واحد رشت
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد رشت
دانشکده کشاورزي
گروه آموزشي باغباني
پايان نامه جهت اخذ درجه کارشناسي ارشد (M.Sc.)
رشته: باغباني گرايش درختان ميوه
عنوان
اثر محلول‌پاشي برگي کود ارگانيک (اسيد هيوميک) و بسترهاي کشت بر روي رشد و گلدهي توت فرنگي

استاد راهنما
دکتر بهزاد کاوياني
نگارش
فريبرز کريمي
تابستان 93
تأييد کارشناس حوزه پژوهشي تأييد معاون پژوهشي و فناوري دانشگاه آزاد اسلامي- واحد رشت
توجه : اين فرم قبل از صحافي مي بايست به امضا اساتيد و مسئولين مربوطه برسد. اين برگه بدون مهر دانشگاه فاقد اعتبار مي‌باشد.)اطلاعات اين فرم حتما توسط کارشناس پژوهشي تکميل گردد.)
تقدير و تشکر
سپاس بيکران ايزد يکتا را که بر من منت نهاد و انجام اين پژوهش را در پهنه پر مهر ميهنم ممکن نمود. از درگاه مقدسش مي‌خواهم که تعهدي به شايستگي اين مسير به من ارزاني دارد و فراموش نکنم که تحصيل من حاصل دسترنج مردمي است که به همه آنها مديونيم.
در ارتباط با انجام اين پژوهش، از استاد محترم و بزرگوارم، جناب آقاي دکتر بهزاد کاوياني که راهنمايي اين پروژه و پايان‌نامه را پذيرفته و در مراحل مختلف انجام طرح اينجانب را از رهنمودهاي راهگشا و ارزشمند خويش بهره‌مند نمودند سپاسگزاري مي‌کنم. در طول دوره کارشناسي ارشد و طي انجام طرح، برخورد منطقي و علمي با مسائل و مشکلات را از محضر ايشان آموختم که بخاطر آن بي‌نهايت متشکرم. ايشان در بازبيني و رفع کاستي‌هاي متن رساله مساعدت بسيار فرمودند.
از استاد ارجمندم، جناب آقايان دکتر علي محمدي ترکاشوند و دکتر محمد حسين انصاري به سبب قبول زحمت و نيز پذيرش داوري اين پايان‌نامه بسيار سپاسگزارم. در طي دوره کارشناسي ارشد، از محضر ايشان برخوردار بوده و بهره‌هاي علمي و اخلاقي فراوان بردم.
از استاد گرامي، جناب آقاي دکتر هاشم‌آبادي که با لطف و عنايت خويش همواره مرا مورد تشويق قرار مي‌دادند سپاسگزارم. از ايشان به خاطر پذيرش زحمت مطالعه متن رساله و ارائه پيشنهادات جهت رفع کمبود‌هاي آن و نيز قبول داوري اين پايان‌نامه بسيار متشکرم. از کليه اساتيد گرامي و ارجمندم در گروه باغباني دانشکده که ادامه تحصيل و موفقيت‌هاي آينده‌ام را همه مديون محبتها و تشويق‌هاي آنها هستم سپاسگزارم.
و در پايان،
از خانواده‌ام که راهنمايي‌هاي منطقي و ارزشمند آنها و کانون گرمشان مايه آرامش و اميد من در زندگي بوده است، سپاسگزارم.
تقديم به
گوهر ارزشمند زندگي ام، همسر مهربان و عزيزم که همواره در جهت کسب علم مشوقم بود؛
تقديم به
نازنين مادرم که وجودش برايم همه مهر و اميد بود و در اين راه از هيچ کوششي دريغ ننمودند.
تقديم به
فرزندان عزيزم رضا ، مريم و آدنيس.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکيده1
فصل اول (مقدمه و کليات)
1-1- مقدمه2
فصل دوم (بررسي منابع)
2-1- طبقه‌بندي6
2-2- گياه‌شناسي6
2-3- تاريخچه7
2-4- اهميت اقتصادي توت‌فرنگي8
2-5- شرايط محيطي9
2-6- زمان کاشت10
2-7- ازدياد توت‌فرنگي10
2-8- بستر کشت11
2-8-1- خواص عمومي بسترها12
2-8-1-1- خواص مکانيکي12
2-8-1-2- خواص فيزيکي13
2-8-1-3- خواص شيميايي13
2-8-1-3-1- PH يا اسيديته14
2-8-1-3-2- ظرفيت تبادل کاتيوني14
2-8-1-3-3- نسبت کربن به ازت (C/N)15
2-8-1-3-4- هدايت الکتريکي (EC)15
2-8-2-انواع بسترهاي کشت15
2-8-2-1- پيت15
2-8-2-2- پوست درختان16
2-8-2-3- کمپوست16
2-8-2-4- ورميکوليت17
2-8-2-5- زئوليت17
2-8-2-6- پرليت18
2-8-2-7- کوکوپيت18
2-9- تغذيه19
2-10- اسيدهيوميک19
2-10-1- مزاياي استفاده از اسيد هيوميک20
2-10-2- نقش اسيد هيوميک در رشد گياه21
2-11- اسپري يا محلول‌پاشي (تغذيه برگي)22
2-12- بستر کشت22
?-13- اهميت کشت بدون خاک23
?-14- اهميت استفاده از ترکيبات بستري23
?-15- اهميت بستر کشت در توت‌فرنگي25
?-16- تأثير بسترهاي کشت بر رشد گياهان27
?-17- اثر اسيد هيوميک، بر روي رشد31
فصل سوم (مواد و روش‌ها)
3-1- مواد گياهي38
3-2- طرح آزمايشي38
?-3- شرايط محيط اجراي آزمايش38
3-4- مواد مورد استفاده در آماده‌سازي بستر کشت38
3-4-1-کوکو پيت38
3-4-2- پرليت38
3-4-3- ماسه40
3-4-5- کمپوست آزولا40
3-4-6- پيت40
3-5- تهيه بستر40
3-6- محلول‌پاشي اسيدهيوميک40
3-7- مقدار اسيدهيوميک41
3-8- نگهداري از گياهان41
3-8-1- مبارزه با آفات و بيماري‌ها41
3-8-2- آبياري42
3-8-3- تنک کردن42
3-9- اندازه‌گيري صفات42
3-9-1- طول ريشه42
3-9-2-طول شاخساره43
3-9-3-طول ميان‌گره43
3-9-4- تعداد گره43
3-9-5- تعداد برگ43
3-9-6- تعداد ساقه44
3-9-7- تعداد گل44
3-9-8- قطر گل44
3-9-9- وزن تر اندام هوايي45
3-9-10- وزن تر ريشه45
3-9-11- وزن خشک اندام هوايي45
3-9-12- وزن خشک ريشه46
3-9-13- تعداد ميوه در بوته46
3-9-14- طول و عرض ميوه46
3-9-15- شاخص برداشت46
3-9-16 -اندازه‌گيري کلروفيل برگ‌ها47
3-10- آناليز داده‌ها48
فصل چهارم (بحث و نتيجه و پيشنهادات )
4-1- تعداد برگ53
4-2- طول برگ54
4-3- طول شاخساره55
4-4- تعداد شاخساره56
4-5- تعداد ريشه56
4-6- طول ريشه57
4-7- تعداد ميوه59
4-8- قطر ميوه60
4-9- طول ميوه61
4-10- قطر گل62
4-11- عملکرد ميوه62
4-12- تعداد گل در بوته63
4-13- وزن خشک اندام‌هاي هوايي63
4-14- وزن خشک ريشه64
4-15- وزن‌تر اندام‌هاي هوايي65
4-16- وزن‌تر ريشه66
4-17- شاخص برداشت67
4-18- کلروفيل a67
4-19- کلروفيل b69
4-20- نسبت کلروفيل a/b69
4-21- نتيجهگيري کلي70
4-22- پيشنهادها70
منابع و مأخذ 71
فهرست جداول
