1-1- بيان مسئله
با توجه به سابقه برنامه ريزي در ايران که به سال 1327 برميگردد ، از جمله طرح هايي که در آن به روستاها به عنوان يک سکونت گاه روستايي توجه شد، طرح هادي روستايي است که از سال 1366 تهيه ، تصويب و اجراي آن آغاز گرديد . مهمترين هدف طرح هاي هادي روستايي تجديد حيات روستا به لحاظ ابعاد فيزيکي ، اقتصادي و اجتماعي روستاها است و ساماندهي و اصلاح بافت موجود ، ميزان و مکان گسترش آتي و نحوه استفاده از زمين براي عملکردهاي مختلف در روستا سه محور اصلي در طرح هادي روستا بشمار مي روند(مولائي هشتجين ، 1386 : 102 ). طرح هاي هادي محلي ترين و موردي ترين طرح هاست که مستقيماً با روستاها و اجتماع روستايي ارتباط دارد. از اين نظر طرح هاي هادي منحصر به فردند و اين طرح ها به نوبه خود ، خون جديدي در کالبد جامعه سنتي و کهن روستاها بوجود مي آورد و در فرآيند توسعه و عمران روستاها حرکتي مثبت تلقي مي شود . اما علي رغم اقدام هاي انجام شده هنوز هم در فرآيند تهيه و اجراي اين طرح ها نارسايي هايي وجود دارد که اين نارسايي ها ، موفقيت و آثار اقتصادي و اجتماعي حاصل از اجراي اين طرح ها را در روند توسعه نواحي روستايي محدود ساخته است ( رضواني ، 1387 : 171 ) . در اين راستا طي سال هاي اخير در محدوده مورد مطالعه يعني بخش مرکزي شهرستان سياهکل براي بيش از 80 درصد روستاهاي طرح هادي تهيه و تصويب شده است که با توجه به ادامه روند اجراي طرح هاي هادي روستايي ، ارزشيابي و تحليل اثرات اجراي اين طرح ها در بهبود کيفيت زندگي روستاييان مي تواند بسيار حساس باشد . زيرا از يکسو اطلاعات لازم را از طريق يک فرآيند بازخوردي کارآمد فراهم مي آورد تا مديريت برنامه ها و طرح ها بتواند وسايل مناسب اجراي طرح را انتخاب کند و از سوي ديگر ضعف هاي اجرايي را آشکار مي کند و مشکلاتي را که در مرحله برنامه ريزي پيش بيني نشده است ، آشکار ساخته و در يافتن راه حل هاي آن ياريمان خواهد نمود . از اين رو ، براي تشخيص اينکه آيا روش هاي انتخاب شده براي تحقق برنامه ها و طرح ها مناسبند و اين که هدف ها با حداقل هزينه در شرف تحقق هستند يا نه ، به طور عام ارزشيابي از اجراي طرح هاي توسعه روستايي و به طور خاص ارزشيابي از اثرات اجراي طرح هاي هادي بر کيفيت زندگي روستاييان ، ضرورت دارد .
طي سال هاي اخير در محدوده مورد مطالعه يعني بخش مرکزي شهرستان سياهکل براي بيش از 80 درصد روستاهاي طرح هادي تهيه و تصويب شده است که با توجه به ادامه روند اجراي طرح هاي هادي روستايي ، ارزشيابي و تحليل اثرات اجراي اين طرح ها در بهبود کيفيت زندگي روستاييان مي تواند بسيار حساس باشد . زيرا از يکسو اطلاعات لازم را از طريق يک فرآيند بازخوردي کارآمد فراهم مي آورد تا مديريت برنامه ها و طرح ها بتواند وسايل مناسب اجراي طرح را انتخاب کند و از سوي ديگر ضعف هاي اجرايي را آشکار مي کند و مشکلاتي را که در مرحله برنامه ريزي پيش بيني نشده است ، آشکار ساخته و در يافتن راه حل هاي آن ياريمان خواهد نمود . از اين رو ، براي تشخيص اينکه آيا روش هاي انتخاب شده براي تحقق برنامه ها و طرح ها مناسبند و اين که هدف ها با حداقل هزينه در شرف تحقق هستند يا نه ، به طور عام ارزشيابي از اجراي طرح هاي توسعه روستايي و به طور خاص ارزشيابي از اثرات اجراي طرح هاي هادي بر کيفيت زندگي روستاييان ، ضرورت دارد .
