دانشكده علوم انساني
گروه مديريت آموزشي
پايان نامه:
براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته مديريت آموزشي
عنوان:
بررسي رابطه بين شايستگي هاي كانوني و روحيه كارآفريني دانشجويان دانشگاه سمنان
استاد راهنما:
دكتر عبدالرحيم نوه ابراهيم
استاد مشاور:
دكتر علي اكبر امين بيدختي
پژوهش گر:
مينا اكبري
ماه وسال
تير ماه 1387

به ياد مادرم
و
تقديم به پدر مهربانم

سپاسگذاري

خداوند متعال را سپاس مي گويم كه به من توفيق داد تا مرحله اي ديگر در زندگي را با موفقيت به اتمام برسانم .
همچنين بر خود واجب مي دانم تا از زحمات استاد ارجمند و دلسوز جناب آقاي دكتر نوه ابراهيم كه در تمام مراحل پژوهش، همراه و همگام من بوده اند و با سعه صدر فراوان و با راهنمايي هاي ارزنده شان بر من منت نهاده و با صبر و شكيبايي در مسير تحقيق مرا ياري فرمودند، تشكر نمايم.
همچنين از استاد گرانقدر جناب آقاي دكتر علي اكبر امين بيدختي كه در اين كار پژوهشي مرا همراهي نمودند تشكر فراوان دارم.
از پدر گراميم كه با صبر و شكيبايي و لطف، نهايت تلاش را در به ثمر رسيدن آرزوهايم بكار بردند، تشكر ويژه دارم .
از برادران عزيزم كه در اين مسير مرا ياري نمودند، تشكر ويژه دارم .

چكيده
بررسي رابطه بين شايستگي هاي كانوني و روحيه كارآفريني دانشجويان دانشگاه سمنان
هدف اين تحقيق، سنجش رابطه بين بين شايستگي هاي كانوني (مهارتهاي زندگي شخصي، زندگي اجتماعي و زندگي شغلي) و روحيه كارآفريني دانشجويان دانشگاه سمنان بود. روش پژوهش توصيفي همبستگي و به اين منظور پرسشنامه اي تدوين و روايي و پايايي آن توسط محقق محاسبه گرديد.
جامعه آماري شامل كليه دانشجويان عضو انجمن هاي علمي دانشجويي دانشگاه سمنان بود. جهت تجزيه و تحليل داده هاي بدست آمده از اجراي پرسشنامه ها، تكنيك هاي آمار توصيفي و استنباطي (رگرسيون خطي،همبستگي و همبستگي جزيي) مورد استفاده قرار گرفت. نتايج نشان داد كه :
رابطه ميان مهارتهاي زندگي شخصي و روحيه كارآفريني خطي و مستقيم است.
رابطه ميان مهارتهاي زندگي اجتماعي و روحيه كارآفريني خطي و مستقيم است.
رابطه ميان مهارتهاي زندگي شغلي و روحيه كارآفريني خطي و مستقيم است.
نتيجه گيري كلي پژوهش آن است كه شايستگي هاي كانوني كه با مهارتهاي زندگي شخصي، زندگي اجتماعي و زندگي شغلي تعيين مي گردد با روحيه كارآفريني افراد رابطه مثبت و معناداري دارد.