2-1 سطح زير کشت و ميزان توليد توت‌فرنگي در ده کشور عمده توليدکننده جهان 9
4-1- تجزيه واريانس اثر بستر کاشت و سطوح مختلف اسيد هيوميک 50
4-2- مقايسه ميانگين اثر بستر کاشت بر صفات اندازه‌گيري شده توت‌فرنگي51
4-3- مقايسه ميانگين اثر سطوح مختلف اسيد هيوميک 51
4-4- مقايسه ميانگين اثر برهمکنش بستر کاشت × سطوح مختلف اسيد هيوميک51
4-5- مقايسه ميانگين اثر بستر کاشت بر صفات اندازه‌گيري شده توت‌فرنگي52
4-6- مقايسه ميانگين اثر سطوح مختلف اسيد هيوميک بر صفات 52
جدول 4-7- مقايسه ميانگين اثر برهمکنش بستر کاشت × سطوح مختلف اسيد هيوميک52

فهرست اشکال
(شکل 3-1-) آماده سازي بستر کشت و کاشت نشاي توت فرنگي در آن39
(شکل 3-2-) محلول‌پاشي با دستگاه اسپري دستي و نازل قابل تنظيم41
(شکل 3-3-) اندازه گيري طول شاخساره44
(شکل 3-4-) اندازه گيري قطر گل با کوليس ديجيتال45
(شکل 3-5-) اندازه گيري عرض و طول ميوه‌ها با استفاده از کوليس46
(شکل 3-6-) عصاره‌گيري برگ‌ها براي اندازه گيري ميزان کلروفيل48

چکيده:
به منظور ارزيابي اثر سطوح مختلف هيوميک اسيد بر گياه توت‌فرنگي تحت بسترهاي مختلف کشت آزمايشي به صورت فاکتوريل در قالب بلوک‌هاي کامل تصادفي با سه تکرار در گلخانه‌اي در اطراف شهر رشت اجرار گرديد. فاکتورهاي آزمايش عبارتند از از فاکتور بستر کاشت در چهار سطح: پيت+پرليت+ماسه (B1)، کوکوپيت+پرليت+ماسه (B2)، کوکوپيت+پرليت+کمپوست آزولا+ماسه (B3)، پرليت+ماسه+کمپوست آزولا(B4); فاکتور محلول پاشي هيوميک اسيد در سه سطح: 0، 5/0 و 5/1 ميلي مولار (H0، H0.5 و H1.5). در مجموع 36 گلدان وجود داشت. نتايج نشان داد که برهمکنش هيوميک اسيد و بستر کاشت بر اغلب صفات به استثناي تعداد شاخساره، طول ريشه، طول ميوه، قطر ميوه، تعداد گل در بوته، وزن خشک هوايي و وزن تر ريشه معني‌دار بود. در اغلب صفات اندازه‌گيري شده سطح هيوميک اسيد H1.5 و بستر کاشت B4 ميانگين بيشتري نسبت به ساير تيمارها نشان دادند. بيشترين عملکرد ميوه نيز از تيمار B4H1.5 با ميانگين 35/49 گرم به‌دست آمد. ضمن آن‌که بيشترين وزن خشک ريشه و وزن تر هوايي نيز از تيمار B4H1.5 به دست آمد. بنابراين براي حصول حداکثر عملکرد ميوه محلول پاشي 5/1 ميلي‌مولار هيوميک اسيد و بستر ترکيب پرليت+ماسه+کمپوست آزولا توصيه مي‌شود.
کلمات کليدي: هيوميک اسيد، بستر کاشت، توت‌فرنگي، عملکرد و کيفيت ميوه
فصل اول
(مقدمه و کليات)
1-1- مقدمه:
طبق آخرين آمار دفتر امور سبزي، گياهان زينتي و دارويي وزارت کشاورزي در اواخر سال ??90 ايران با سطح زير کشت 3/7710 هکتار و توليد 5/15 ميليون تن محصولات گلخانه‌اي يکي از کشورهاي درحال توسعه در اين زمينه از کشاورزي به شمار مي‌آيد. در اين ميان، پرورش گياهان در بسترهاي کشت به دليل مزاياي متعدد نظير کنترل تغذيه گياه، کاهش بيماري‌ها و آفات و افزايش کميت و کيفيت محصول نسبت به کشت خاکي در حال گسترش است. خصوصيات مواد مختلف مورداستفاده به‌عنوان بستر کشت به‌طور مستقيم و غيرمستقيم بر رشد گياه و توليد محصول اثر دارد (وردونک1 و همکاران، 1982). بنابراين يکي از مهم‌ترين عوامل در ايجاد يک سيستم کشت بدون خاک، انتخاب بستر کشت مناسب است (اوليمپيوس2، 1995). توت‌فرنگي يکي از محصولات خوب گلخانه‌اي در ايران محسوب مي‌شود که رشد مناسب آن به حفظ تعادل مطلوب تغذيه‌اي در مراحل مختلف رشد رويشي و زايشي بستگي دارد. نياز اين گياه به عناصر نيتروژن، فسفر، پتاسيم، کلسيم، منيزيم و عناصر ريزمغذي زياد است. نيتروژن از مواد اصلي مورد نياز گياه است و بيشتر از ساير عناصر در تغذيه گياهي مصرف مي‌شود. پتاسيم به مقدار زياد براي رشد مناسب و عملکرد بالا و کيفيت مطلوب مورد نياز است (شکوهيان، 1384). براي توليد موفق محصولات در کشت بدون خاک در گلخانه‌ها احتياج به ذخيره کافي از مواد غذايي در بسترهاي مختلف کشت در هر مرحله از رشد گياه است (بوهم3، 2004). کوکوپيت يک ترکيب حاصل از فرايند سازي پوست ميوه نارگيل است که از نظر فيزيکي ماده‌اي اسفنجي و شبيه پيت ماس بوده، از نسبت‌هاي مساوي ليگنين و سلولز تشکيل‌شده و در سال‌هاي اخير به مقدار زيادي در صنعت باغباني در اروپا، استراليا، آمريکا و کانادا مورد استفاده قرار گرفته است (نوگوارا4 و همکاران، 2000). کوکوپيت به دليل تخلخل مناسب و ظرفيت خوب نگهداري آب و مواد غذائي بهترين بستر جهت کشت صيفي‌جات، گل و توت‌فرنگي است. وجود تخلخل در پرليت، تبادلات هوا و گازي را در خاک براي ريشه گياه به سهولت فراهم مي‌آورد و به‌اين‌ علت باعث اصلاح سيستم هوادهي و آبدهي خاک و در نتيجه بهبود عمل تهويه خاک مي‌شود. در حضور پرليت مشکل تجمع گازها در خاک نيز تا حدود بسيار زيادي مرتفع مي‌شود. همچنين ريشه‌ها و اندام‌هاي زيرزميني گياه با سهولت بيشتري در خاک قادر به حرکت هستند (طباطبايي، 1385). پرليت، آلومينوسيليکات با منشأ آتش‌فشاني بوده و داراي ظرفيت تبادل کاتيوني زيادي نيست (آباد5 و همکاران، 2002). پرليت باعث افزايش زهکشي بستر کشت و بهبود تهويه آن مي‌شود (مالوپا6 و همکاران، 1992). پرليت به دليل خاصيت معدني خود داراي مواد معدني غني از جمله آهن، سديم، کلسيم و کاني‌هاي نادر ديگر است (طباطبايي، 1385). کاربرد پيت در کشت گياهان به‌تنهايي اغلب علائم کمبود عناصر غذايي را نشان مي‌دهد. درصورتي‌که ترکيب آن با خاک‌هاي معدني، داراي اثرات سودمندي بر رشد گياه است که علت آن را در نقش پيت بر فرآيندهاي شيميايي مؤثر در فراهمي و تعادل عناصر مغذي دانسته‌اند (عبداللهي و همکاران، 1384).