در طول اين تحقيق به اثرات مثبت و منفي اجراي طرح هادي در بهبود کيفيت زندگي روستائيان خواهيم پرداخت . به عبارتي ديگر خواهيم ديد که اجراي طرح هادي روستايي تا چه ميزان بر زندگي روستائيان ، ميزان خدمات رساني به روستاها ، هدفمند کردن ساخت و سازها ، تسهيل در عبور و مرور و کاهش آهنگ مهاجرت و حتي ترغيب به مهاجرت معکوس تاثيرگذار است و آيا اين اثرات مثبت هستند . بيان اثرات مثبت اجراي طرح هادي روستايي در کيفيت زندگي روستائيان خود دليلي بر افزايش مشارکت و سرمايه گذاري در روستاها خواهد شد و بيان اثرات منفي آن راهکاري جهت تغيير روند تهيه و اجراي طرح هاي هادي روستايي خواهد بود . به طور کلي تحليل اثرات اجراي طرح هادي در بهبود کيفيت زندگي روستائيان مي تواند زمينه مديريت موفق روستايي گردد . بر اين اساس پژوهش حاضر در صدد پاسخ گويي به اين مورد اصلي است که اجراي طرح هادي بر بهبود کيفيت زندگي روستاهاي بخش مرکزي شهرستان سياهکل تا چه حد تاثير داشته است ؟
1-2- اهميت و ضرورت تحقيق
با توجه به اينکه روستاها مي توانند در پيشبرد اهداف اقتصادي و اجتماعي کشور مفيد واقع گردند ، اجراي طرح هاي هادي روستايي در بالا بردن کيفيت زندگي در نواحي روستايي و نهايتاً محقق شدن توسعه روستايي مثمر ثمر واقع خواهد شد .سکونتگاه هاي روستايي در کشور ما به شکل طبيعي بر اساس نيازهاي جوامع انساني ساکن در آنها شکل گرفته و گسترش يافته اند ، بنابراين شکل گيري و گسترش روستا بر اساس برنامه ريزي صحيح صورت نگرفته و عملا سکونتگاه هاي روستايي کشور تا قبل از طرح هاي هادي روستايي داراي هويت و شناسنامه نبوده اند . اهميت تهيه و اجراي طرح هاي هادي روستايي به عنوان پروژه هاي بخشي يا مقطعي توانست ابتدا به روستاها هويت بخشيده که به عنوان يکي از پروژه هاي توسعه روستايي در بهبود وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و خصوصا بخش فيزيکي و کالبدي تاثير بسزايي داشته باشد . اهميت و ضرورت تهيه طرح و اجراي طرح هادي اين است که روستاهاي داراي طرح هادي از شرايط ويژه اي در عمران و آبادي خويش از قبيل آب رساني ، راهسازي ، اجراي طرح هاي عمراني و تخصيص منابع مالي نسبت به روستاهاي فاقد طرح هادي مي باشند . لذا تهيه طرح هاي هادي روستايي و اجراي آن با توجه به ورود امکانات و خدمات زيربنايي و روبنايي بر کيفيت و بهبود زندگي اهالي در بلندمدت موثر است که نشان از اهميت بررسي تحقيق بر تهيه و اجراي طرح هاي هادي روستايي است . از ديگر عواملي که روستاهاي ايران و همچنين گيلان همواره از آن متاثر بوده مهاجرت نيروي جوان و خلاق به دلايلي از قبيل جستجو براي کار بهتر ، زندگي با کيفيت بالاتر و درآمد بيشتر است و اين واقعيت تلخ مانع پيشرفت روستاها و حتي شهرهاي پيرامون مي گردد .زيرا با مهاجرت اين افراد نه تنها روستاها از افراد جوان و خلاق خالي گشته و پيشرفتي نخواهد داشت بلکه زندگي در شهرهاي اطراف مشکلاتي از قبيل ايجاد شغلهاي کاذب اضافه مي گردد که باعث کاهش کيفيت زندگي در شهرها خواهد شد . براي يافتن راه حل مناسب کافي است به روستاهاي کشورمان توجه بيشتري گردد. زيرا اگر کيفيت زندگي در ابعاد مختلف زندگي روستائيان افزايش يابد و آنها در محل سکونت خود احساس آرامش و آسايش نمايند ، نه تنها از روستاهاي محل زندگي خود خارج نشده ، بلکه باعث برگشت مهاجرين به روستاهاي خود مي شود و حتي محيط روستايي چنان خواهد گشت که افراد شهرنشين به زندگي در روستا راغب شوند. از جمله عواملي که مي تواند بر کيفيت زندگي روستائيان موثر باشد تهيه و اجراي طرح هادي روستايي است . به همين دليل در اين پژوهش سعي شده با انتخاب روستاهايي از بخش مرکزي شهرستان سياهکل ميزان تاثير تهيه و اجراي طرح هادي روستايي بر کيفيت مردم سنجيده شود . بدين وسيله مي توان راهکارهاي مناسب جهت افزايش کيفيت زندگي و يا حتي افزايش کيفيت تهيه و اجراي طرح هادي در روستاها پيدا نمود.
1-3 – هدف تحقيق
اهداف اين تحقيق شامل دو دسته اهداف اصلي و فرعي مي باشند :
1-3-1- هدف اصلي
– تعيين اثرات اجراي طرح هادي در بهبود کيفيت زندگي روستائيان بخش مرکزي شهرستان سياهکل .
1-3-2- اهداف فرعي
– ارزيابي اثربخشي آگاهي روستائيان از اجراي طرح هادي بر کيفيت زندگي .
– ارزيابي اثربخشي طرح هادي روستايي بر کيفيت زندگي روستاهاي داراي طرح هادي و روستاهايي که طرح هادي در آنها اجرا شده است .
1-4 – سوال هاي تحقيق
سوالهاي اين تحقيق با توجه به اهداف آن عبارتند از :
1. اجراي طرح هادي بر بهبود کيفيت زندگي در روستاهاي بخش مرکزي شهرستان سياهکل تا چه حد موثر بوده است ؟
2. آگاهي مردم در اجراي طرح هادي بر بهبود کيفيت زندگي روستائيان تا چه حد موثر بوده است ؟
3. کيفيت زندگي در روستاهاي دارا و فاقد طرح هادي اجرا شده تا چه حد متفاوت است ؟
1-5- فرضيه هاي تحقيق
با توجه به مباحث نظري مطرح شده در زمينه اجراي طرح هادي و تاثير آن بر کيفيت زندگي که بدان ها اشاره خواهد شد ، به نظر مي رسد اجراي طرح هادي مي تواند بر بهبود کيفيت زندگي روستائيان موثر باشد و در اين ميان آگاهي اهالي روستا از اين طرح و اثرات آن بي تاثير نيست و با مقايسه کيفيت زندگي در روستاهاي داراي طرح هادي اجرا شده و روستاهاي داراي طرح هادي مي توان بر اهميت اين مهم تاکيد نمود. بنابراين با توجه به نقش اجراي طرح هادي بر کيفيت زندگي روستائيان مي توان فرضيه هاي زير را مطرح نمود:
1. اجراي طرح هادي بر بهبود کيفيت زندگي در روستاهاي بخش مرکزي شهرستان سياهکل موثر بوده است.
2. ميزان اگاهي مردم در اجراي طرح هادي و اثربخشي آن بر بهبود کيفيت زندگي روستائيان موثر است.
3. کيفيت زندگي در روستاهاي دارا و فاقد طرح هادي اجرا شده متفاوت است.