فهرست مطالب
عنوانصفحه
فهرست جداول9
فهرست نمودارها11
فصل اول: كليات تحقيق12
مقدمه13
بيان مسئله14
اهميت و ضرورت پژوهش15
اهداف پژوهش21
پرسشهاي پژوهش21
تعاريف نظري22
تعاريف عملياتي23
فصل دوم: مروري بر پيشينه نظري و تجربي تحقيق26
بخش اول :كار آفريني27
كارآفريني چيست؟ كارآفرين كيست؟27
مفهوم واژه كارآفريني28
سير تاريخي مفهوم كارآفريني30
رويكردهاي كارآفريني34
– رويكرد ويژگيها34
– رويكرد رفتاري37
انواع كارآفرين43
ويژگيهاي كارآفرينان45
بخش دوم: شايستگي هاي كانوني انجمن هاي علمي دانشجويي54
انجمن هاي علمي دانشجويي56
نظريه هاي انجمن‌هاي علمي- دانشجويي59
تعريف انجمن علمي61
وجه تمايز انجمن‌هاي علمي با ساير انجمن‌ها62
ويژگي جوامعي كه انجمن‌هاي علمي در آنها شكل مي‌گيرند64
تاريخچه انجمن‌هاي علمي دانشجويي خارج از كشور66
تاريخچه انجمن‌هاي علمي در ايران69
شاخصه‌هاي انجمن‌هاي علمي71
اهداف انجمن‌هاي علمي-دانشجويي72
كاركردهاي انجمن‌هاي علمي- دانشجويي73
شايستگي‌هاي انجمن‌هاي علمي-دانشجويي74
مسايل يا آسيب‌هاي انجمن‌هاي علمي دانشجويي در ايران82
موانع رشد و توسعه انجمن هاي علمي دانشجويي در ايران 85
عوامل اساسي توسعه انجمن‌هاي علمي دانشجويي دانشگاهها86
تعيين راهبردهاي حمايتي دانشگاه و دولت از انجمن‌هاي علمي دانشجويي87
راهبردهاي حمايتي از انجمن‌هاي علمي دانشجويي90
نقش انجمن‌هاي علمي درخصوص كارآفريني93
تحقيقات پيشين94
– مطالعات انجام شده در ايران94
– مطالعات انجام شده در خارج97
– نتيجه‌گيري100
فصل سوم: روش تحقيق103
مقدمه104
روش تحقيق105
جامعه آماري105
نمونه آماري106
ابزار جمع‌آوري اطلاعات107
اعتبار و روايي اندازه ها 113 روايي113
اعتبار114
روش‌هاي آماري تجزيه و تحليل داده ها116
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها117
مقدمه118
بخش توصيفي118
بخش تحليلي135
فصل پنجم: بحث و نتيجه‌گيري147
مقدمه148
بحث و نتيجه گيري148
پيشنهادات كاربردي و اجرايي151
پيشنهادات پژوهشي153
محدوديتهاي تحقيق154
منابع و مآخذ155
منابع لاتين162
ضمايم166
پرسشنامه167
چکيده انگليسي 172

فهرست جداول

عنوانصفحه
1-2 ويژگي هاي كارآفرينان 49
2-2 ثروت سرانه كشورهاي جهان 89
1-3 ضرايب پايايي (قابليت اعتماد) 115
1-4 وضعيت شغل و تحصيلات والدين نمونه 118
2-4 وضعيت سكونت 119
3-4 متوسط درآمد خانواده 120
4-4 شايستگي هاي كانوني – زندگي شخصي 123 5-4 شايستگي هاي كانوني – زندگي اجتماعي 125
6-4 شايستگي هاي كانوني – زندگي شغلي 127
7-4 روحيه كارآفريني – خلاقيت 128
8-4 روحيه كارآفريني – توفيق طلبي 129
9-4 روحيه كارآفريني – آينده نگري 130
10-4 روحيه كارآفريني – ريسك پذيري 132
11-4 روحيه كارآفريني – عزت نفس 133
12-4 روحيه كارآفريني – منبع كنترل دروني 134
13-4 همبستگي كارآفريني و مولفه هاي شايستگي هاي كانوني 136
14-4‌ همبستگي جزئي كارآفريني و مولفه هاي شايستگي هاي كانوني137
15-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و زندگي شخصي 139
16-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و زندگي اجتماعي 140
17-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و زندگي شغلي 141
18-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و شايستگي هاي كانوني142
19-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و شايستگي هاي كانوني144
(دانشكده علوم انساني ) 20-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و شايستگي هاي كانوني 144
(دانشكده علوم پايه)
21-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و شايستگي هاي كانوني145
(دانشكده فني و مهندسي)
22-4 ضرايب مدل رگرسيوني كارآفريني و شايستگي هاي كانوني 145
(دانشكده هنر )

فهرست نمودارها

عنوانصفحه
1-2 فرآيند شكل گيري فرآيند كارآفريني 41
2-2 فرآيند شكل گيري رويداد كارآفرينانه42
3-2 مدل ارائه شده براي تحقيق 102
1-4 وضعيت تحصيلات پدر و مادر 119
2-4 وضعيت سكونت120
3-4 متوسط درآمد خانواده121
4-4 دانشكده ها 122

