را ساعتها در یک تکلیف درگیر کند (تراش، کاسیدی، ماروسکین و الیوت35، 2010).
انگیزش بیرونی از مشوقها و پیامدهای محیطی ناشی میشود. هنگامی‌که ما برای کسب نمره بالا، دریافت جایزه یا انجام یک تکلیف در مدت تعیین شده تلاش میکنیم، در واقع، رفتار ما به صورت بیرونی برانگیخته شده است. منشأ این نوع انگیزه، رویدادهای محیطی است؛ بنابراین نوعی دلیل محیطی برای شروع یا ادامه یک فعالیت باید موجود باشد. این نوع انگیزه وسیلهای برای رسیدن به هدف است. به عبارت دیگر، رفتار وسیله و پیامد، هدف است. به عنوان مثال، کودکی که به طور جدی درس میخواند احتمالاً این کار را به خاطر کسب نمره بالا، پاداش یا خوشحال کردن معلم و والدینش انجام میدهد. در این مورد، هدف کودک کسب نمره، پاداش یا تأیید است. درس خواندن جدی در حکم وسیلهای برای رسیدن به این هدفها میباشد (تراش و همکاران، 2010).
2-3- نظریه‌های انگیزش پیشرفت
2-3-1- نظریه تولمن
تولمن36 معتقد بود که رفتار هدفمند است. به عنوان مثال، افراد همیشه برای رسیدن به مکان‌های خاصی رانندگی میکنند یا این که آن‌ها همیشه برای رفتن به مکان خاصی از منزل خارج میشوند. وقتی که هدف مورد نظر به دست آمد، رفتار نیز متوقف میشود. علاوه بر این، رفتار شامل شناخت37 و دانش38 نیز میباشد. افراد برای رسیدن به هدفهای خود به میزان زیادی به فرضیهها39 و انتظارت خود وابستهاند. به عنوان مثال، یک کتاب‌دار وقتی که قفسه کتابخانه را جستجو میکند، این جستجو از فرضیهها یا انتظارات خاصی ناشی میشود. کتابدار میداند کجا را بگردد و می‌داند هنگامی‌که آنجا را بگردد چه چیزی خواهد یافت. در مورد اهداف مورد نظر برای انگیزه پیشرفت نیز، فرد بر اساس فرضیهها و انتظارات، میزان تمایل خود را تنظیم میکند زمانی که فرضیه او این باشد که به امکان زیاد میتواند در کالج نمره الف باشد و توانایی این کار را دارد و پیشبینی میکند که در صورت مطالعه مناسب، این هدف دست یافتنی است، در او این تمایل ایجاد میشود که خود را وارد چالشی40 برای نمره الف شدن کند. اما در صورتی که او میزان توانایی خود را پایینتر از این هدف در نظر بگیرد یا تصور کند که ممکن است به صورت ناعادلانهای نمرهدهی انجام میشود انگیزهای برای پیش رفت در مرتبه علمی‌خود در کلاس انجام نمیدهد (به نقل از پانگ41، 2010)
اصطلاحاتی که تولمن برای هدف و شناخت به کار برد، به ترتیب «خواست42» و «انتظار43» می‌باشند. خواستها از نیازهای بدنی44 مانند گرسنگی، تشنگی، میل جنسی، خواب و درد سرچشمه میگیرند. منظور از هدف، تمایل برای به دست آوردن یک پدیده محیطی است که بتواند خواست بدن را ارضا کند. انتظارات زمانی ایجاد میشوند که افراد قصد دارند پدیده‌هایی را جستجو کنند که خواستهایشان را ارضا کنند. منظور از شناخت، نقشه شناختی45 اکتسابی فرد است در مورد این که چه چیزی در محیط به چه چیزی میانجامد. جستجوهای محیطی برای پدیده‌هایی که خواستها را ارضا میکنند تصادفی نیستند، بلکه همواره انتظارت آنها را هدایت میکنند (به نقل از پانگ، 2010).