1-6- جامعه آماري ، حجم نمونه و متغيرهاي تحقيق
جامعه آماري در اين پژوهش ، روستائيان بخش مرکزي شهرستان سياهکل مي باشد . بخش مرکزي شهرستان سياهکل در سال 1390 داراي 3 دهستان ، 111 روستا ، 5586 خانوار و 17742 نفر جمعيت مي باشد . با توجه به حجم جامعه آماري و بر اساس جدول استاندارد مورگان حجم نمونه آماري 380 نفر از روستائيان مي باشد که با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ، اقدام به توزيع و تکميل پرسشنامه در سطح روستاهاي مورد مطالعه گرديده است . در اين تحقيق از مجموع 111 روستا ، 6 روستا به عنوان روستاهاي نمونه ( که نيمي از آنها داراي طرح هادي اجرا شده و نيمي ديگر داراي طرح هادي بوده اند ) ، مورد بررسي قرار گرفته است و روستاها بر اساس روستاهاي کوچک ، متوسط ، بزرگ طبق جدول (1-1) ، طبقه بندي و سهم هر طبقه و تعداد نمونه هاي هر روستا مشخص گرديد. متغير وابسته در تحقيق حاضر بهبود کيفيت زندگي روستائيان در ابعاد : محيطي ، اقتصادي ، اجتماعي و کالبدي و متغير مستقل آن اجرا شدن و نشدن طرح هادي روستايي مي باشد.بعد از انجام مراحل فوق الذکر با استفاده از جدول مورگان و با سطح اطمينان 95/0 و با توجه به مجموع جمعيت دو گروه که برابر 7070 نفر مي باشد ، مي بايست از 380 نفر از جامعه انتخابي به جمع آوري اطلاعات پرداخته شود . حال با استفاده از نسبت جمعيت هر روستا به تعداد کل نمونه ، مشخصگرديد که از هر روستا ، چند پرسشنامه تکميل و اخذ گردد.
جدول 1-1 :طبقه بندي روستاهاي بخش مرکزي شهرستان سياهکل بر اساس جمعيت
جمعيتروستاهاي داراي طرح هادي
اجرا شدهتعداد روستاي منتخبروستاهاي داراي طرح هادي
اجرا نشدهتعداد روستاي منتخبتعداددرصدتعداددرصدکمتر از 250 نفر28/111640/141500-250 نفر550/411550/1311000-500 نفر640/51640/51بيشتر از 1000 نفر000000مجموع33منبع : بنياد مسکن انقلاب اسلامي شهرستان سياهکل ، 1393
نقشه روستاهاي نمونه
جدول 1-2 :جدول روستاهاي داراي طرح هادي بخش مرکزي شهرستان سياهکل
طرح هادي اجرا شدهجمعيتخانواردهستاننام روستاشهرستانرديف25473توتكيكرف پشتهسياهکل1?720220توتكيليش2350105توتكيمهربن327280توتكياشکجان پهلو421060توتكيسوتگوابر57529توتكيبالارود619959توتكيتوشي7?27582توتكيآسو8419133خرارودكلامسر9?489289خرارودفشتال1013046خرارودكاجان11390124خرارودکجيل1223365خرارودليشك13?375124خرارودپنابندان14?972288خرارودتازه آباد جانکاه15409132خرارودچالشم16?902266خرارودخرارود1714342خرارودسلش18435130خرارودملك رود19?585171خراروددوست لات2026379خرارودگاوكول219830خرارودگيل بام22?441147مالفجانازبرم23?11840مالفجانچوشل2421263مالفجانزيارتگاه2525884مالفجانرجورازبرم269732مالفجانكرفستان27499106مالفجاننمك رودبار28?349107مالفجانهلستان2911646مالفجانچوفلكي30?966319مالفجانمالفجان31?23589مالفجاندهبنه3221883مالفجانسپردان33?283108مالفجانبيدرون34349127مالفجانلشكريان3515948مالفجانخوشل3618668مالفجانمالده37
منبع : بنياد مسکن انقلاب اسلامي شهرستان سياهکل ، 1393
در خصوص چگونگي بررسي اعتبار محتواي اين پرسشنامه ، پرسشنامه اوليه را ابتدا تنظيم و سپس با استفاده از نظر استاد راهنماي محترم ويرايش و تنظيم گرديد.
از آنجايي که ضريب آلفاي کرونباخ معمولا شاخص مناسبي براي سنجش قابليت اعتماد ابزار اندازه گيري و هماهنگي دروني ميان عناصر آن است ، بنابراين قابليت اعتماد پرسشنامه مورد استفاده در اين تحقيق را به کمک آلفاي کرونباخ در نرم افزار SPSS ارزيابي خواهد شد . اين روش براي محاسبه هماهنگي دروني ابزار اندازه گيري از جمله پرسشنامه يا آزمون هايي که خصيصه هاي مختلف را اندازه گيري مي کنند ، به کار مي رود. ( سرمد و همکاران ، 1385)
از نتايج بدست آمده در جدول( 1-3 ) مشخص مي گردد که پايايي پرسشنامه تحقيق ، در ابعاد مختلف در سطح قابل قبولي قرار دارد .
جدول 1-3 : جدول ضريب آلفاي کرونباخ براي متغيرهاي پرسشنامه
مولفه هاتعداد سوالاتضريب آلفاي کرونباخشاخص هاي کالبدي872/0شاخص هاي اقتصادي787/0شاخص هاي اجتماعي1091/0شاخص هاي محيطي1090/0منبع : يافته هاي تحقيق ، 1393
1-7- محدوده مورد مطالعه
بخش مرکزي شهرستان سياهکل در قسمت شمالي اين شهرستان واقع شده است و از نظر موقعيت رياضي در 49 درجه و 43 دقيقه تا 50 درجه 09دقيقه طول شرقي و 36 درجه 38 دقيقه تا 37 درجه و 12 دقيقه عرض شمالي واقع شده است . اين بخش در پهنه جلگه اي واقع شده است و براساس نقشه توپوگرافي كه توسط سازمان نقشه برداري کشور تهيه شده است ، شيب عمومي بخش از جنوب به شمال مي باشد .
همچنين از نظر موقعيت نسبي بخش مرکزي سياهکل از شمال به شهرستانهاي لاهيجان و آستانه اشرفيه ، از شرق به شهرستان لاهيجان ، از غرب به بخش سنگر از شهرستان رشت و از سمت جنوب به بخش ديلمان شهرستان سياهکل همجوار است . اين بخش داراي 3 دهستان به نامهاي خرارود ، مالفجان و توتکي مي باشد . ( سالنامه آماري استان گيلان ، 1390 ) .
لازم به ذکر است محدوده مورد مطالعه توسط نقشه و با جزييات بيشتري در فصل سوم تحقيق حاضر ارائه خواهد شد .
نقشه سياهکل در ايران
نقشه روستاهاي شهرستان سياهکل
1-8- موانع و محدوديت هاي تحقيق
انجام تحقيقات همواره با مشکلاتي مواجه مي باشد که اين مشکلات در کشورهاي در حال توسعه به خصوص در مناطق روستايي بيشتر نمايان مي گردد.
– عدم همکاري اهالي روستا به دليل عدم آگاهي و باور نداشتن ارزش تحقيق و پژوهش
– عدم وجود اطلاعات منسجم و به روز در سايت هاي سازماني و علمي معتبر
– عدم دسترسي به اطلاعات موجود و تهيه شده توسط محققان ديگر
– عدم سهولت دستيابي به اطلاعات موردنياز پژوهش در سازمانها و اداره هاي مختلف
– عدم همکاري مسئولين ذيربط در جهت ارائه آمارها و اطلاعات مورد نياز به دليل عدم اعتقاد به نتايج مثبت يافته هاي علمي و تخصصي .
1-9- واژه ها و مفاهيم
– روستا :
آقاي دکتر يداله فريد در کتاب کاربرد جغرافيا در روش تحقيق شهر و روستا در مورد روستا چنين آورده اند که روستا عمدتاً يک واحد همگن طبيعي ، اجتماعي ، فرهنگي پف اقتصادي و کالبدي است که از يک مرکز جمعيت و محل کار و سکونت با حوزه قلمرو معين ثبتي يا عرفي تشکيل مي شود و اکثريت ساکنان شاغل دائمي آن به طور مستقيم يا غيرمستقيم به يکي از فعاليتهاي اصلي زراعي ، دامداري ، باغداري ، صيادي ، صنايع روستايي و يا ترکيبي از اين فعاليتها اشتغال دارند و از آن ارتزاق مي نمايند و پيوند فرهنگي و اجتماعي عميقي مابين جامعه آن برقرار است و در عرف به عنوان آبادي ، دهکده و قريه و نهايتاً روستا يا ده شناخته مي شود .
البته در ماده يک قانون تعاريف و ضوابط کشوري علاوه بر موارد فوق در تعريف روستا اين بند اضافه شده است که حداقل داراي 20 خانوار يا صد نفر جمعيت نيز باشد تا بعنوان يک نقطه روستايي شناحته شود (حسين زاده ، 1382 : 20 ) .
روستا کوچکترين واحد جمعيتي ، اقتصادي و جغرافيايي است که در آن نوعي کلکتيوسيم اقتصادي ، اجتماعي و عمراني قابل تصديق است (وديعي ، 1348 : 37 ) .
– طرح هادي روستايي :
در شرح خدمات تهيه طرحهاي هادي روستايي که در سال 136 توسط بنياد مسکن انقلاب اسلامي منتشر شده جنين آمده است :
طرح هادي عبارت است از فراهم کردن بستر تجديد حيات و هدايت روستا با لحاظ نمودن ابعاد اجتماعي ، اقتصادي . همچنين در پيش نويس شرح خدمات طرح هادي روستايي در سال 1381 در مورد طرح هادي چنين آمده است :
طرحي که فن ساماندهي و اصلاح بافت موجود ، ميزان و اماکن گسترش آتي و نحوه استفاده از زمين براي عملکردهاي مختلف از قبيل مسکوني ، توليدي ، تجاري ، کشاورزي ، تاسيسات و تجهيزات و نيازمنديهاي عمومي روستايي که حسب مورد قالب طرحهاي ساماندهي فضا و سکونتگاههاي روستايي يا طرحهاي جامع ناحيه اي تعيين مي نمايند . ( حسين زاده ، 1382 : 17 ) .
– کيفيت زندگي:
کيفيت زندگي يک مفهوم گسترده و چند بعدي است در رابطه با رفاه کلي افراد در جامعه که مي توان با شاخص هاي عيني و همچنين ذهني اندازه گيري شود (Fahey , Noland and Whelan , 2003 ).
مفهوم کيفيت زندگي يک فرصت براي قدم به عقب و در نظر گرفتن همه افراد در قبل ، حين و بعد از مداخله را فراهم مي کند. کيفيت زندگي يک مفهوم است که بافت روابط را برجسته مي کند. اين به سازماندهي پيچيدگي هاي مبهم کمک مي کند(Peruniak , Geoffrey , the promise of quality of life , 58 : 2010 ) .
– بهبود کيفيت زندگي :
چند عامل که به کيفيت زندگي کمک کرده است عبارت است از درامد خانوار ، نابرابري در آمد ، فقر و عوامل ديگر نظير بيکاري و امنيت شغلي ، تحصيلات ، سلامتي و دسترسي به بهداشت و ساير خدمات اجتماعي (Bartlett , 2010 : 156) .
يکي از عوامل مهم در بهبود کيفيت زندگي در ميان جوامع انساني استاندارد بودن محل زندگي از نظر بهداشت ، اشتغال ، محيط زيست و کالبد مي باشد ، به طوريکه رضايت از ويژگي هاي اجتماعي و اقتصادي و فيزيکي محل زندگي بر رضايت از زندگي بر رضايت از زندگي و کيفيت زندگي افراد تاثيرگذار است (Sirgy and Cornwell , 2002 : 154) .
– برنامه ريزي :
کوششي که در جهت انتخاب بهترين برنامه براي رسيدن به هدفهاي مشخص صورت مي گيرد ، برنامه ريزي گويند (شيعه ،1369 : 85 ) .
برنامه ريزي عبارت است از ايجاد هماهنگي در يک حرکت جهت دار به منظور بهره گيري از تمامي امکانات موجود براي دستيابي به سطوح بالاتر توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي با در نظر گرفتن تعادل اکولوژيکي . بنابراين هدايت به منظور افزايش بازدهي و کاهش خسارت در فضاي زيستي از اهداف اصلي برنامه ريزي مي باشد ( جهاني ، 1375 : 47 ) .
– برنامه ريزي روستايي:
يک برنامه ريزي روستايي عملي است ثابت که به گونه اي آرماني تنظيم شده است و جنبه هاي گوناگوني خواهد داشت و به نحوي مطلوب داراي توازن خواهد بود ( ديويد ا.ام.لي ، استاد جغرافيا) .