اسيد هيوميک يک ترکيب ناهمگن از تعدادي ترکيبات داراي ويژگي‌هاي شيميايي مشابه است که اعمال مختلفي در گياهان دارد (المحمدي و احمد، 2009). يکي از مهم‌ترين نقش‌هاي اسيد هيوميک در خاک، کمک به افزايش ظرفيت نگهداري آب است. ترکيبات هيوميکي باعث بهبود ساختار خاک و جذب راحت‌تر آب و همچنين افزايش ميزان نگهداري آب در ناحيه ريشه مي‌شوند. از ديگر نقش‌هاي اسيد هيوميک مي توان به تسريع در تقسيم سلولي و رشد بيشتر ريشه‌ها اشاره کرد که اثر مخرب تنش‌ها را کاهش مي‌دهد. افزايش عملکرد در اثر کاربرد اسيد هيوميک در گياهان مختلف ازجمله سيب‌زميني و سويا (گيانگ7 و همکاران، 2002)، ذرت، تنباکو، بادام‌ زميني، جو و محصولات گرمسيري و ديگر محصولات قبلاً مشاهده ‌شده است (آرانکون8 و همکاران، 2006). با توجه به گسترش روزافزون کشت‌هاي گلخانه‌اي و استفاده از بسترهاي کشت در گلخانه‌ها، پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثر بسترهاي مختلف کشت بر عملکرد کمي و کيفي و جذب عناصر غذايي توسط توت‌فرنگي رقم سلوا (Fragaria xananassa L. cv. selva) تحت محلول‌پاشي اسيد هيوميک انجام شد.
از اجراي اين تحقيق دستيابي به اهداف زير مدنظر بود:
1- ارزيابي برهمکنش سطوح مختلف محلول‌پاشي اسيد هيوميک و بستر کشت بر رشد و عملکرد توت‌فرنگي
2- تعيين بهترين سطح اسيد هيوميک از نظر رشد و عملکرد توت‌فرنگي
3- تعيين بهترين بستر کشت از نظر رشد و عملکرد توت‌فرنگي
فصل دوم
(بررسي منابع)
2-1- طبقه‌بندي
توت‌فرنگي با نام علمي Fragaria ananassa L. Duch متعلق به تيره گل سرخ9 يکي از گياهان دولپه است. نوع وحشي آن داراي ميوه، گل و برگ‌هاي کوچک است ولي انواع بزرگ‌تر آن توسط تلاقي‌هاي به دست بشر حاصل‌ شده‌اند. تعداد کروموزوم‌هاي پايه در توت‌فرنگي 7 است (7=x). گياهاني علفي، چندساله، پوشيده از کرک، استولون‌دار هستند. برگ‌ها سه‌قسمتي، گل‌آذين ديهيم، داراي 2 تا 10 گل. گل‌ها داراي گريبان، 5 قسمتي و کاسبرگ فرعي وجود دارد. پرچم‌ها 10 تا 30 عدد و برچه‌ها 10 تا 80. ميوه کاذب، متشکل از تعداد زيادي برچه که روي يک نهنج گوشتي مخروطي قرار گرفته‌اند (کاشي و حکمتي، 1370).
2-2- گياه‌شناسي
برگ‌ها شامل سه برگچه خشن، کردار و سبز تيره (در برخي ارقام شفاف) مي‌باشند. هميشه يک جفت برگچه خيلي کوچک‌تر در پائين برگ معمولي قرار مي‌گيرد. برگچه‌ها دندانه‌اي تيز ولي کم‌وبيش گوه‌اي ساده است. روزنه‌هاي هوايي در بخش تحتاني برگ‌ها ديده مي‌شوند. کسر فيلوتاکسي برگ‌ها در توت‌فرنگي 6/1 است. پريموردياي برگي بين گوشوارک‌ها زمستان‌‌گذراني مي‌کنند تا در سال بعد جايگزين برگ‌هاي قبلي شوند. گوشوارک‌ها در قاعده دمبرگ چسبيده‌اند و همگي درشت و اغلب برگ‌مانند و قهوه‌اي هستند. منشأ ايجاد برگ‌ها، ريشه‌ها، ساقه‌هاي رونده10 و گل‌آذين‌ها، ساقه مرکزي يا همان طوقه هست. ساقه‌هاي رونده هرکدام از دو گره تشکيل‌ شده‌اند. گره اول در حالت خواب باقي مي‌ماند و يا ساقه رونده ديگري توليد مي‌کند درصورتي‌که گره دوم گياه دختري را ايجاد مي‌کند. توت‌فرنگي براي ايجاد ساقه‌هاي رونده به طول روز بلند نياز دارد. ريشه‌ها زماني که به 2 تا 5 سانتيمتري مي‌رسند منشعب مي‌شوند. محل پيدايش ريشه، قسمت بيروني و تحتاني طوقه است. بالغ ‌بر 50 تا 90 درصد از ريشه‌ها در بخش 10 تا 15 سانتي‌متري بالاي خاک قرار دارند. عمر ريشه افقي 1 تا 2 سال و عمر ريشه‌هاي ابتدايي 2 تا 3 سال است. بيشترين قسمت ريشه‌هاي جذب‌کننده در عمق 40 تا 80 سانتيمتري قرار دارند ولي اغلب تا 100 سانتيمتر هم نفوذ مي‌کنند. گل‌آذين توت‌فرنگي يک ساقه تغيير‌‌‌شکل يافته‌است که به يک شکوفه اوليه ختم مي‌شود. ساختار گل شامل 10 کاسبرگ، 5 گلبرگ و 30-20 پرچم است. گلبرگ‌هاي ‌سفيد رنگ در قسمت‌هاي تحتاني به يک زائده کوچک متصل هستند. براي تقويت جوانه‌هاي گل به طول روز کوتاه نياز است. دمگل‌ها باريک و به هنگام باز‌شدن گل‌ها ايستاده هستند و هنگام تشکيل ميوه خميده‌اند. تعداد تخمدان 600-60 عدد است. تعداد تخمدان در گل‌هاي بعدي به 4/1 تعداد تخمدان‌ها در گل‌هاي اوليه کاهش مي‌يابد. در هر تخمدان يک تخمک وجود دارد. در‌ نتيجه بذر به تعداد فندقه‌ها توليد مي‌شود. مادگي به تعداد زياد و به شکل مارپيچ بر روي نهنج قرار دارد. توت‌فرنگي گياهي خودگرده‌افشان است ولي وجود زنبور عسل براي کمک به گرده‌افشاني بي‌تأثير نيست. قوه ناميه گرده‌ها به مدت 2 الي 3 روز حفظ مي‌شود. کلاله‌ها به مدت 8 تا 10 روز آماده پذيرش گرده مي‌باشند و عمل لقاح و باروري 24 تا 48 ساعت پس از گرده‌افشاني صورت مي‌پذيرد. اگر لقاح ناقص باشد، تعداد فندقه‌ها محدود و در بعضي موارد تقارن ميوه حفظ نمي‌شود. گل‌هاي توت‌فرنگي دو جنسي هستند. پس از تلقيح، گلبرگ‌ها مي‌ريزند. سپس نهنج به‌تدريج رشد کرده و گوشتي مي‌شود و به ‌مرور زمان آبدار شده و از حالت اسيدي به قندي تبديل مي‌شوند. نهنج از يک ‌لايه اپيدرمي، يک پوست، و يک مغز تشکيل‌ شده است. بين پوست و مغز دسته‌هاي آوندي قرار دارند که براي توسعه جنين، مواد غذايي را حمل مي‌کنند. ميوه توت‌فرنگي مجتمع و شامل مادگي‌هاي فراوان است. ميوه حاصل فندقه هستند که ميوه حقيقي توت‌فرنگي است. جنين داراي دولپه نيمه بيضي بزرگ است و محتوي پروتئين و چربي است ولي فاقد نشاسته است. جوانه‌هاي گل و ميوه سال بعد در مرداد و شهريور تشکيل مي‌شوند.