2-3-2- نظریه لوین
دیدگاه لوین46 در زمینه انگیزش، همانند دیدگاه تولمن، فرد را به عنوان یک ارگانیسم هدفگرا در نظر میگیرد. فرد همیشه به چیزی نزدیک یا از آن دور میشود و آن چیزی که باعث نزدیک شدن یا دور شدن فرد میشود نیاز47 است. نیازها نه تنها از خواستهای بدنی ایجاد میشوند بلکه از خواستهای روانی هم نشأت میگیرند. نیازها، قصدها48را به وجود میآورند. به عنوان مثال، نیاز به یک جفت کفش نو، قصد رفتن به فروشگاه را به وجود می‌آورد. وقتی که قصد ایجاد شد، به دنبال آن تنش نیز ایجاد می‌شود تا این که آن تنش از طریق رفتار پایانی (رفتار گرایشی یا رفتار اجتنابی) کاهش یابد. سازه شناختی لوین، جاذبه49 بود، که منظور ارزش مثبت یا منفی50 پدیده‌های محیطی برای فرد است. به عبارت دیگر، موضوعات جالب و کاهش دهنده تنش، جاذبه مثبت و موضوعات تهدید کننده و تنشزا، جاذبه منفی پیدا میکنند. بنابراین می‌توان برای افزایش انگیزش پیشرفت احساس نیاز به پیشرفت را در افراد افزایش داد تا آنها با کاهش تنش ناشی از آن تلاش خود را افزایش دهند. (برونستین، 2010).
در زندگی اجتماعی نیز بسیاری از نیازها، نیازهای اکتسابی است اینکه یک فرد جایزه نوبل دریافت کند در بسیاری از دانشمندان تنش بسیار زیادی ایجاد می‌کند و آنها را وا می‌دارد که به میزان زیاد و برای سالیان زیاد تلاش کنند، این در حالی است که گرفتن چنین جایزه ای هیچ یک از نیازهای زیستی آنها را تامین نمی‌کند و در بسیاری موارد تامین نیازهایی مانند خواب و استراحت را نیز مختل می‌کند. در واقع عامل تعیین کننده میزان تنش ایجاد شده است. در هدف‌های مختلف موجود، هدفی که تنش بیشتری ایجاد می‌کند رفتار انسان را به سمت خود جهت می‌دهد (برونستین، 2010).
2-3-3- دیدگاه مک کللند
مک کللند (1961) در زمینه انگیزه پیشرفت نظریه خود را در غالب فرضیه هایی به شرح زیر بیان کرده است:
– افراد از نظر درجه ای که پیشرفت را تجربه ای رضایت بخش تجربه می‌کنند با هم تفاوت دارند.
– افراد دارای نیاز به پیشرفت زیاد، در مقایسه با افرادی که نیاز کمتری دارند موقعیت‌های مشتمل بر مخاطره متوسط را ترجیح می‌دهند زیرا در مخاطره اندک احساس پیشرفت کم است و در مخاطره زیاد ممکن است هیچ پیشرفتی حاصل نشود. همچنین این افراد موقعیت هایی که در آن‌ها آگاهی از نتایج فراهم می‌شود را ترجیح می‌دهند زیرا مایل هستند بدانند که آیا به پیشرفت مورد نظر دست یافته اند یا خیر.
– افرادی که نیاز به پیشرفت دارند اغلب به حرفه ای بازرگان کارآفرین به عنوان حرفه ای مادام العمر جلب می‌شوند. یعنی بازرگانانی که به تاسیس و شکوفایی شرکت‌ها مبادرت دارند این ویژگی به عنوان امری حیاتی در رشد اقتصادی مطرح است (مینر51، 1985).
2-3-4- نظریه دسی در زمینه انگیزش
دیدگاه دسی52 نسبت به انگیزش با این فرض اساسی شروع میشود که انسان موجودی فعال است و در محیط به شیوهای موثر عمل میکند تا نیازهای خود را ارضا کند. طبق این دیدگاه، انسان اراده دارد و آغاز کننده رفتار است. دسی نیز روی محرکهای روان‌شناختی که به رفتار نیرو و جهت می‌دهند تاکید زیادی دارد. هم نیازهایی که برای ارگانیسم ذاتی هستند و هم نیازهایی که بر اثر تعامل با محیط ایجاد میشوند، به رفتار نیرو میدهند. جهت رفتار نیز با فرایند‌هایی ارتباط پیدا میکند که فعالیتهای ارگانسیم را در جهت ارضا نیازها سازمان میدهند (رین برگ و انگسر53، 2010).
دسی در امور آموزشی معتقد بود که برای شناخت تفاوتهای فردی دانش‌آموزان، ابتدا باید به گرایشهای انگیزشی آنها توجه کرد. طبق این نظریه، افراد میتوانند دارای انگیزش درونی، بیرونی و یا بدون انگیزش باشند. هنگامی‌که افراد احساس شایستگی و خودمختاری میکنند، دارای انگیزش درونی هستند؛ رفتار این افراد از درون هدایت میشود؛ آن‌ها به دیگران و یا به وقایع بیرونی به راحتی اجازه نمیدهند تا بر آنها تاًثیر بگذارند. اما، افرادی که انگیزش بیرونی دارند خود را با کفایت و یا خودمختار در نظر نمیگیرند؛ رفتار این افراد از بیرون هدایت میشود، یعنی وقایع بیرونی و افراد دیگر در رفتارها و تصمیمگیریهای آنها نقش بسیار مهمی‌ایفا میکنند. علاوه بر این، افرادی که فاقد انگیزش هستند، بین رفتار تحصیلی خود و اتفاقات مدرسه رابطهای نمیبینند. این دانش‌آموزان رفتارهای منفعلانه، مطیع و اجتنابی نشان میدهند و هیچ امیدی برای کنترل محیط خود ندارند. بنابراین، خود را به موقعیت‌های مختلف واگذار می‌کنند. در نتیجه، پیامد این امر منفعل بودن و بیمسئولیتی است (رین برگ و انگسر، 2010).