برنامه ريزي روستايي تعيين يک طرح مشخص و يک الگوي صريح جهت توسعه و شکوفايي زندگي روستايي با پيش بيني و آينده نگري مسائل خاص اجتماعي و اقتصادي جهت توسعه است که نمي تواند بدون توجه به امکانات مادي و انساني موجود در روستا صورت گيرد ( مولائي ، 1379 : 44) .
– توسعه روستايي :
در نگرش هاي نوين توسعه که بر توانمند سازي جامعه روستايي و مقوله مشارکت و توسعه منابع انساني تاکيد مي شود ، توسعه روستايي را مي توان فرآيندي همه جانبه از تحولات رو به تکامل ساختارهاي شکل دهنده زندگي روستايي ناميد که منجر به ارتقاء سطح زندگي مادي و معنوي روستائيان با عنايت به مقوله پايداري مي گردد ( پژوهشکده مديريت شهري و روستايي ، 1390 : 11 ).
از چند سده اخير و با رشد پر شتاب صنعت و فناوري در جهان ، عقب ماندگي مناطق روستايي بيش تر عيان گرديده است . از آن جايي که عموما روستائيان نسبت به شهرنشينان داراي درامد کمتري هستند و از خدمات اجتماعي ناچيزي برخوردارند . اقشار روستايي ، فقيرتر و آسيب پذيرتر محسوب مي شوند و از همين رو بعضا اين عامل منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نيز مي شود. علت اين امر نيز پراکندگي روستاها ، نبود صرفه اقتصادي براي ارائه خدمات اجتماعي و حرفه اي و تخصصي ، نبودن کار کشاورزي ( کم بودن بهره وري ) و محدوديت منابع ارضي ( در مقابل رشد جمعيت ) و عدم مديريت صحيح مسئولان بوده است . به همين جهت ، براي رفع فقر بهره وري آنان ، تمهيد توسعه روستايي مطرح گرديد .
در گذشته برخي مديران و سياست گزاران امر توسعه ، صرفا بر توسعه کشاورزي متمرکز مي شدند که امروزه نتايج نشان داده است توسعه روستايي صرفا از اين طريق محقق نمي شود. روستا جامعه اي است که داراي ابعاد اجتماعي مختلف است و نيازمند توسعه همه جانبه ( يعني توسعه روستايي ) است ، نه صرفا توسعه کسب و کار و نظامي به نام کشاورزي .
هر چند بايد گفت که از طريق توسعه کشاورزي موفق نيز الزاما توسعه روستايي محقق نمي شود. چون اولا فوايد توسعه کشاورزي عايد همه روستاييان نمي شود ( بيش تر عايد زمين داران ، به خصوص مالکان بزرگ مي شود ) ، ثانيا افزايش بهره وري کشاورزي باعث کاهش نياز به نيروي انساني مي شود ( حداقل در دراز مدت ) و اين خود باعث کاهش اشتغال روستائيان و فقر روز افزون آنان و مهاجرت بيش تر به سمت شهرها مي شود ( اميني ، 1384 : 13 ).
– برنامه ريزي توسعه روستايي :
برنامه ريزي توسعه روستايي استراتژي است که براي بهبود زندگي اقتصادي و اجتماعي گروه مشخصي از مردم که همان روستاييان فقيرند ، طراحي مي شود( بانک جهاني ) .
برنامه ريزي توسعه روستايي جزئي از برنامه هاي توسعه هر کشور به شمار مي رود که براي دگرگون سازي ساخت اجتماعي-اقتصادي جامعه روستايي به کار مي رود. اين برنامه ها توسط دولت و کارگزاران آنها در مناطق روستايي اجرا مي شود. اين امر در ميان کشورهاي در حال توسعه ، که دولت نقش اساسي در تلاش براي تجديد ساختمان جامعه به منظور هماهنگي با اهداف سياسي و اقتصادي خاص به عهده دارد ، اهميت بيشتري پيدا مي کند ( پاپلي يزدي و ابراهيمي ، 1385 : 53 ).
2-1 – مباني نظري
2-1-1- برنامه ريزي و توسعه منطقه اي
برنامه ريزي عبارت است از يک جريان آگاهانه که به منظور دستيابي به اهداف معين و مشخص ، انجام سلسله اقدامات و فعاليت هاي مرتبط با يکديگر در آينده را پيش بيني مي کند . برنامه ريزي توسعه منطقه اي فرآيندي است در جهت تنظيم و هماهنگ کردن برنامه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي با نيازها و امکانات محلي و منطقه اي . در اين برنامه ريزي چون مشارکت مردم نيز مطرح مي شود مي توان آن را برنامه ريزي از پايين به بالا در جهت انطباق برنامه هاي کلان با ويژگيهاي ناحيه اي دانست . در برنامه ريزي و توسعه منطقه اي برنامه ريزان بيشتر به فکر استفاده بهينه از منابع و قابليت هاي منطقه و همچنين برطرف کردن عدم تعادل هاي منطقه اي هستند . در اين برنامه ريزي ، برنامه ريزان بايد به مشخصاتي توجه کنند که يک منطقه در آينده مي تواند داشته باشد زيرا قابليت منطقه در آينده حکايت از وجود منابع براي توسعه آن مناطق را دارد . در اين صورت برنامه ريزان لازم است تا برنامه هاي خود را متناسب با قابليت ها و توانايي هاي منطقه طراحي نمايند. در تعيين محدوده هر منطقه از معيارهاي متفاوت و گوناگوني مانند منطقه جغرافيايي ، توسعه اقتصادي ، اداري ، نژادي ، اقليتي ، مذهبي ، فرهنگي ، مرزهاي سياسي و … استفاده مي شود.در برنامه ريزي منطقه اي مي توان از اجزاي کوچکتري مانند برنامه ريزي محلي که مربوط به يک محل خاصي از يک منطقه يا ناحيه مي باشد نيز استفاده کرد که در اين صورت برنامه ريزي دقيق تر خواهد شد . البته در اين برنامه ريزي احتياج به مشارکت مردمي وجود دارد ( آسايش ، 1381 : 23 ).
رسالت و هدف برنامه ريزي منطقه اي براي عمران و توسعه مناطق تحول و دگرگوني کامل و اساسي در کليه شئون زندگي اقتصادي ، اجتماعي هر منطقه در جهت رشد ، پيشرفت آباداني آن منطقه در سطوح شهري و روستايي مي باشد ( معصومي اشکوري ، 1367 : 48 ).
لازم به ذکر است برنامه ريزي منطقه اي شامل برنامه ريزي شهري و برنامه ريزي روستايي مي باشد . از آنجايي که جهت برنامه ريزي منطقه اي نياز به برنامه ريزي در سطح ناحيه داريم ، زيرا هر منطقه شامل چند ناحيه مي باشد و جهت برنامه ريزي ناحيه اي نياز به برنامه ريزي در سطح پايين تر يعني برنامه ريزي روستايي خواهيم داشت ، در اين مرحله به برنامه ريزي روستايي مي پردازيم ( عاشقي ، 1388 : 21).
2-1-1-1- برنامه ريزي روستايي
برنامه ريزي روستايي فرآيندي است پيچيده که شامل گردآوري اطلاعات و تجزيه و تحليل کردن مسائل و حل آنهاست . برنامه ريزي روستايي مثل هر برنامه ديگر اقتصادي و اجتماعي شامل سه مرحله تهيه برنامه ، اجرا و ارزشيابي است ، که هر يک از اين مراحل يک بخش مهم از فرآيند برنامه ريزي روستايي را تشکيل مي دهد ( سعيدي ، 1390 : 67).
2-1-1-2 – برنامه ريزي توسعه روستايي
واترسون توسعه روستايي را اينگونه تعريف مي کند : توسعه و عمران روستايي يک فعاليت چند بخشي مرکب است که شامل توسعه کشاورزي و اجتماعي براي هر فرد روستايي است .
همچنين از نظر جرج اکسين توسعه روستايي عبارت است از اعلام وعده ارزشمند افزايش شخصيت و اعتبار زندگي روستايي و تغيير زارع روستايي فقير به يک کشاورز مترقي و علمي و در همان حال تهيه کيفيت زندگي بهتر ، تغذيه مناسب تر و عرضه منظم و بيشتر مواد غذايي براي ساکنان شهرها و با قيمت ارزانتر .
اصولا هيچ کاري نمي تواند بدون انديشه قبلي و تعيين مشي صريح براي دستيابي به هدفي از پيش تعيين شده باشد ، با در نظر گرفتن اين اصل کلي ، توسعه مناطق روستايي نمي تواند بدون برنامه ريزي صورت پذيرد به همين خاطر برنامه ريزي و توسعه روستايي توام مي باشند ( مولائي هشجين ، 1379 : 45 ).
2-1-1-3 – نظريات توسعه منطقه اي
نظريه هاي توسعه منطقه اي به طرح هدف ها و راهبردهايي مي پردازند که در چارچوب خرد و منطق نظريه مربوط تحقق توسعه امکان پذير مي شود ( صرافي ، 1377 : 89 ) . نخستين کوشش ها براي ارائه نظرياتي در مورد توسعه منطقه اي از سوي جغرافيداناني چون کريستالر و لوش آغاز گرديد و پس از جنگ جهاني دوم نيز توسط اقتصاد داناني چون ميردال ، ايزاردو و پرو ادامه پيدا نمود ( هيلهورست ، 1370 : 11)
2-1-2 – رويکردها و راهبردهاي برنامه ريزي توسعه روستايي
2-1-2-1 – رويکردهاي فضايي – کالبدي
يکي از کاربردهاي علوم جغرافيايي در عرصه برنامه ريزي در فضاهاي محلي – منطقه اي و ملي و همچنين توسعه روستايي در حوزه مباحث کالبدي – فضايي است . البته گفتني است که اين حوزه فقط اختصاص به علوم جغرافيايي نداشته بلکه موضوعي بين رشته اي است که طيف وسيعي از علوم اجتماعي ، اقتصادي و محيطي اکولوژيک را نيز در بر مي گيرد.
توجه به ابعاد مکاني و فضايي برنامه ريزي توسعه روستايي از دهه 1970 شروع شد و تاکنون راهبردهاي متعددي در اين زمينه ارائه شده است . راهبرد مراکز رشد روستايي ، راهبرد برنامه ريزي مراکز روستايي ، راهبرد توسعه روستا – شهري و راهبرد کارکردهاي شهري در توسعه روستايي ، از مهمترين راهبردهاي ارائه شده در اين زمينه است . در برنامه هاي عمراني و توسعه روستايي در ايران چه ر قالب برنامه هاي پنج ساله و چه در چارچوب طرح هاي توسعه روستايي در سطوح ملي ، منطقه اي و محلي ، از اين راهبردها کم و بيش استفاده شده است. ( رضاني ، 1387 : 111 )
رويکرد توسعه فضايي – کالبدي روستا ، رويکرد غالب در برنامه ريزي هاي توسعه دولت در بعد از انقلاب اسلامي بوده است . اين رويکرد ساخت فيزيکي و کالبدي روستاها را متناسب با شرايط تحول و توسعه جامعه روستايي نمي داند و لازمه تحول و توسعه روستايي را تحول در ساختار کالبدي و فيزيکي آن مي داند ( جمعه پور ، 1384 : 158)
2-1-2-2- راهبرد مراکز رشد روستايي