مقدمه
قافله پيشرفت و توسعه بر توسن زمان همچون تندري ره مي پيمايد. دستيابي به توسعه به اصلي ترين دغدغه در بين دولتمردان و مردم بسياري از كشورهاي جهان تبديل شده است. تغيير و تحولات دهه هاي اخير به قدري عميق و گسترده و سريع اتفاق افتاده است كه تمامي ابعاد و شئونات زندگي فردي، اجتماعي و اقتصادي جوامع بشري را به طور محسوس و نامحسوس، تحت تاثير قرار داده است. تا جايي كه نگاه به علم و تكنولوژي نيز تغيير كرده است و برنامه هاي توسعه و نظام هاي ملي نوآوري در كشورهاي جهان مطرح گرديده است، تا از طريق پرورش نيروي انساني ماهر و خلاق و نوآور به عنوان مهمترين منبع و سرمايه هر كشوري دستيابي به توسعه امكان پذير شود. اين امر خود سبب شده است تا نگاه جامعه به آموزش عالي و كاركردهاي دانشگاه تغيير كند. زيرا كه دانشگاه به عنوان قلب جامعه جديد نقش تعيين كننده اي در حيات جامعه مدرن دارد، و علاوه بر اين كه مركز توليد علم و فناوري است مركز تربيت و پرورش نيروي انساني متخصص و ماهر براي جامعه است. دانشگاه ها كاركردهاي متفاوتي دارد كه بخشي از اين كاركردها به وسيله كانون ها و انجمن هاي دانشجويي انجام مي شود. يكي از مهترين نهادها و انجمن هاي دانشجويي، انجمن هاي علمي – دانشجويي است كه مي توانند در بخش آموزش نقش مكمل را ايفا كنند.
انجمن هاي علمي – دانشجويي قابليت آن را دارند كه به يافته هاي جديد علمي توجه كرده و در نشر آنها موثر باشند، زيرا برنامه هاي آموزشي رسمي نمي توانند به سرعت تغيير كرده و يافته ها و دانش جديد را به مجموعه خود اضافه نمايند. از سوي ديگر، انجمن هاي علمي دانشجويي
مي توانند نقش مهمي در درك كامل تر و عميق تر و تعميق مباحث علمي ايفا نمايند و با تجلي استعدادها و بر انگيختن خلاقيت ها و شكوفايي علمي دانشجويان، بستر و زمينه اي مطلوب را فراهم آورند جهت آموزش معيارها و شايستگي ها و ويژگيهاي مختلفي كه دانش آموختگان آموزش عالي در دنياي امروز براي ورود موفق به بازار كار داخلي و بين الملي و قدم گذاردن در مسير توسعه ملي و جهاني بايد از آن برخوردار باشند.
اين انجمن ها در صورت دريافت حمايت هاي لازم مي توانند بخش عمده اي از نياز كشور به نوآوري و كارآفريني و ايجاد فرصت هاي شغلي را بر طرف كرده و نقش مهمي در برنامه هاي توسعه كشور ايفا نمايند. زيرا كه سير تاريخي، دگرگوني ها و پيشرفت هاي اقتصادي و علمي و تكنولوژيكي كشورهاي پيشرو نشان مي دهد كه موفقيت اينان در سايه تلاش و كوشش كارآفرينان بوده است. اين كشورها با پي بردن به نقش و اهميت كارآفريني در رشد و توسعه اقتصادي، موجب نفوذ اين پديده به عرصه هاي علمي، فني و فرهنگي شده اند، و پرورش و تربيت كارآفرينان و ترويج روحيه و فرهنگ كارآفريني را سرلوحه برنامه هاي توسعه اقتصادي خود قرار داده اند و همين امر موجب شده كه اين كشورها به موفقيت هاي قابل توجهي در حوزه هاي تكنولوژي و اقتصاد دست يابند.
در اين بين شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورمان به گونه اي است كه لزوم توجه به حل مشكلات و تنگناها در حال و آينده را طلب مي كند. تركيب جمعيتي جوان كشور، ضرورت ايجاد فرصت هاي شغلي و نيز روند مستمر كاهش نقش نفت در اقتصاد كشور سه عامل عمده اي است كه موجب مي شود سياستگذاران كلان كشور به منبع قابل اتكايي به جز نفت بينديشند و بدون شك آن منبع به جز كارآفريني و مولفه هاي آن، چيز ديگري نخواهد بود (كردنائيج و همكاران، 1383).
افراد كارآفرين داراي مولفه هاي كارآفريني افرادي توانمند، خلاق، مبتكر، فرصت جو،