کليه ارقام توت‌فرنگي به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1- ارقام بهاره: در سال يک‌بار ميوه مي‌دهند؛
2- ارقام چهار فصل: در سال بيش از يک‌بار ميوه مي‌دهند (بهناميان و همکاران، 1381).
2-3- تاريخچه
توت‌فرنگي ميوه‌اي نسبتاً جديد است که تا حدود 300 سال پيش به شکل امروزي وجود نداشت و بيشتر به‌عنوان يک گياه دارويي مورداستفاده قرار مي‌گرفت. در قرن چهاردهم ميلادي در فرانسه توت‌فرنگي وحشي از عرصه‌هاي جنگل به زمين‌هاي زراعي منتقل شد و به‌عنوان يک گياه اهلي مورد توجه و استفاده قرار گرفت. در سال 1712 يک افسر فرانسوي نوعي توت‌فرنگي ميوه درشت را که مقاوم به خشکي و حساس به سرما بوده از شيلي به فرانسه آورد، به همين مناسبت فرانسويان اين توت‌فرنگي را به نام شيليايي ناميدند. در سال 1766 داشزنه11 با تلاقي‌هايي بين توت‌فرنگي شيليايي و ويرجينيايي توانست توت‌فرنگي آناناس را به وجود آورد (بي‌دريغ، 1378). در جنگل‌هاي شمال ايران توت‌فرنگي وحشي به‌طور فراوان يافت مي‌شود. به نظر مي‌رسد که اولين رقم اصلاح‌شده در زمان صدارت اتابک اعظم از فرانسه به ايران آمد و به نام اتابکي خوانده شد (پور ثاني، 1370).
2-4- اهميت اقتصادي توت‌فرنگي
توسعه توت‌فرنگي در اکثر نقاط جهان مورد توجه قرار دارد. در عرصه جهاني و در سال 2003 سطح زير کشت اين محصول در بيست کشور جهان حدود 207000 هکتار بوده است. کشور آمريکا يکي از مهم‌ترين کشورهاي توليدکننده توت‌فرنگي در جهان است. بيش از 50 درصد توليدات جهاني اين محصول در کشورهاي لهستان، انگلستان، ايتاليا، آلمان، فرانسه، اسپانيا و روسيه توليد مي‌شود (معاونت فناوري و نوآوري، 1391). حدود 67/0درصد از توليد جهاني توت‌فرنگي مربوط به ايران است که در سال‌هاي اخير دو برابر شده است (تهراني فر و همکاران، 2002). در ايران بر اساس آمار فائو ميزان توليد توت‌فرنگي در سال 27 هزار تن، سطح زير کشت 3000 هکتار و عملکرد حدود 9000 کيلوگرم در هکتار بوده است (فائو،2010). همچنين بر اساس گزارش USDA Foreign Agriculture Service در سال 2007 ميزان توليد توت‌فرنگي در ايران 38500 تن است که بخش اعظم آن در استان کردستان توليد مي‌شود. در حال حاضر بيش از 75 درصد از توليد ميوه توت‌فرنگي در کشور به مصرف تازه خوري و بقيه در صنايع تبديلي براي توليد مربا، آبميوه، مارمالاد و … مورد استفاده قرار مي‌گيرد (معاونت فناوري و نوآوري، 1391).
جدول 2-1 سطح زير کشت و ميزان توليد توت‌فرنگي در ده کشور عمده توليدکننده جهان (فائو،2010).
عملکرد (کيلوگرم در هکتار)ميزان توليد (تن)سطح زير کشت (هکتار)کشوررديف136793099121226554جهان 1778357594432387آسيا114581100009600آلمان1268651800006700ايتاليا2280372086007440ژاپن3231261750007567جمهوري کره4328831326945556مکزيک5421411300007800اسپانيا6126313287009500ترکيه74073912000018655ايالات متحده آمريکا8290876000065000لهستان9
2-5- شرايط محيطي
به علت زود‌بارور شدن گل‌هاي توت‌فرنگي در بهار بايد بوته‌ها در جايي کاشته شوند که سرماي ديررس بهاره به آن‌ها صدمه نزند. زمين مورد استفاده براي کاشت بايد رو به جنوب باشد چون زودتر گرم مي‌شود. توت‌فرنگي گياهي است که در خاک‌هاي مختلف تقريباً سازگار است. با اين‌ وجود خاک‌هاي عميق نرم با بافت شني رسي با مواد غذايي فراوان و زهکشي خوب مناسب را ترجيح مي‌دهد. اين گياه به ويژه در دوره رسيدن ميوه، به آب فراوان احتياج دارد در غير اين صورت ميوه‌ها کوچک باقي مي‌مانند. بهترين pH براي توت‌فرنگي 6 تا 7 است. EC مناسب آن حدود ? دسي زيمنس بر سانتيمتر است. اگر ميزان آهک خاک از حد مجاز بيشتر باشد، عارضه کلروز يا زرد‌شدن برگ‌ها بروز خواهد کرد. از لحاظ آب‌‌ و هوا در شرايط مرطوب و شرايط نسبتاً گرم محصول‌دهي مناسب خواهد داشت. در شرايط گرم و مرطوب بايد آب کافي در اختيار گياه قرار گيرد و همچنين ارقام مقاوم‌ به گرما انتخاب شود. در ارتفاع 400 تا 800 متري از سطح دريا مي‌تواند رشد مناسبي داشته باشد. نيمه مقاوم به سرما است و نياز سرمايي آن حدود ??? تا ??? ساعت دماي کمتر از ? درجه سانتي‌گراد است و در زمستان اگر روي آن پوشيده شود تا دماي ??- درجه سانتي‌گراد را تحمل خواهد کرد و بدون پوشش کاه و کلش مي‌تواند تا 5 ـ درجه سانتي‌گراد را تحمل کند. سطحي بودن ريشه‌ها که معمولاً تا عمق 15 تا 20 سانتي‌متري خاک توزيع مي‌شود، گياه را حساس به کم‌آبي مي‌کند. جهت توليد محصول بهاره بايد از ارقامي استفاده شود که طالب روزهاي کوتاه و دماي پايين‌تري باشند تا گل‌انگيزي و محصول‌دهي آن‌ها به‌خوبي انجام گيرد. در ارقام 4 فصله، کوتاهي يا بلندي روز و همچنين پايين و بالا بودن درجه حرارت زياد مطرح نيست و اين گروه از توت‌فرنگي‌ها معمولاً در شرايط مختلف به‌راحتي گل مي‌دهند.
2-6- زمان کاشت
توت‌فرنگي را از اواخر پاييز که در حال نيمه‌خواب است تا اوايل بهار قبل از بيدار‌شدن گياه از خواب مي‌توان جابجا نمود و در محل ديگري کاشت. بنابراين کاشت پاييزه و بهاره آن امکان‌پذير است. درصورتي‌که کاشت پاييزه باشد محصول، تابستان سال آينده به دست مي‌آيد و اگر گياه در بهار و قبل از بيدار‌شدن از خواب زمستانه کاشته شود، گل‌هايي که چند هفته بعد از کاشت روي بوته ظاهر مي‌شود، بهتر است چيده شوند تا گياه قوي شود. اين بوته‌ها در بهار سال بعد گل داده و در تابستان مي‌توان از آن‌ها محصول برداشت نمود. جوانه‌هاي گل در فصل پاييز با کوتاه‌شدن طول روز به وجود مي‌آيند، ولي به‌‌علت سرماي زمستانه، گل‌ها تا فصل بهار ظاهر نمي‌شوند.
2-7- ازدياد توت‌فرنگي
ازدياد به طريق جنسي و غيرجنسي صورت مي‌گيرد.
2-7-1- ازدياد جنسي: ازدياد توت‌فرنگي به‌وسيله بذر، مخصوص ارقامي است که توليد ساقه رونده نمي‌کنند و يا ارقامي که ساقه‌هاي رونده کمي دارند. همچنين جهت توليد ارقام جديد از روش ازدياد بذري استفاده مي‌شود؛
2-7-2- ازدياد غيرجنسي: در ازدياد غيرجنسي که تقسيم بوته خوانده مي‌شود، بوته‌هايي را که خوب رشد کرده و قوي هستند، پس از خارج‌کردن از زمين به چند بوته کوچک‌تر که هر کدام داراي مقداري ريشه باشند تقسيم کرده و سپس آن‌ها را در محل اصلي نشا مي‌کنند. در اين روش بايد از بوته‌هاي سالم پايه‌هاي مادري استفاده شود. روش ازدياد از طريق ساقه‌هاي رونده بدين‌صورت است که پس از ريشه‌دار شدن، ساقه‌هاي رونده را در تابستان از بوته مادري جدا و در محل سايه نشا مي‌کنند و سپس در فصل پاييز بوته‌هاي انتخابي را به زمين اصلي انتقال مي‌دهند (برايان، 2002).
2-8- بستر کشت
يکي از نهاده‌هاي اصلي توليد براي پرورش گياهان زينتي، بسترهاي کشت مناسب است. يکي از عوامل اصلي محدوديت صادرات گياهان، عدم وجود بسترهاي کشت مناسب و استاندارد در کشور است. بسترهاي گلداني و ترکيبات آن‌ها يک منبع حياتي براي صنعت گلخانه به‌حساب مي‌آيند (پاداشت و غلامي، 1388). انتخاب بستر کشت، يک فاکتور مهم و تأثيرگذار روي کيفيت نهال بذري است (جانکاسکين و همکاران12، 2008). رشد و نمو مطلوب گياهان و قابليت دسترسي مداوم از نظر اقتصادي، نخستين معيار براي انتخاب يک بستر کشت تجاري است (هيگاکي13 و ايمامورا14، 1985). در کل توليدکنندگان نياز به بستر کشت‌هايي دارند که پايدار و باثبات بوده (تغييرپذيري کم در ترکيب)، در دسترس و به‌آساني قابل‌ استعمال و هزينه کارگري آن مقرون‌به‌صرفه باشد. خصوصيات فيزيکي و شيميايي مطلوب بستر کشت و ترکيبات آن‌ها از نکات مهم و قابل‌توجه است. ويژگي‌هاي فيزيکي مهم، شامل درصد تخلخل کل، ظرفيت نگهداري آب، درصد خلل و فرج هوا، چگالي حجمي و توزيع و پراکنش اندازه ذرات است. ويژگي‌هاي شيميايي مهم شامل pH، غلظت نمک‌هاي قابل‌حل و ظرفيت تبادل کاتيون (CEC) است (گريفين15، 2010).
ضروريات پايه‌اي براي بستر کشت گياه، ثبات و پايداري شيميايي در حد عالي، سبک‌وزن بودن، ارزان بودن، عاري از آفات و بيماري و فراواني منابع مواد تشکيل‌دهنده بستر کشت است (ارکيسلي و همکاران16، 2003). از طرفي بستر کشت بايد نفوذپذير بوده و استحکام و قدرت کافي داشته تا گياه را محکم نگه‌داشته و همچنين توانايي بستر کشت براي حفظ آب و انتقال گازها احتمالاً براي حفظ کيفيت گياه مهم به نظر مي‌رسد (درسبول17، 2010). در سال‌هاي اخير بعضي مسائل و مشکلات در کشت خاکي (از قبيل شوري و ويژگي‌هاي نامناسب خاک) و محدوديت منابع آب در بسياري از کشورها و ايران موجب گسترده‌شدن کشت بدون خاک شده است. جايگزين‌کردن سيستم‌هاي کشت بدون خاک با کشت خاکي، براي گياهان، به‌ويژه سبزيجات موجب کنترل تغذيه گياه و دفع بيماري‌هاي گياهي خاک زاد مي‌شود (برجي و همکاران18، 2010).
2-8-1- خواص عمومي بسترها
در کشت بدون خاک آناليز فيزيکي و شيميايي بسترها ضروري است زيرا بسترهاي کشت روي توليد سيستم ريشه‌اي اثر مستقيم داشته و لذا تغذيه آب و مواد معدني گياه و به دنبال آن فعاليت‌هاي متابوليکي کل گياه را تحت تأثير قرار مي‌دهد. همچنين بايستي قيمت بسترها و مقدار برگشتي آن (ناشي از استفاده خوب) اهميت داده شود (روستايي، 1388).
2-8-1-1- خواص مکانيکي
خواص مکانيکي بسترها منحصر به سه عامل مهم بوده که طي مدت استفاده تغيير مي‌کند که عبارت‌اند از نرمي، فشردگي و تجزيه. اغلب انتخاب بسترها در رابطه با مدت دوره رويش گياه موردنظر و امکان استفاده مجدد از بسترها جهت کشت جديد وابسته به اين مشخصات است. نرمي و انعطاف و ارتجاع سوبستراها (بستر کشت) بستگي به بافت ذرات و همچنين دانه‌بندي آن‌ها دارد و هدف اصلي، داشتن يک تکيه‌گاه که ريشه را زخمي نکند، است. فشردگي در ته محفظه حاوي بستر، ناشي از خراب‌شدن ساختمان اصلي بستر طي زمان است. اين تغييرات سبب فشردگي مخصوص در ته بستر شده لذا ريشه‌ها جهت نفوذ و دريافت اکسيژن با مشکل مواجه مي‌شوند. تجزيه بسترها به تغييرات ماهيت بستر طي زمان برمي‌گردد. بسترها ممکن است به ذرات کوچک‌تر تقسيم شوند مانند پرليت و ورميکوليت و يا تحت اثر ميکروفلور موجود در بستر تجزيه شوند که در مورد تورب‌ها به آهستگي و براي خاک‌اره سريع صورت مي‌گيرد. لذا سرعت تجزيه آهسته سبب ضمانت دوام خوب بستر خواهد شد (روستايي، 1388).
2-8-1-2- خواص فيزيکي
بستر کشت از يک‌ فاز جامد و يک‌ فاز خالي که خلل و فرج ناميده مي‌شود، تشکيل‌شده است. خلل و فرج مذکور به‌وسيله سيال که ممکن است به شکل مايع يا گاز باشد، اشغال‌ شده است. خواص فيزيکي بستر مربوط به خلل و فرج آن بوده که ميزان آب و يا هواي موجود در اختيار ريشه گياه را در برمي‌گيرد. پارامترهاي مزبور وابسته به هم بوده و نقش مهمي در انتخاب بستر در کشت بدون خاک به‌دليل نقش آن‌ها در جذب عناصر معدني و به ويژه تنفس ريشه‌ها ايفا مي‌کنند (روستايي، 1388). يک خاک باغي و يا ماده معدني مطلوب در حدود 50 درصد خلل و فرج دارند. بسترهاي آلي مورد استفاده در گلخانه بين 75 تا 85 درصد تخلل دارا مي‌باشند (رونالد19 و ديان20، 2006).
تعيين مشخصات فيزيکي بستر، در کشت بدون خاک نقش مهمي بازي مي‌کند که عبارتند از:
الف- تناوب چرخه‌هاي اشباع خلل و فرج به‌وسيله محلول غذايي- آب و هوا و جايگزيني با همان حجم هوا، سبب هوا‌رساني سيستم ريشه‌اي خواهد شد؛
ب- سه مشخصه مهم؛ خلل و فرج، ظرفيت نگهداري آب و ميزان هوا در بستر بسيار مهم بوده و از يکديگر کاملاً مجزا نمي‌باشند؛
ج- نبايستي فراموش کرد اين خصوصيات در طي کاشت ابتدا از طريق تجمع ريشه‌ها و سپس به‌وسيله تغييرات ساختماني به‌ مرور زمان تغيير خواهند کرد (روستايي، 1388).
2-8-1-3- خواص شيميايي
با توجه به اين‌که در کشت‌هاي بدون خاک معمولاً تمام عناصر غذايي موردنياز گياه در محلول غذايي وجود دارد و بر اساس يک تعادل درست انتخاب مي‌شود، بهتر است بستر کشت از نظر شيميايي خنثي و بي‌جان باشد تا عکس‌العمل‌هاي شيميايي بين بستر و محلول غذايي و در نهايت تغييرات نامساعد و ناخواسته در ترکيب محلول غذايي صورت نگيرد (روستايي، 1388).
2-8-1-3-1- PH يا اسيديته
ميزان اسيديته بستر کشت توسط اندازه‌گيري مقدار يون‌هاي هيدروژن مربوط در محلول بستر تعيين مي‌شود. pH معين بستر، قابليت دسترسي ريشه به عناصر غذايي گياه را تنظيم مي‌کند. بهترين دامنه pH براي بستر بدون خاک 4/5 تا 6 و براي بسترهاي همراه با خاک 2/6 تا 8/6 است. pH بستر مي‌تواند در واکنش به کودها، قليايي‌ات آب و تجزيه ماده آلي تغيير کند (وسترولت21، 2003).
2-8-1-3-2- ظرفيت تبادل کاتيوني
برخي مواد موجود در ترکيبات بسترها نظير رس و تورب طلايي داراي تعداد زيادي کاتيون در سطح خود مي‌باشند. اين کاتيون‌ها مي‌توانند با کاتيون‌هاي موجود در محلول غذايي مبادله شوند که اين پديده تا رسيدن به حالت تعادل بين دو فاز مزبور ادامه خواهد يافت که مجموعه کاتيون‌هاي مذکور در محل‌هاي جذب روي بستر CEC يا ظرفيت تبادل کاتيوني را تشکيل مي‌دهند (لماير و همکاران22،‌ 1989). ظرفيت تبادل کاتيوني، ميزان توانايي بستر براي نگهداري مواد غذايي است. حاصلخيزي يا باروري يک بستر مستقيماً به تعداد کاتيون‌هاي موجود در بستر که مي‌توانند جذب يا نگهداري شوند وابسته است. ظرفيت تبادل کاتيوني زياد، باروري بالاي بستر را به همراه دارد (رونالد و ديان23، 2006).
ممکن است CEC از يون‌هاي کلسيم، منيزيم، پتاسيم و سديم تشکيل‌ شده باشد که بدين‌صورت تبادلات سبب تغييرات ترکيب محلول غذايي شده که هنگام ساخت و فرمولاسيون محلول غذايي بايستي در نظر گرفته شود. ممکن است CEC شامل يون‌هاي H+ باشد که در اين صورت خطر اسيدي‌شدن محلول غذايي وجود دارد و لازم است قبل از کاربرد، pH مواد را تصحيح نمود. در اينجا بايستي اضافه نمود که اين کار گران و پردردسر است، لذا بايستي در کشت در محيط بدون خاک و در کشت هيدروپونيک (آبکشت) موادي با CEC پايين و يا صفر استفاده نمود (روستايي، 1388).
2-8-1-3-3- نسبت کربن به ازت (C/N)
بسترهاي‌ آلي در نتيجه فعاليت ميکروارگانيسم‌ها تجزيه مي‌شوند. اين موجودات طي فرآيند تجزيه، نيتروژن را جذب مي‌کنند. اگر مقدار زيادي مواد آلي در مدت کمي توسط ميکروارگانيسم‌ها تجزيه شوند، بستر از نيتروژن تهي مي‌شود. بين گياه و ميکروارگانيسم‌ها براي جذب نيتروژن رقابت پيش مي‌آيد و ميکروارگانيسم‌ها به علت سطح ويژه بيشتر، پيروز مي‌شوند. بهترين نسبت کربن به ازت (C/N) براي گياهان زينتي در محدوده کمتر از 1/30 = C/N است (دوله24 و ويلکينز25، 1999).
2-8-1-3-4- هدايت الکتريکي (EC)
هدايت الکتريکي (EC)، مقدار کل نمک‌هاي قابل‌حل در بستر است. در توليد گلخانه‌اي بدون خاک26 نمک‌ها از کودها منشأ مي‌گيرند، بنابراين EC در کشت‌هاي بدون خاک تحت تأثير سطوح کودي مورد استفاده در بستر است. همچنين ممکن است نمک‌هاي قابل‌حل، نتيجه تجزيه ترکيبات آلي بستر و يا ناخالصي‌هاي آب آبياري باشد (وسترولت، 2003). دامنه مطلوب شوري در بسترهاي کشت گياهان زينتي 63/0 تا 56/1 ميلي موس بر سانتي‌متر گزارش مي‌شود (روبينز27، 2000).
2-8-2-انواع بسترهاي کشت
2-8-2-1- پيت
پيت از تجزيه ناقص گياهان متنوع که در محيط‌هاي آبي و مرداب‌ها رشد مي‌کنند، به‌دست مي‌آيد (روستايي، 1388) و جهت اصلاح خاک مورد استفاده در باغباني و اجزاي تشکيل دهنده مخلوط‌هاي گلداني کاربرد دارند (عبداللهي و همکاران، 1386). پرورش گياهان روي بسترهاي غيرخاکي در سال 1960 با استفاده از بسترهاي آلي خصوصاً پيت آغاز گرديد (شي و همکاران28، 2002). پيت (پيت ماس) ظرفيت تبادل کاتيوني بالايي داشته و EC آن پايين و در حدود 5/0 دسي زيمنس بر متر است. همچنين داراي ظرفيت جذب آب بالايي است. پيت ماس خيلي اسيدي بوده و pH آن 4/3 تا 8/3 مي‌باشد (گريفين، 2010). عموماً در نوع پيت با توجه به نوع گونه گياهي و به‌خصوص قدمت و کهنگي آن‌ها و درجه تجزيه (هوموسي‌شدن) آن‌ها وجود دارد. پيت‌هاي قهوه‌اي يا سياه که کهنه‌تر و به خوبي هوموسي شده‌اند و پيت‌هاي قهوه‌اي روشن که جديد و کمتر هوموسي شده‌اند (روستايي، 1388).
2-8-2-2- پوست درختان
دو نوع پوست که براي کار توليد گياهان مورد استفاده قرار مي‌گيرند، پوست درختان چوب نرم و چوب سخت مي‌باشد. پوست درخت چوب سخت به علت محتواي سلولزي بالاي آن‌ها، به ميزان 4 برابر سريع‌تر از پوست چوب نرم‌ها تجزيه مي‌شوند (ريچارد29، 2004). پوست چوب نرم اساساً پوست درختان کاج مي‌باشد (وسترولت، 2003). صرف نظر از نوع پوست، اگر پوست مورد استفاده حالت تازه داشته باشد، ممکن است براي گياه ايجاد سميت کند. درجه اين سمت با توجه به چندين عامل از قبيل نوع درخت، سن پوست، فصلي که پوست از درخت برداشت مي‌شود و منطقه‌اي که درخت در آن رشد کرده متفاوت خواهد بود. به منظور از بين بردن ويژگي سميت پوست درخت براي گياه، ضرورت دارد تمام انواع پوست‌ها در ابتدا کمپوست شوند (ريچارد، 2004). پوست کمپوست‌شده کاج، CEC بالايي داشته، نسبتاً سبک بوده و زهکشي خوب بستر را فراهم مي‌کنند. همچنين داراي نسبت کربن به ازت (C/N) بالايي مي‌باشند (وسترولت، 2003).
2-8-2-3- کمپوست
استفاده از ضايعات آلي کمپوست‌شده به‌علت داشتن ماده آلي و مواد تغذيه‌اي از ضايعات آلي بازيافت شده، در مقادير تجاري رو به افزايش است. کمپوست به‌دليل دارا بودن مواد مغذي که اساساً شامل نيتروژن و پتاسيم مي‌باشد، به عنوان کود آلي کند رها عمل مي‌کند. کمپوست داراي مواد تنظيم کننده رشد گياهي و ويژگي خنثي کردن عوامل بيماري‌زا خاکزي گياه مي‌باشد. تخلخل بالا، ظرفيت نگهداري هوا در حد بالا، ظرفيت نگهداري آب پايين، محتواي نمک و مواد تغذيه‌اي بالا از ويژگي‌هاي کمپوست مي‌باشد (گارسيا و همکاران30، 2002).
2-8-2-4- ورميکوليت
نوعي رس ورقه ورقه با ساختماني شبيه ميکا و حاوي آب مي‌باشد (روستايي، 1388). از نظر شيميايي فعال مي‌باشد چون CEC بالايي دارد (حدود 2 تا 5/2 ميلي اکي والان در 100 گرم) (گريفين، 2010). در حضور محلول‌هاي نمکي بين ورقه‌اي خود يون‌هاي K+ و NH4+ را جذب سطحي کرده و يون‌هاي Mg2+ را رها مي‌کند و به‌دليل ساختمان خاصي که دارد ماده‌اي شکستني، کم دوام بوده که گرايش به فشردگي دارد که خطر خفگي براي گياه را به دنبال دارد (روستايي، 1388).
2-8-2-5- زئوليت
زئوليت‌ها مواد متخلخلي هستند که با ساختمان کريستالي خود مانند غربال مولکولي عمل کرده و به‌دليل داشتن کانال‌هاي باز در شبکه خود، اجازه عبور بعضي از يون‌ها را داده و مسير عبور بعضي از يون‌هاي ديگر را مسدود مي‌کند (غلامحسيني و همکاران، 1387). ظرفيت تبادل کاتيوني بسيار بالا، جذب سطحي مولکولي، دهيدراسيون و رهيدراسيون و واکنش پذيري بيولوژيکي از ويژگي‌هاي زئوليت مي‌باشد (اريزين و همکاران31، 2004). زئوليت‌ها به‌دليل داشتن ظرفيت تبادل کاتيوني استثنايي خود، مي‌توانند به طور موفقيت آميزي در کشت محصولات مختلف از قبيل غلات، محصولات علوفه‌اي، سبزيجات، انگور و ميوه‌ها مورد استفاده قرار گيرند (ميلوسويک و همکاران32، 2009). زئوليت‌ها مي‌توانند عناصر غذايي به‌ويژه آمونيوم و پتاسيم را به صورت مخزني در کانال‌هاي ساختاري خود نگه داشته و به تدريج در اختيار گياه قرار دهند (گول و همکاران33، 2005). همچنين ساختار متخلخل آن‌ها به حفظ هوادهي مناسب خاک کمک مي‌کند (ليزا34، 2007).
2-8-2-6- پرليت
پرليت نوعي شن سيليسي با مبدأ آتشفشاني و حاوي آب طبيعي (هيدراته‌شده) در ساختمان آن مي‌باشد (روستايي، 1388). به‌طوري‌که در حرارت‌هاي بالا، تا 1800 درجه فارنهايت منبسط شده و به يک توده بسيار سبک وزن تبديل مي‌شود (وسترولت، 2003). پرليت‌هاي دانه درشت براي فعاليت‌هاي باغباني گلخانه‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرد ولي دانه‌ريزها براي کشت مزرعه‌اي مناسب هستند (چن و همکاران35، 2003). پرليت ظرفيت تبادل کاتيوني کمي دارد و pH آن حدود 5/7 مي‌باشد. از نظر شيميايي خنثي بوده لذا تأثير کمي روي pH بستر دارد (گريفين، 2010). پرليت فاقد CEC مي‌باشد (وسترولت، 2003). اين ذرات منبسط شده، تهويه بستر و ظرفيت نگهداري آب را به مقدار کم براي بستر فراهم مي‌کنند، زهکشي بستر را افزايش داده و سبب بهبود تهويه آن مي‌شوند (جانکاکسين و همکاران، 2008). در سطح هر ذره از پرليت تعداد زيادي حفره‌هاي ريز وجود دارد که باعث افزايش سطح ويژه آن مي‌شود (رونالد و ديان، 2006). از آنجائي‌که ساختار سلولي آن به گونه‌اي است که اکثراً آب را به صورت سطحي نگه داشته، بنابراين نياز به آبياري مکرر داشته تا از گسترش سريع تنش آب جلوگيري شود (مالوپا و همکاران36، 1992).
2-8-2-7- کوکوپيت
در چند سال اخير کوکوپيت به عنوان مزوکارپ نارگيل مورد توجه قرار گرفت و جانشين پيت اسفاگنوم براي استفاده در باغباني شد (يائو37 و مورفي38، 2000). الياف نارگيل توليد شده از پوست نارگيل به علت اين‌که بسياري از خصوصيات عمومي پيت را دارا مي‌باشند، به طور فزاينده‌اي به عنوان بستر مورد استفاده هستند و ثبات زيستي خوبي را بعد از 120 روز دارا مي‌باشند (گوئرين و همکاران39، 2001). کوکوپيت ويژگي‌هاي فيزيکي مناسبي دارد از جمله مي‌توان به خلل و فرج زياد، ظرفيت نگهداري آب بالا، چگالي حجمي کم، از دست دادن آب کم و فساد ميکروبي کم اشاره نمود (اوانس و همکاران40، 1996؛ پراساد، 1997).
کوکوپيت به‌دليل داشتن خاصيت اسفنجي و دارابودن ذرات با کوچک‌ترين اندازه، قدرت نگه داري بيشترين ميزان آب را دارد، ولي حالت غرقاب در گلدان ايجاد نمي‌کند، زيرا خاصيت موئينگي در اين ماده بالاست و بستر به تدريج آب خود را از دست مي‌دهد (نوگوارا و همکاران41، 2000). با توجه به اينکه CEC کوکوپيت نسبت به پيت کمتر بوده و همچنين سرعت تجزيه کوکوپيت پايين است، لذا بسترهاي با پايه پوست نارگيل، به طور موفقيت آميزي براي کشت گياهان زينتي مورد استفاده قرار گرفته است (وسترولت، 2003).
2-9- تغذيه
براي اين‌که گياه سبز مواد معدني مورد نياز رشد خود را به مقادير کافي بهدست آورد، چندين شرط بايد برآورده شود؛ اول اينکه مواد معدني در خاک بايد به صورت قابل جذب براي سلول‌هاي ريشه باشد، دوم اين که خاک بايد تهويه خوبي داشته باشد تا فسفريلاسيون در سلول‌هاي ريشه انجام گيرد و سرانجام سيستم انتقال در گياه بايد در رساندن مواد به سلول‌هاي دريافت کننده به طور موثري عمل کند (مجتهدي و لساني، 1386).
2-10- اسيدهيوميک
اسيد هيوميک مي‌تواند به طور مستقيم اثرات مثبتي بر رشد گياه بگذارد. رشد قسمت هوايي و ريشه گياه توسط اسيد هيوميک تحريک مي‌شود، ولي اثر آن بر روي ريشه برجسته‌تر است، حجم ريشه را افزايش داده و باعث اثربخشي سيستم ريشه شده که احتمالاً دليل افزايش محصول مي‌باشد (سماوات و ملکوتي، 1384). اسيد هيوميک جذب نيتروژن، پتاسيم، کلسيم، منيزيم و فسفر را توسط گياه افزايش مي‌دهد. کاربرد اسيد هيوميک کلروز گياهان را بهبود مي‌بخشد که احتمالاً نتيجه‌اي است از توانايي اسيد هيوميک براي نگهداري آهن خاک به فرمي که قابل جذب و سوخت و ساز باشد. اين پديده مي‌تواند در خاک‌هاي قليايي و آهکي مؤثر باشد که معمولاً کمبود آهن قابل جذب و مواد آلي را دارند (آتيه42 و همکاران، 2002).
2-10-1- مزاياي استفاده از اسيد هيوميک
?- افزودن مواد آلي به خاک‌هايي با کمبود مواد آلي؛
?- افزايش قدرت ريشه؛
?- بهبود جذب مواد غذايي؛
?- افزايش سنتز کلروفيل؛
?- بهبود جوانه زني بذر؛
?- افزايش نگهداري حاصلخيزي؛
?- تحريک فعاليت ميکروبي مفيد؛
?- حفظ سلامت گياه و افزايش محصول؛
?- سالم و بي خطر بودن براي حيوانات، گياهان و انسان؛
??- تحريک‌کننده هورمون‌ها و آنزيم‌هاي گياهي؛
??- متوقف‌کننده بيماري‌ها، تنش گرمايي و صدمات سرما؛
??- افزايش فعاليت آنتي اکسيدانتي.
مواد هيوميک پيچيده، مخلوط و با وزن مولکولي بالايي هستند که توسط واکنش‌هاي شيميايي و بيوشيميايي در طي فساد و دگرگوني بقاياي گياهي و ميکروبي تشکيل شده‌اند. مواد هيوميک از ترکيبات بسيار مهم خاک است که خصوصيات فيزيکي و شيميايي و حاصلخيزي خاک را تحت تأثير قرار مي‌دهد و همچنين اثر مستقيم بر روي گياهان و محصولات کشاورزي دارد. برخي مطالعات نشان داده‌اند که مواد هيوميک حاوي اکسين يا مواد شبه اکسين مي‌باشند. مواد هيوميک متابوليسم ثانويه گياه را با افزايش جذب CO2، سنتز ATP و تأثير بر فتوسنتز راه مي‌اندازند. اسيد هيوميک يک محرک زيستي است و مي‌تواند براي چمن، درختان، درختچه‌ها، بوته‌ها، باغچه‌ها و حتي گياهان آپارتماني استفاده شود. هيوميک اسيد يک اسيد ضعيف آلي با قابليت‌هاي بسيار زياد است که کمک فراواني به جذب اين عناصر به گياه کرده، از آب‌شويي و از دست رفتن آن‌ها جلوگيري مي‌کند. به همين علت مصرف کودهاي شيميايي در خاک را



قیمت: تومان


پاسخ دهید