روابط بين سکونتگاه هاي مرکزي در نواحي روستايي و با حوزه نفوذ آنها به عنوان عامل توسعه يا بازدارنده آن با توجه به نيروهاي جذب و پخش در اين نظريه تبيين گرديد. به طور خاص عوامل جذب براي کنترل و تمرکز جمعيت و فعاليت هاي اقتصادي – اجتماعي در نواحي روستايي تحت فشار و عوامل دفع به عنوان الگويي براي توسعه نواحي روستايي محروم و دور افتاده مورد توجه قرار گرفت ، البته با توجه به ابهاماتي که در فرآيند آثار جذب و پخش مراکز رشد روستايي مطرح گرديد ميزان موفقيت آن در برنامه ريزي سکونتگاه ها متفاوت بوده است . مهمترين مسئله در موفقيت مراکز رشد در نواحي روستايي اين است که چگونه سکونتگاه هاي پيراموني از تمرکز منابع در اين مراکز بهره مند خواهد شد . به هر حال ساز و کار انتقال را متاثر مي سازد ، براي مثال مشکلات عدم دسترسي کامل مي تواند مانعي براي انتشار آثار توسعه باشد و مي تواند نقض کننده اثر بخش باشد . به هر حال ، هرچند تصور وجود راهبردي که بتواند مسائل مرکز رشد را برطرف نمايد دشوار است ، اين نکته را بايد در نظر گرفت که شواهد کافي نيز در مورد موفقيت راهبرد مراکز رشد در انتشار آثار توسعه به سکونتگاه هاي روستايي وجود ندارد . ( رضواني ، 1385 : 69 )
2-1-2-3- نظريه قطب رشد
اين نظريه که ابتدا توسط فرانواپرو مطرح شد ، عمدتا با صنعت سر و کار دارد . وي معتقد بود که جوهر و اصل توسعه صنعتي به يکباره و در همه جا ظاهر نخواهد شد ، بلکه ابتدا در کانون هايي با شدت هايي مختلف ظاهر شده و از طريق مسيرهايي در نقاط معيني آغاز و پخش مي شود ، اين کانون را وي قطب رشد خواند ( جلالي ، 1370 : 32 )
پرو براي گريز از محدود کنندگي واقعيات جغرافيايي ، فضاي اقتصادي را به عنوان ميدان عمل جريانهاي اقتصادي و بطور مستقل از بستر جغرافيايي آنها تعريف کرد ، يعني به جاي فضاي جغرافيايي که از کوهها ، دشتها ، جاده ها ، شهر و روستا تشکيل شده بود ، وي ميدان نيرويي را تصور کرد که داراي مراکز ، کانونها و قطب هايي مي باشد که از آن نيروهاي گريز از مرکز منتشر شده و نيروهاي جذب مرکز به آن وارد مي گردد که مي توان آنها را به صورت بردارهايي نشان داد . اين نيروها در واقع جريانات اقتصادي هستند مانند جريان نيروي کار ، جريان حمل مواد اوليه ، جريان سرمايه و حتي مي تواند جريانهاي اجتماعي مانند حرکت دانشجويان براي تحصيل ، جريان خدمات پزشکي ، جريان اطلاعات ، جريان نوآوري و ابتکار و جريان مراجعه به مراکز فرهنگي باشد . وي تصريح مي کند که منظور او از قطب رشد کانون اين نيروها نيست ، بلکه مرکزيت رفت و برگشت جريانهاي اقتصادي است ، قطب رشد او در فضاي اقتصادي و نه در فضاي جغرافيايي قرار دارد . البته پرو قبول داشت که قطب رشد در فضاي جغرافيايي نيز بروز و عينيت مي يابد و قطب رشد موجود در نقطه هاي مختلف جغرافيايي نيز وجود دارند . ولي اين مفهوم بيشتر توسط بودويل گسترش يافت تا ابعاد جغرافيايي را نيز در بر گيرد ( جلالي ، 1370 : 35 ) .
در قطب رشد ، وضع ايده آل اشتغال اکثر جمعيت به فعاليت هاي غير بنيادي ( کشاورزي و استخراج معادن ) و نيز فعاليتهاي غير ثانويه ( توليدات صنعتي ) مي باشد . اين نظريه امروزه به معناي تقابل افکار افرادي چون پرو ، هيرشمن و ميردال است و چون بر طبق مدرنيسم زماني خود شکل گرفته در دوران معاصر کاربرد چنداني ندارد .
به نظر مي رسد مفهوم جغرافيايي قطب رشد در ترکيب مجموعه نظريات پرو ، ميردال و هيرشمن شکل گرفت . بودويل در بعد فضايي دادن به مرکز رشد ، آن را مجتمعي از فعاليتها به دو رشته فعاليتهاي پيشرو تعبير کرد و آن را براي القاي رشد به مناطق عقب مانده و پيوند آنها با نظام شهري کشور ، راهبرد آزمايشي مناسبي ديد ( پاپلي يزدي و ابراهيمي ، 1386 : 203 ) .
قطب رشد را مي توان به عنوان مجموعه اي از صنايع تعريف کرد که در يک ناحيه شهري واقع شده و باعث توسعه بيشتر فعاليت هاي اقتصادي در ناحيه حوزه نفوذ خود مي شود. نظريه قطب رشد همانند نظريه مکان مرکزي هم براي درک ساختار يک منطقه و هم به عنوان چارچوبي براي پيش بيني تغييرات اين ساختار و همچنين به عنوان يک استراتژي براي توسعه منطقه اي بکار رفته است ( اجلالي ، 1370 : 33 ) .
طبق اين نظريه زماني که رشد اقتصادي در يک کانون به وجود آيد ، اين رشد و توسعه در همه نقاط ناحيه گسترش مي يابد و همه سطوح ناحيه اي از برنامه ريزي توسعه بهره مند مي شوند ، در حاليکه در نواحي جغرافيايي کشورهاي جهان سوم ، موانع طبيعي ، اجتماعي ، اقتصادي و حتي سياسي آنچنان زياد است که نمي گذارد تاثيرات برنامه ريزي توسعه در همه نقاط ناحيه گسترش يابد و چون تنها در قطب معين سرمايه گذاري مي شود ، همه مهاجران روستايي و غير روستايي به اين قطب جذب مي شوند و مهاجران روستايي و غير ماهر مي توانند تنها در اين بخش غير رسمي ، محل اشتغال بيابند . بدين سان اجراي طرح هاي مربوط به قطب رشد در کشورهاي جهان سوم به شهرگرايي کمک مي کند و اختلاف ميان شهر و روستا و مادر شهر و شهرهاي مياني و کوچک را بيشتر مي سازد ( شکوئي ، 1373 : 479) .
2-1-2-4- نظريه مرکز پيرامون
مدل مرکز – پيرامون در بسياري از منابع با نام جان فريدمن همراه است . فريدمن اين مدل ارتباطي را در 1966 م با تاکيد بر جنبه هاي فضايي و به عنوان دومين مرحله از مراحل چهارگانه توسعه اقتصادي – فضايي معرفي کرد. در نظريه فريدمن ، مرکز به مثابه کانون قدرت ، هدايت و سلطه ، محل تجمع و تمرکز آراء و انديشه ها ، پيشرفت علمي و فناوري ، سرمايه و نيز کانون توسعه به شمار مي آيد و در مقابل ، پيرامون ، به مثابه فراهم کننده منابع تامين نيازهاي مرکز ، جايگاهي کاملا وابسته دارد . از ويژگيهاي اساسي مدل مرکز – پيرامون مي توان اين گونه بيان نمود که رابطه مرکز – پيرامون از نوع مناسبات سلطه است . ساختار قطبي اين روابط با جريان جابجايي عوامل اصلي توليد ، نيروي انساني ، منابع ، مواد خام ، سرمايه و مانند آن ، از پيرامون يا حاشيه به مرکز پديدار مي گردد ، با دوام روابط و بقاي تقسيم کار فضايي سنتي بين شهر و روستا و تا هنگامي که روستا توليد کننده صرف مواد خام و محصولات کشاورزي است ، مبادله تجاري به نفع مرکز دوام خواهد يافت ، با ادامه اين روابط ، نابرابري هاي قضايي افزايش مي يابند و زمينه ساز تقاضا براي برخورداري بيشتر پيرامون مي شود . در پي آن ، تحولات از مرکز به سوي پيرامون تسري مي يابند و سبب توازن نسبي پيرامون با مرکز و نهايتا ، کل فضاي منطقه اي و ملي مي گردد. بدينسان ، کانون هاي شهري در اين مدل از جايگاه ويژه اي برخوردارند و نه تنها به عنوان عامل وحدت بخش فضايي عمل مي کنند ، بلکه کانون به جريان انداختن نواوري ، اطلاعات ، فناوري ، مديريت و توسعه بشمار مي روند.
مدل مرکز – پيرامون به عنوان مدلي براي بررسي نحوه سازمان پذيري فضاي انساني مبتني بر توزيع نامتعادل و نابرابر قدرت اقتصادي و اجتماعي در مقياسهاي متفاوت ( ملي ، ناحيه اي و منطقه اي ) نيز قابل بررسي است . در همين ارتباط ، و در تبيين روابط شهر و روستا ، شهرهاي بزرگ و مراکز تجمع فعاليت هاي اقتصادي ( عمدتا صنعتي – تجاري ) به عنوان مرکز و حوزه هاي روستايي پيراموني به عنوان حاشيه پيرامون مطرح مي شوند ( دانشنامه مديريت شهري و روستايي ، 1388 : 9 ) .
2-1-2-5- نظريه توسعه روستا- شهر
روستا شهر ناحيه اي است که در آن کشاورزي فعاليت اصلي است ، به روش خودگردان و خود مختار اداره مي گردد و برنامه ريزي ها و انتخابات و ساير امور به وسيله خود مردم ناحيه صورت مي گيرد ( جمعه پور ، 1387 : 101 ) .
از جمله نظريات در مورد توسعه روستا -شهر مي توان به نظريه راندينلي پرداخت که او تحليل روابط روستا و شهر را بر محور سياست توسعه ، در سلسله مراتب شهري بر جمعيت شهري تاکيد مي کند. بر طبق عقيده او اهداف توسعه روستايي جدا از مسايل شهري نيست ، زيرا بازارهاي اصلي براي دريافت مازاد توليدات کشاورزي در مراکز شهري قرار گرفته است . از طرفي بيشتر عوامل توليد از امکانات سازمانهاي شهري بهره مند مي شوند و خدمات موردنياز جامعه روستايي ، مانند بهداشت ، درمان ، آموزش و غيره که در حوزه هاي روستايي توزيع مي شود ، از مراکز شهري بدست مي آيد ( عليزاده ، 1389 : 19 ).
2-1-3- طرح هاي توسعه روستايي در ايران
2-1-3-1- طرح سازماندهي فضاها و سکونتگاه هاي روستايي
طرح ساماندهي فضا و سکونتگاه هاي روستايي در واقع يک سند برنامه ريزي براي محدوده مورد مطالعه است که مي توان از آن به عنوان طرح تفصيلي طرح جامع شهرستان نيز ياد کرد . هدف اين طرح بررسي جزئي و يا تعمق بيشتر پيشنهادات تفصيلي روستا در ابعاد مختلف در محدوده بخش و تا سطح روستا به جهت رسيدن به توسعه پايدار روستايي است . از جمله مواردي که در اين طرح مدنظر مي باشد عبارتند از سنجيدن و متناسب کردن نظام اسکان استقرار و فعاليت هاي توزيع خدمات رفاهي و پشتيبان توليد بر اساس سلسله مراتب تقسيمات کالبدي ، ارائه برنامه و طرح هاي اقتصادي.
توزيع بهينه خدمات و امکانات ويژه براي روستاهاي پراکنده و کم جمعيت ، جلوگيري از تخليه و جمعيت گريزي روستاها و فراهم کردن زمينه تثبيت و جمعيت پذيري روستاهاي پايا و نيمه پايا از جمله اهداف اين طرح به شمار مي روند ( مولائي هشجين ، 1381 : 56 ) .
2-1-3-2- طرح بهسازي
طرح بهسازي تهيه و اجراي طرح جامعي است که ضمن انجام بررسي هاي اقتصادي ، اجتماعي در سطح دهستان و روستاهاي حوزه نفوذ با محوريت مرکز دهستان ( روستاي مرکزي ) به امر سطح بندي خدمات اجتماعي و زير بنايي در سطح دهستان ( حوزه نفوذ ) پرداخته و در نهايت طرح هادي روستاي مرکزي را تهيه نموده و الگوي هدايت توسعه فيزيکي روستاهاي حوزه نفوذ را به وسيله دستورالعمل هاي مختلف ارائه مي دهد ( آسايش ، 1382 : 192 ).
2-1-3-3- طرح ساماندهي نظام خدمات روستايي دهستان
اين طرح از الگوي برنامه ريزي ناحيه اي الهام گرفته است با هدف تهيه طرح پيشنهادي نحوه توزيع خدمات در روستاهاي دهستان از طريق سطح بند مراکز عمده روستايي ، شبکه ارتباطات و تعيين اولويت ها و مرحله بندي پيشنهادات طرح و يافتن چارچوبي مدون و



قیمت: تومان


پاسخ دهید