2-3-5- دیدگاه نیکولز
نیکولز (1984، به نقل از نیکولز، اتکینسون و پپلر54، 2003) الگوی هدفگرایی خود را به صورت دو نوع جهتگیری هدف تکلیف-‌مدار55 و خود-‌مدار56 مشخص کرده است. در این مدل، وی فرض میکند که هدفگرایی افراد با باورهای آنان در مورد علت موفقیت ارتباط دارد. این جهتگیریها چارچوبی را فراهم میکنند که میتوان از طریق آن علت موفقیت را پیشبینی کرد. به عنوان مثال، دانشآموز تکلیف-‌‌مدار که بر یادگیری متمرکز میشود، در پاسخ به این سؤال که چه چیزی باعث موفقیت دانشآموزان میشود، خواهد گفت: «آنها سعی میکنند که درس را بفهمند نه این که درس را حفظ کنند.» در مقابل، دانشآموز خود-‌مدار که بر نشان دادن توانایی متمرکز میشود، در پاسخ به سؤال فوق چنین میگوید: «آنها سعی میکنند تا دیگران را شکست دهند.» همچنین، وی گزارش داده است بیشتر دانشآموزان دبیرستانی که از فعالیتهای مدرسه اجتناب می‌کنند، سعی دارند تکالیف درسی را با کمترین تلاش انجام دهند، از فشارهای معلم فرار کنند و موفقیت در مدرسه را کمتر به تلاش و علاقهمندی نسبت میدهند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-3-6- الگوی هدفگرایی دویک در انگیزه پیشرفت در یادگیری
دویک (1986، به نقل از دویک و لگت57، 1998) الگوی هدفگرایی خود را به صورت دو نوع هدفهای یادگیری58 و هدفهای عملکردی مطرح کرده است. در هدفهای یادگیری، تأکید بر افزایش تواناییها، مهارتها و دانش است، اما در هدفهای عملکردی، تأکید بر نشان دادن توانایی‌ها است نه افزایش آنها. چه چیزی افراد را به سمت جهتگیریهای متفاوت سوق میدهد؟ چرا بعضی از افراد به هدفهای عملکردی و بعضی دیگر به هدفهای یادگیری توجه دارند؟ چرا بعضی از افراد تواناییهای خود را کافی میدانند، ولی عدهای دیگر در رشد تواناییهای خود می‌کوشند؟ برای پاسخ به این سؤال‌ها، دویک نظریه هدفـ‌رفتار را مطرح کرده است، که بر اساس آن میتوان پاسخ سؤال‌های بالا را مشخص کرد. بر طبق این نظریه، باور افراد در مورد پدیدهها، بر هدفگرایی آنها تأثیر میگذارد؛ هدفها نیز به نوبه خود، الگوهای رفتاری متفاوتی را ایجاد می‌کنند. این الگوهای رفتاری توسط محققان به دو دسته الگوهای انطباقی و غیر انطباقی تقسیم شدهاند، که در واقع از جهتگیریهای انگیزشی انطباقی و غیر انطباقی ناشی میشوند.
علاوه بر این، دویک و لگت (1998) بیان میکنند که هدفگراییها، حاصل باورهای مختلف در مورد ماهیت هوش هستند، منظور از باورهای هوشی، درک دانشآموزان از تغییر یا عدم تغییر هوش در طول زمان است. بعضی از افراد معتقدند که هوش یک ویژگی انعطافپذیر، افزایشی و قابل کنترل است. در مقابل، بعضی دیگر معتقدند که هوش یک ویژگی ثابت و غیر قابل انعطاف است. افرادی که هوش را یک ویژگی انعطافپذیر و افزایشی میدانند به دنبال هدفهای یادگیری هستند و این هدفها شایستگی آنان را افزایش میدهد. افرادی که هوش را یک ویژگی غیر قابل انعطاف و ثابت میدانند، به دنبال هدفهای عملکردی هستند، یعنی به دنبال قضاوت مثبت هستند و از قضاوت منفی اجتناب میکنند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید