دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان
دانشکده علوم پايه – گروه زيست شناسي

پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد M.SC
علوم جانوري ـ گرايش سلولي تکويني

عنوان :
بررسي اثرات باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei)) به صورت زنده و کشته شده بر ترميم زخم پوستي در موش سفيد صحرائي

استاد راهنما :
دکتر ميترا حيدري نصر آبادي

استادان مشاور:
دکتر ويدا حجتي
دکترمريم تاج آبادي ابراهيمي

پژوهشگر :
سيما مشايخ
تابستان 1391

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
دانشکده علوم پايه – گروه زيست شناسي

پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد (M.SC)
علوم جانوري ـ گرايش سلولي تکويني

عنوان:
بررسي اثرات باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei)) به صورت زنده و کشته شده بر ترميم زخم پوستي در موش سفيد صحرائي

استاد راهنما :
دکتر ميترا حيدري نصر آبادي

استادان مشاور:
دکتر ويدا حجتي
دکترمريم تاج آبادي ابراهيمي

پژوهشگر:
سيما مشايخ

تابستان 1391
“هوالشکور”

تشکر وقدرداني :
(( ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند ))

سپاس مخصوص خداوندي است که جهانيان سر بر آستان قدرت او دارند؛
اورا شکر مي گوييم که تاکنون غريق درياي بيکران لطف و عنايت او بوده ام
وهمواره نيز چشم اميدم به درگاه عظمت اوست.

(((

در اينجا بايد از استاد راهنماي گرانقدرم ” سرکار خانم دکتر ميترا حيدري نصر آبادي ” نهايت امتنان و قدرداني را بنمايم که اين کار در پرتو راهنمائيهاي خردمندانه و تلاشهاي دلسوزانه ي ايشان به ثمررسيد . از خداوند متعال مي خواهم که زندگي پربار ايشان را قرين لطف و عنايت خاص خويش قرار دهد.
همچنين از استادان مشاور ارجمندم ” سرکار خانم دکتر ويدا حجتي و سرکار خانم دکتر مريم تاج آبادي ابراهيمي ” که در طي انجام اين پايان نامه با نظرات و ارشادات ارزشمند خود مرا ياري دادند؛ کمال تشکر را دارم و براي آنان سلامتي و سعادت آرزومندم.
درضمن بايد سپاس و ارادات خود را نسبت به استاد داور محترم “جناب آقاي دکتر احدعلي هراتي اصل “ابراز بدارم که با وجود مسئوليت و مشغله بسيارداوري اين پايان نامه را برعهده گرفتند و با دقت نظر و نکته سنجي خود کيفيت کار را چندين برابر نمودن؛ از اين استاد فرزانه و دلسوز نهايت سپاسگزاري را دارم.
در پايان از محبت خانواده عزيزم و کليه کساني که در تدوين و تهيه اين مجموعه ياريم نمودند سپاسگزارم .

ومن ا…..التوفيق

تقديم به تواي پدرم که
خورشيدي شدي و از روشنايي ات جان گرفتم و در نااميدي ها نازم را کشيدي و لبريزم کردي از شوق ، اکنون حاصل دستان خسته ات رمز موفقيتم شد. به خودم تبريک مي گويم که تورا دارم و دنيا با همه بزرگيش مثل تو ندارد.

و تو اي مادرم
اي شوق زيباي نفس کشيدن ، اي روح مهربان نوازم ، تورنگ شادي هايم شدي و غم ها را با تمام وجود از من دور کردي و عمري خستگي ها را به جان خريدي تا اکنون توانستي طعم خوش پيروزي را به من بچشاني.

فهرست مطالب
عنوان صفحهچکيده 1مقدمه
3فصل اول : کليات 1- 1 ساختمان پوست 41-1-1 رو پوست 41-1-2 ميان پوست 51-1-3 زير پوست 61-1-4 خونرساني پوست 61-1-5 فيزيولوژي پوست 61- 2 تعريف زخم 91-2-1 انواع زخم هاي حاد 101-2-2 فازهاي ترميم زخم هاي حاد 111-2-3 انواع التيام زخم ها141-2-4 استحکام زخم 151-2- 5 فاکتورهاي موثر درالتيام زخم 161-2-6عوارض ترميم زخم 211-2-7 زخم هاي مزمن 211-2-8 مکانيسم هاي ترميم زخم هاي مزمن 221-2-9 بررسي فيزيکي زخم هاي مزمن 221-3-10 انواع زخم هاي مزمن 221-3-11 مراقبت از زخم هاي مزمن 281-2-12 نکات اختصاصي زخم هاي مزمن 291-3 باکتري هاي پروبيوتيک 351-3-1 تاريخچه پيشرفت علم پروبيوتيک 361-3-2 منشاء پروبيوتيک ها 371-3-3 اثرات درماني و پيشگيري کننده پروبيوتيک ها 381-4 مروري برتحقيقات گذشته
45فصل دوم : وسايل – مواد وروش ها 2-1 وسايل 462-2 دستگاه ها 492-3 مواد وداروهاي مورد مصرف 502-4 حيوانات 512-5 روش کار 512-5-1 روش تهيه پماد 522-5-2 آماده کردن مواد بيهوشي 532-5-3 روش ايجاد زخم پوستي 532-5-4 به هوش آمدن دوباره رت ها 542-5-5 تقسيم بندي گروه هاي آزمايشي 552-5-6 روش اندازه گيري سطح زخم 552-5-7 نحوه مطالعه بافت شناسي 562-5-8 روش تهيه چسب آلبومين مي ير 572-5-9 روش تهيه اسيد الکل 582-5-10 روش تهيه فيکساتيوبوئن 582-5-11 تثبيت نمونه 592-5-12 آب گيري 592-5-13 الکل گيري يا شفاف کردن 602-5-14 نفوذ دادن پارافين 602-5-15 قالب گيري 612-5-16 حذف پارافين اضافي و برش گيري 612-5-17 انتقال نمونه روي لام611-5-18رنگ آميزي 612-5-19 چسباندن لامل 632-6 آناليز داده ها
64فصل سوم : نتابج تحقيق 3-1 يافته هاي هيستومتريک وهيستوپاتولوژيک 653-2 بررسي شاخص هاي بافت شناسي ترميم زخم 723-2-1 بررسي شاخص هاي بافت شناسي در روز سوم 743-2-1 بررسي شاخص هاي بافت شناسي در روز چهاردهم 823-2-2 بررسي شاخص خاي بافتي در روز بيست ويک
86فصل چهارم : بحث ونتيجه گيري و پيشنهادات 4-1 عوامل موثر در ترميم زخم پوستي 944-2 مکانيسم تسريع ترميم زخم پوستي و کاهش التهاب 97در روزهاي مورد آزمايش 4-3 نتيجه گيري کلي 1074-4 پيشنهادات
110منابع 111چکيده انگليسي 118
فهرست جداول و نمودارها
عنوان صفحه نمودار 1-2-1 الگوريتم فازهاي ترميم زخم هاي حاد 12جدول 1-2-2 نشانه هاي اختلال در ترميم زخم 18جدول 1-3-3 سازو کار رايج پروبيوتيک ها واثرات گزارش شده آنها 42جدول 1-3-4 فوايد سلامتي ناشي از مصرف پروبيوتيک 44جدول 2-5-5 مرحله آب گيري نمونه 59جدول 2-5-6 زمان نفوذ تولوئن به نمونه 60جدول 2-5-7 مراحل رنگ آميزي نمونه 62جدول 3-1-8 ميانگين و انحراف استاندارد درصد بهبودي زخم گروه هاي مورد آزمايش درروزهاي مختلف66نمودارهاي 3-1-9 مقايسه درصد بهبودي زخم گروه هاي موردآزمايش در روز سوم67نمودار 3-1-10 مقايسه درصد بهبودي زخم گروههاي مورد آزمايش درروزهفتم 68نمودارهاي 3-1-11 مقايسه درصد بهبودي زخم گروه هاي مورد آزمايش در روز چهاردهم69نمودارهاي 3-1-12 مقايسه درصد بهبودي زخم گروه هاي مورد آزمايش در روزبيست ويکم 70جدول 3-1-13 مقايسه سطح معناداري بهبود زخم گروه هاي مورد آزمايش در طول زمان 71جدول 3-2-14 نتايج آماري ميانگين وانحراف استاندارد شاخص هاي بافت شناسي در روز سوم 74نمودار 3-2-15 مقايسه ميانگين وانحراف استانداردتعداد ماکروفاژها درگروه هاي مورد آزمايش در روز سوم 75نمودار 3-2-16 مقايسه ميانگين و انحراف استانداردتعداد نوتروفيل ها در گروه هاي مورد آزمايش در روز سوم 76نمودار 3-2-17 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد فيبرو بلاست ها درگروه هاي مورد آزمايش در روزسوم 77جدول 3-2- 18 نتايج آماري ميانگين و انحراف استاندارد شاخص هاي بافت شناسي در روز هفتم 78نمودار 3-2-19 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد ماکروفاژها درگروه هاي مورد آزمايش در روز هفتم 79نمودار3-2-20 مقايسه ميانگين و انحراف استاندار تعداد نوتروفيل ها درگروه هاي مورد آزمايش درروزهفتم80نمودار 3-2-21 مقايسه ميانگين و انحراف استانداردتعدادفيبروبلاست ها در گروه هاي مورد آزمايش درروز هفتم 81جدول 3-2-22 نتايج آماري ميانگين و انحراف استاندارد شاخص هاي بافت شناسي در روز چهاردهم 82نمودار 3-2-23 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد ماکروفاژها در گروه هاي مورد آزمايش در روز چهاردهم 83نمودار 3-2-24 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد نوتروفيل ها درگروه هاي موردآزمايش در روز چهاردهم 84نمودار 3-2-25 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد فيبروبلاست ها درگروه هاي مورد آزمايش در روز چهاردهم85جدول 3-2-26 نتايج آماري ميانگين و انحراف استاندارد 87جدول 3-2-27 مقايسه ميانگين وانحراف استاندارد تعداد ماکروفاژها درگروه هاي مورد آزمايش در روزبيست ويکم 88نمودار 3-3-28 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد نوتروفيل ها در گروه هاي مورد آزمايش در روز بيست ويکم 89نمودار 3-2-29 مقايسه ميانگين و انحراف استاندارد تعداد فيبرو بلاست ها درگروه هاي مورد آزمايش در روز بيست ويکم 90نمودار 3-2-30 مقايسه سطح معناداري شاخص هاي بافت شناسي ترميم زخم گروه هاي موردآزمايش در طول زمان 91نمودار 4-2-31 مقايسه وضعيت بهبود زخم گروه هاي مورد آزمايش در طول زمان 100نمودار 4-2-32 مقايسه تعداد ماکروفاژها گروه هاي مورد آزمايش در طول زمان 104نمودار 4-2-33 مقايسه تعداد نوتروفيل گروه هاي مورد آزمايش درطول زمان 105نمودار 4-2-34 مقايسه تعداد فيبروبلاست گروه هاي مورد آزمايش در طول زمان 106
فهرست شکل ها
عنوان صفحه شکل 1- 2-1 مقطعي از پوست واجزاي آن 8شکل 1-2-2 مراحل ايجاد زخم هاي فشاري 26شکل 1-3-3 باکتري هاي پروبيوتيک 36شکل 2-1-4 کوليس جهت اندازه گيري مساحت زخم ايجادشده 48شکل 2-5-5 تزريق داخل صفاقي53شمل 2- 5-6 نمونه يک زخم ايجاد شده بر روي پوست رت 54شکل 2-5-7 نمونه محدوده ي يک زخم جدا شده از پوست رت 57شکل 3-2- 8 فتوگراف ازبافت زخم پوستي درگروه تجربي 2 در روز چهاردهم بررسي 73

چکيده
زمينه و هدف : ترميم زخم پديده اي است پيچيده و منظم که در آن تعدادي از فرآينده هاي سازمان يافته و هماهنگ از قبيل بازسازي سلولهاي پارانشيمي ، مهاجرت و تکثير سلولهاي بافت همبند ، ساخت پروتئين هاي ماده زمينه برون يافته اي و طراحي مجدد بافت همبند و اجزاء پارانشيمي ، کلاژني شدن و دوام و استحکام يافتن زخم دخالت دارند . سرعت التيام زخم تحت اثر فاکتورهاي مختلفي در يک يا چند مرحله ترميم زخم صورت مي گيرد ، از جمله هورمون رشد و فاکتورهاي پپتيدي موثر بر رشد ، تغذيه ، ويتامين ها ، دارو ها ، هورمونهاي استروئيدي ، اکسيژن و … قرار مي گيرد . بنابراين درمان صحيح و مراقبت از زخم جهت افزايش سرعت بهبودي ، همچنين جلوگيري از مزمن شدن و عفونت آن همواره مد نظر انسان بوده و روشهاي مختلف براي رسيدن به اين هدف بکار گرفته شده است.
پروبيوتيک ها ميکروارگانيسم هاي موجود در لوله گوارش هستند که علاوه بر کمک به گوارش مولکول هاي پيچيده به سيستم ايمني بدن نيز کمک کرده و باعث کاهش التهاب مي شود. اثرات سودمند اين باکتري در ترميم زخم هاي گوارشي به اثبات رسيده است اما تحقيقات کمي در زمينه اثرات ترميمي اين باکتري در زخم پوستي انجام شده است .
اين مطالعه با هدف بررسي اثرات باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) به صورت زنده و کشته شده به وسيله کلروفرم بر ترميم زخم پوستي موش سفيد صحرايي صورت گرفته است.
مواد و روشها : در اين تحقيق از 80 موش سفيد صحرايي نر (Rat) با وزن تقريبي 280-220 گرم استفاده گرديد. حيوانات در قفس هاي استاندارد نگهداري شدند و آب و غذا بدون محدوديت در اختيارشان قرار گرفت؛ درجه حرارت حيوان خانه بين2?? ± 20 درجه سانتيگراد حفظ مي شد. زخم هاي برشي به ضخامت کامل پوست پس از تراشيدن و تميز کردن موشها که شامل گروه هاي تجربي (1 و2 ) ، کنترل و کنترل منفي بودند ايجاد شد. سه گروه کنترل و تجربي 1 و 2 به ترتيب تحت درمان موضعي با اسرين و اسرين حاوي باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) کشته شده بوسيله کلروفرم و اسرين حاوي باکتري زنده لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) قرار گرفتند اما گروه کنترل منفي درماني دريافت نکردند؛ مساحت زخم هر 3 روز يکبار اندازه گيري شد. نمونه هاي پوستي به ترتيب پس از کشته شدن در روزهاي 3و7و14و21 جدا شده و تحت مطالعات بافت شناسي و آماري قرار گرفتند.
يافته ها : درصد بهبودي زخم و التهاب در گروه هاي تجربي 1و2 نسبت به گروه هاي کنترل و کنترل منفي داراي اختلاف معناداري بود ؛ همچنين يافته هاي پاتولوژيکي حاصل از بررسي نمونه هاي اخذ شده از گروه هاي تجربي (1 و 2 ) ، کنترل ، کنترل منفي از نظر هيستولوژيک حکايت از روند کيفي نسبتا مشابه از نظر سرعت روند ترميم و بسيج سلولي و پاکسازي ناحيه ترميم زخم با توجه به توالي زماني نمونه ها با رنگ آميزي هماتوکسيلين – ائوزين داشتند.
بحث و نتيجه گيري : اين مطالعه نشان داد که باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) چه به صورت زنده و چه به صورت کشته شده به وسيله کلروفرم به طور معنا دار روند سرعت التيام زخم پوستي در موش صحرايي را افزايش داده؛ بطوري که اين امر در باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) زنده (گروه تجربي 2 ) بيش از فرم کشته شده آن (گروه تجربي 1 ) نمايان شد.
واژگان کليدي : زخم پوستي ، ترميم ، باکتري پروبيوتيکي ، لاکتوباسيلوس کازئي( Lactobacillus casei )

مقدمه
يکي از اهداف درماني علوم پزشکي ترميم زخم در زمان کوتاه تر با عوارض جانبي کمتر مي باشد ؛ از گذشته دور پزشکان مصري ، يوناني ، هندي و اروپايي در پي درمان زخم درکوتاه ترين مدت و با کمترين ميزان عارضه بودند. تاکنون پژوهش هاي مختلفي در مورد ترميم زخم ايجاد شده و در نتيجه مواد مختلفي به صورت مرهم زخم ها تهيه و معرفي شده اند که اغلب اين مواد به صورت ترکيبات گياهي و شيميايي مي باشد. نتايج گزارش شده توسط مجامع مختلف پزشکي مورد بررسي هاي کلينيکي و آزمايشگاهي قرار گرفته اند اما تاکنون هيچکدام به عنوان يک داروي موثر توصيه نشده اند.(35)
اما امروزه گرايش به استفاده از داروهاي سنتي جهت ترميم زخمهاي پوستي بيشتر شده است؛ بطوريکه تاثير نسبي گونه هاي مختلف باکتريهاي پروبيوتيکي در ترميم زخمها مورد بررسي قرار گرفته است.
پروبيوتيک ها ارگانيسم هاي زنده اي هستند که با تعديل فلور ميکروبي روده ، اثرات مفيدي را بر سلامت ميزبان اعمال مي کنند. آنها عموما از منابع انساني بوده و غيربيماري زا محسوب مي شوند . پروبيوتيک هايي که بيش از همه در زمينه هاي مختلف مورد مطالعه قرار گرفته اند ، باکتريهاي توليد کننده اسيد لاکتيک شامل گونه هاي لاکتوباسيلوس و بيفيدوباکتريا است اما مکانيسم اثر پروبيوتيک ها کاملا شناخته شده نيست ولي مکانيسم هايي براي توجيه اثرات پيشگيري کننده و درماني آنها در بيماريهاي انسان پيشنهاد شده است که از جمله آن مي توان به توليد ترکيبات مهار کننده باکتريها ، تعديل PH روده ، بلوک جايگاه اتصال باکتريها ، رقابت براي جذب مواد غذايي ، تقويت سيستم ايمني و ترميم زخم هاي گوارشي اشاره کرد ؛ اما مطالعات کمي در زمينه بررسي اثرات ترميمي اين گروه از باکتري ها بر زخم هاي باز پوستي صورت گرفته است.( 39و14)
هدف از اين مطالعه بررسي اثر ترميمي باکتري لاکتوباسيلوس کازئي Lactobacillus casei )) به صورت زنده و کشته شده به وسيله كلروفرم به عنوان يک گونه پروبيوتيکي(جدا شده از محصولات لبني – سنتي ايران) برروي ترميم زخم پوستي در موش صحرايي مي باشد.

فصل 1
کليات

1-1 پوست
پوست که سطح خارجي بدن را مي پوشاند درنژادهاي مختلف رنگش متفاوتست و دريک فرد انسان هم از نظر مو وضخامت متغير ميباشد. از لحاظ بافت شناسي ساختمان پوست از خارج به داخل شامل سه طبقه است : رو پوست ، ميان پوست ، زير پوست

1-1-1 رو پوست Epidermis
خارجي ترين لايه پوست به فرانسه : اپيدرم و به انگليسي : اپيدرميس نام دارد و عبارتست از يک اپي تليوم سنگفرشي مطبق شاخي شده که پوشش رطوبت ناپذيري (Waterproof) براي بدن ايجاد مي کند . در زير اين اپي تليوم نامبرده غشاء پايه چين داري وجود دارد وسلولهائي که بر روي اين غشاء ملاحظه ميشوند از عمق بسطح شامل طبقات زيرند :
1- طبقه پايه اي (Stratum basal): يک رديف سلول منشوري با حدود نامشخص و هسته دوکي واضح ، عمود برقاعده ميباشد ؛ در بين سلولهاي پايه اي تعدادي سلول اجدادي وجود دارد که بعضي از آنها مبدل به سلول ريشه (Stem) شده سلول پايه اي توليد مي کند . اما تعداد بيشتري از آنها به طبقات بالاتر رفته نقش تقويت کننده(Amplifying) داشته و مي توانند مستقيما” کراتينوسيت بسازند . ذرات رنگدانه ملانين دراين طبقه ديده مي شود که حاصل تراوش ملانوسيتها خواهند بود. ملانوسيتها سلولهاي ستاره اي شکل هستند که بفاصله چند سلول پايه اي يک عدد از آنها ديده مي شود؛ در افراد زال مو سفيد (Albinism) بطور ژنتيک ، ملانين وجود ندارد . لابلاي سلول پايه اي علاوه بر سلول اجدادي وريشه (stem) سلولهاي حساسه اي به نام سلول مرکل وجود دارد.
2- طبقه خاردار (Stratum Spinusum) : طبقه ايست به ضخامت تعدادي سلول چند سطحي که از هم فاصله دارند درحد فاصل بين سلولها زوائد سيتوپلاسمي آنها بوسيله دسموزم بيکديگر متصل شده است که منظره ها شور و خاري شکل دارد . درميان سلولهاي خاردار سلولهائي بنام لانگرهانس وجود دارد . اين سلولها با رنگ آميزي معمولي هسته تيره وسيتوپلاسم روشن دارند ولي با رنگ آميزي طلا ستاره اي و زائده دار مي باشند ؛ سلول لانگرهانس در پاسخ ايمني پوست + کنترل تقسيم سلولها پايه اي دخالت دارد.
-3طبقه دانه دار (Stratum granulosum) : دو تا چهار لايه سلول لوزي شکل موازي با سطح بر رويهم قرار گرفته سيتوپلاسمشان محتوي دانه هاي بنفش وبدون روپوش کرانوهيالن و دانه روپوش دار ميباشد . از اين ببعد مرگ سلولها شروع مي شود .
4- طبقه شفاف(Stratum Iucidum) : لايه نازکي مرکب از سيتوپلاسم سلولهاي مرده محتوي الئيدين برنگ قرمز شفاف ديده مي شود که هسته ندارند .
5- طبقه شاخي ( Stratum Corneum): خارجي ترين لايه اپيدرم است. سلولهاي طبقه قبلي تدريجا” بطرف سطح آمده بيکديگر متصل مي شوند ودر سيتو پلاسمشان الئيدين تبديل بماده شاخي (Keratin) شده است . تونوفيلامنت هاي سلولهاي طبقه شاخي درفضاي بين سلولها بوسيله فيلاگرين محکم به يکديگر بسته مي شود. فيلاگرين توسط دانه هاي کرانوهيالي ساخته شده وبوسيله سلولهاي خاردار به فضاي بين سلولي پخش مي شود. اين لايه شاخي ضخامت اپيدرم را تشکيل مي دهد وسلولهاي سطحي بتدريج ريخته مي شوند.

1-1-2 ميان پوست Chorium = Dermis
درميس يا ميان پوست عبارت از بافت همبنديست که بلافاصله در زير غشاء پايه اپيدرم قرار گرفته است و خود شامل دو قسمت ميباشد:
1- طبقه پاپيلر (Papillary layer) : مرکب از بافت همبنديست محتوي رگهاي فراوان که در زير غشاء پايه اپيدرم بصورت انگشتان دست برجستگي داشته بنام پاپيلا يا ستيغ(Ridge ) موسوم است. جسمکهاي مايسنر ، دريافت کننده حس لامسه گاهي دراين برجستگيها ديده مي شود دربين اين برجستگيها طبعا” فرورفتگي هائي از اپيدرم بنام ميخ (Peg) ايجاد مي شود. درپوستهاي پرچين ، از تقاطع ايندو قسمت منظره درهمي از اپيدرم و درم ملاحظه مي گردد که بنام Rete ridges و يا Rete pegsموسومند.

2- طبقه درهم ( Reticular Layer) : بافت همبند متراکي است با رشته هاي متقاطع درهم که بلافاصله در زير طبقه پاپيلر قرار گرفته است . لابلاي اجزاء همبندي اين طبقه ، رگها ، جسمکهاي عصبي دريافت کننده حواس مختلف درد ، فشار ، سرما ، گرما و مکانورسپتور به نام جسمکهاي مايستر ، مرکل ، پاسيني ، روفيني و غيره وجوددارد. علاوه براين ، ضمائم پوستي يعني غدد چربي ، عرق ، مو وعصب راست کننده مو دراين طبقه ديده مي شوند . بايد دانست فيبروبلاستهاي درميس قادر هستند اعمال زير را انجام دهند:

1- تراوش فاکتور رشد اپيدرميس 2- سنترکلاژن و تحليل کلاژن درعمل جراحي 3- سنتز الاستين واکسي تالان 4- فيبروبلاست با عمل ترميمي وانقباض خود در جوش خوردن زخمها دخالت دارد.

1-1-3 زير پوست Hypodermis
عبارت از بافت همبندي چربي است که رگها از آن گذشته به درميس وارد مي شود بافت چربي دراين طبقه زياد است . بدين جهت پوست براحتي ميتواند بر روي انساج زيرين خود لغزش داشته باشد. (5)

1-1-4 خونرساني به پوست
پوست خون خود را از عروقي دريافت مي كند كه از عضلات زيرين منشاء گرفته اند. اين شريان به عروق كوچكتري تقسيم مي شوند و هر شاخه يك شبكه مويرگي را مي سازد كه خونرساني پوست و بافت زير پوست را به عهده مي گيرد.

1-1-5 فيزيولو‍ژي پوست
پوست مسئول و يا مشاركت كننده در اعمال حياتي متعدد است ؛ آسيب به پوست توانايي آن را در انجام اين اعمال مهم به مخاطره مي اندازد :
1- محافظت
(پوست بعنوان سدي در برابر ورود ميكروارگانيسم ها و مواد خارجي ، از ورود اين عوامل به بدن جلوگيري مي كند .
( از بافت و ساختمانهاي زيرين در برابر صدمات مكانيكي محافظت مي نمايد.
(از به هدر رفتن آب ، الكتروليت ، پروتئين و ديگر مواد جلوگيري مي كند.
2- حسي
(حاوي پايانه هاي عصبي است و حس درد، فشار ، گرما و سرما را درك كرده و از بروز آسيب جلوگيري مي كند.
3- تنظيم حرارت
( حاوي اعصاب ، عروق خوني و غدد اكريني در لايه درم است كه تنظيم درجه حرارت بدن دخالت دارند . عروق خوني فراوان پوست با انقباض خود ، حرارت بدن را در هواي سرد و وقوع هيپوترمي حفظ مي كنند . شريان هاي كوچك پوست با گشاد شدن و عروق كردن گرماي اضافه بدن را دفع مي كنند.
4- دفع مواد زايد
( قسمتي از آب و نمك از طريق پوست دفع مي شود.
( با اين خاصيت پوست وظايف تنظيم درجه حرارت بدن و تعادل آب و الكتروليت را به انجام مي رساند.

5- متابوليسم
( كمك در رسوب مواد معدني در دندانها و استخوانها مي كند.
(وظيفه سنتز ويتامين D در معرض اشعه ماوراء بنفش نور خورشيد را برعهده دارد. ( كه در متابوليسم كلسيم و فسفر نقش دارد .)
6- جذب
(جذب برخي از داروها و هدايت آن به عروق خوني را انجام ميدهد.(19و9)

شکل 1-2-1 مقطعي از پوست و اجزاي آن(36و23)

1-2 زخم
تعريف زخم
زخم (Wound) ازبين رفتن درم و اپي درم همراه با بافتهاي زيرين زخم يا به عبارتي ديگر ، موضع يا حفره در سطح يک عضو يا بافت را زخم مي گويند(2).
روشهاي مختلف طبقه بندي زخم ها
1-بر اساس نحوه ايحاد زخم
(زخمهاي ناشي از حوادث
(زخمهاي جراحي

2-بر اساس پيوستگي پوست
( زخمهاي بسته كوفتگي
( زخمهاي باز زخم هاي بريده شده
خراشيدگي
سوراخ شدگي
پارگي
زخمهاي مزمن
3- بر اساس طول مدت التيام
( زخم هاي حاد ( زخمهاي بريده شده ، خراشيدگي ، سوراخ شدگي ، پارگي و كوفتگي )
( زخم هاي مزمن ( زخم ديابتي ، زخم فشاري و زخم عروقي )(22)
1-2-1 انواع زخم هاي حاد :
زخم هاي بريده شده Icision))
زخم هاي تميزي که داراي لبه صاف ومستقيم است . معمولا” زخم هاي چاقو و زخم هاي جراحي از اين دسته مي باشند که خيلي بهتر از ديگر زخم ها التيام مي يابند و خطرعفونت در آنها کمتر است .
خراشيدگي Abrasion))
زخم سطحي است که ناشي از رفتگي لايه سطحي پوست بواسطه جراجي با تروما مي باشد اغلب بدليل آسيب پوست و تماس پايانه هاي عصبي ، دردناک بوده و در معرض عفونت است . خراشها از کشيده شدن پوست روي يک سطح خشن و زبر ايجاد مي شوند . اين زخمها به دليل سطحي بودن ، دردناک هستند و حتي يک نسيم ملايم روي خراشيدگي، مي تواند موجب درد و ناراحتي شود.
سوراخ شدگي( Puncture)
ايجاد سوراخ به واسطه جسم نافذ ناشي از تروما يا جراحي مي باشد ، اين نوع زخم به لايه هاي زيرين پوست نفوذ مي کند وممکن است که به اعصاب و شرائين آسيب برسد اين زخم ها گاهي با باقي ماندن اجسام خارجي همراه هستند و ممکن است با خونريزي زياد مشاهده شوند. علاوه بر اجسام خارجي فرو رونده ، سوراخ ممکن است توسط گاز حيوان يا انسان نيز ايجاد شود سوراخ شدگي ها معمولا” داراي يک مجراي کوچک با عمق زياد هستند.
پارگي laceration ) )
باز شدن پوست به صورت دريدگي با لبه هاي نامنظم است که معمولا” توسط جسم تيز و گاهي تروماهاي غيرنفوذي ايجاد مي شوند.

کوفتگي (Contusion )
صدمه به بافتها و عروق خوني زير پوست و ايجاد خون مردگي که غالبا” با ورم و حساسيت همراه است و اغلب در تروماهاي غير نفوذي ديده مي شود . (6)
1-2-2 فازهاي ترميم زخم هاي حاد
شرايط طبيعي التيام زخم حاد از يك الگو قابل پيش بيني تبعيت مي كند كه اين فرايند طبق الگوريتم زير به 4 فاز اختصاصي اتفاق مي افتد :
هموستاز Hemostasis
التهاب Inflamation
پروليفراسيون Prolifration
ترميم کامل Maturation

آسيب
هموستاز
انعقاد – تجمع پلاکتي

پلاکتها
التهاب
ماکروفاژ – نوتروفيل – گرانولوسيت

پروليفراسيون – دبريدمان رشد عروق جديد گرانولاتسيون
– مقاومت در برابر عفونت

ساخت پروتئوگلايکان اپيتليازه شدن ساخت کلاژن تخريب کلاژن

هم کشاني بلوغ

زخم ترميم شده

نمودار1-2-1 الگوريتم فازهاي ترميم زخم هاي حاد(9)
فاز 1: هموستاز Haemostasis) )
وقتي بافت آسيب مي بيند ، سروتونين ، پروستاگلاندينها و خون از خلال عروق آسيب ديده ، ناحيه را پر مي کند . پلاکت ها تشکيل لخته مي دهند وفيبرين لبه هاي زخم را مي بندد.
فاز 2: التهاب Inflammation ) )
لنفوسيت ها پاسخ التهابي را آغاز مي کنند وارتشاح مويرگي افزايش مي يابد. لبه هاي زخم ادم مي کند وگلبولهاي سفيد خون از خلال عروق عبور کرده وبه هضم باکتري ها ، سلول هاي مرده وانهدام لخته مي پردازند. دراين مرحله ممکن است قرمزي ، گرمي ، ادم درد و کاهش عملکرد عضو زخم شده اتفاق افتد.
فاز 3: پروليفراسيون Proriferetion) )
درمجاورت بافت درحال ترميم خون ، مواد غذايي ، فيبروبلاست ها ، پروتئين و مواد ديگر مورد نياز براي ساخت بافت گرانوله نرم ، صورتي و پرخون ، عرضه مي شود ، تا محل زخم دوباره سازي گردد.
فيبروبلاست ها پروتئوگليکان ها1 را توليد کرده که موادي چسب مانند بوده وفضاي زخم را پرمي کنند. فيبرونکتين2 چار چوبي براي نگهداري کلاژن وسلول ها به يکديگر مي سازد. براي ساختن کلاژن ، فيبروبلاست ها به اکسيژن و مواد غذايي وابسته اند . خصوصا” ويتامين ث به عنوان يک کوآنزيم براي هيدرو کسيداسيون پرولين 3عمل مي کند . بافت کلاژني که بدون ويتامين ث کافي ساخته شود ، ضعيف تر بوده وزخم التيام يافته کيفيت کششي کمتري خواهد داشت .
درطي فاز پروليفراسيون دو فرآيند ديگر نيز بطور همزمان اتفاق مي افتد .
اپيتليازه شدن وانقباض : اپيتليازه شدن همان توليد دوباره اپيتليون درسطح زخم است وقتي که زخم عميق باشد توليد ايپتليال از کناره هاي زخم شروع مي شود و هنگامي که زخم سطحي باشد فوليکول موي باقيمانده به عنوان جزاير توليد کننده اپيتليوم عمل مي کنند.
ميو فيبروبلاست ها4 تحت تاثير واسطه هاي التهابي سطح زخم را قبل از تکثير سلولي کاهش مي دهند . اين سلول ، فيبروبلاست هاي تمايز يافته اي هستند که حاوي رشته اکتين و ميوزين مي باشند ؛ هنگاميکه يک حفره باز با بافت گرانوله پرشد واپيتلياليزاسيون انجام گرديد فاز پروليفراسيون پايان مي يابد.
فيبروبلاست ها دربافت گرانوله ؛ کلاژن ترشح مي کنند فيبرهاي کلاژن بطور مورب درمنطقه بافت اسکار را بوجود مي آوزند . سلول هاي اپيتليال از لبه هاي زخم شروع به رشد کرده وبه سوي مرکز زخم مي روند . لايه جديدي از بافت پوششي جايگزين لايه ي از بين رفته مي شود. حالا بافت ترميم شده يا گرانوله پديدار مي گردد.
فاز 4 :ترميم کامل Maturation) )
بافت آسيب ديده ( شامل لنفاتيک ها ، عروق خوني و ماتريکس زمينه اي ) دوباره سازي مي شود. فيبرهاي کلاژن کوتاهتر شده واندازه اسکار را کم تر مي کنند. اندازه اسکار ممکن است کاهش يافته وبافت به عملکرد طبيعي خود برگردد ويا اسکارهيپرتروفيک ايجاد شده که کلوئيد5 را ايجادکرده وسبب انقباض6شود. مرحله پاياني ترميم تقريبا” 3 هفته بعد از صدمه شروع مي شود ، درطي اين فاز ، کلاژن نرم ژلاتيني بنام کلاژن نوع سوم به تدريج با انواع مقاوتر جايگزين مي گردد . تمايزکلاژن بطور ديناميک و نامحدود تداوم مي يابد . تعادل بين شکستن و توليدکلاژن يک فرآيند کاملا” ظريف است و حتي در مورد التيام تاخيري و ناقص هم انجام مي شود . (44و24و15و9)
1-2-3 انواع التيام زخم ها
باتوجه به چگونگي زخم ، التيام يا بسته شدن زخم به يکي از سه طريق زير صورت مي گيرد :
التيام اوليه : دراين نوع التيام زخم ها لبه هاي منظم دارند وآسيب بافتي درحداقل اندازه ممکن مي باشد که بايد بافتهاي تازه آسيب ديده توسط بخيه ، بست ويا چسب درکنار هم قرار داده شوند. دراين حالت سنتز، جايگيري و اتصال متقاطع کلاژن وساير پروتينهاي ماتريکس بافتي يکپارچه را پديد مي آورد . بنابراين اسکاربه جا مانده از زخم بسيار کم است .
التيام ثانويه : دراين نوع التيام سطحي وسيعي از بافت دچار آسيب



قیمت: تومان


پاسخ دهید