ريسك پذير و اهل كار و عمل، داراي اعتماد به نفس و ميل به ترقي بالا مي باشند.در اين بين دانشگاهها از طريق كاركردهاي انجمن هاي علمي دانشجويي در روند شناسايي افراد كارآفرين و ترويج روحيه و فرهنگ كارآفريني در بين دانش آموختگان آموزش عالي به عنوان نيروي انساني متخصص آماده جهت ورود به بازار كار نقش مهمي را ايفا مي كنند، تا به اين طريق جامعه ما نيز بتواند با كاروان جهاني حركت كرده و به سلامت به ساحل توسعه و ترقي دست يابد.
بيان مساله
در جهاني كه اغلب كشورهاي توسعه يافته در پي تربيت كارآفرينان برآمده اند و توسعه كارآفريني به عنوان ضرورت مطرح مي شود، به نظر مي آيد در عصر دانايي و استفاده از حداكثر قدرت فكري بشر، تربيت كارآفرين راهي است كه بسياري از كشورها براي طي كردن مراحل توسعه يافتگي، ناگزير به انجام آن هستند. در ايران نيز شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور به گونه اي است كه لزوم توجه به حل مشكلات و تنگناها در حال و آينده را طلب مي كند. تركيب جمعيتي جوان كشور، ضرورت ايجاد فرصت هاي شغلي و نيز روند مستمر كاهش نقش نفت در اقتصاد كشور سه عامل عمده اي است كه موجب مي شود سياستگذاران كلان كشور به منبع قابل اتكايي به جز نفت بينديشند و بدون شك آن منبع به جز كارآفريني و مولفه هاي آن، چيز ديگري نخواهد بود (كردنائيج و همكاران، 1383).
كارآفريني تنها به معناي راه اندازي يك كسب و كار جديد و كوچك نيست. بلكه به منزله خلق ارزش، ايجاد بازار جديد و ارائه محصول يا خدمات جديد و به مشتريان جديد است. كارآفريني فرايند ابتكار و نوآوري و ايجاد كسب و كار جديد در شرايط پر مخاطره از طريق شناسايي فرصت ها و مديريت تخصيص منابع است. كارآفرين بودن مستلزم دارا بودن توانايي عملكرد در شرايط ابهام و ريسك پذيري است (داوري،1382). ماكس وبر جامعه شناس شهير آلماني روحيه كارآفريني را عامل مهم در تشريح و تبيين چگونگي شكل گيري تمدن نوين صنعتي و سرمايه داري در مغرب زمين مي داند (شيرازي، 1385). كارلند و همكارانش اهم ويژگيهاي را در مورد كارآفرينان جمع آوري نمودند كه عبارتند از: خلاقيت، نياز به توفيق، تمايل به مخاطره پذيري، نياز به استقلال و مركز كنترل دروني.
چيزي كه در اين خصوص اهميت دارد اين است كه علي رغم اهميت روز افزون كارآفريني و نقش فزاينده آن در اقتصاد جهان، در كشورمان كمتر به اين موضوع پرداخته شده است (كردنائيج و همكاران، 1383).
امروزه آموزش كارآفريني به يكي از مهم ترين و گسترده ترين فعاليت هاي دانشگاه ها تبديل شده است. در ايران نيز كم و بيش اين مساله در نهادهاي مختلف به خصوص محافل دانشگاهي مطرح مي شود، ولي نهادهاي آموزشي و سيستم آموزشي در ايران در جهت تربيت كارآفريني و توسعه آن قدم هاي رضايت بخشي برنداشته اند و در صورت ادامه روند موجود، به نظر مي آيد نتوانيم كارآفريناني را به صورت برنامه ريزي شده و منظم تربيت نماييم. به همين دلايل كه شكل گيري يك نهاد كه در زمينه كارآفريني نقش موثري ايفا كند، ضرورت پيدا مي كند. به نظر مي آيد انجمن هاي علمي دانشجويي با توجه به اهداف و كاركردهايي كه دارند، به خصوص اين كه در ارتباط با جوانان تحصيلكرده هستند، مي توانند نقش مهمي در تربيت و توسعه كارآفريني و ترويج فرهنگ كارآفريني داشته باشند (جعفرزاده، 1385).
شارع پور و فاضلي (1380) فهرستي 16 گانه از كاركردهاي انجمن هاي علمي دانشجويي تحت عنوان شايستگي هاي كانوني ارائه نموده اند كه به سه دسته مهارت مورد نياز در زندگي شخصي، اجتماعي و شغلي تقسيم مي شود.
در اين تحقيق شايستگي هاي كانوني انجمن هاي علمي – دانشجويي متغيير مستقل و روحيه كارآفريني متغيير وابسته است. مساله اصلي در جامعه دانشگاهي پايين بودن روحيه كارآفريني است. با توجه به نقش كارآفرين و تاثير انجمن هاي علمي و “شايستگي هاي كانوني آنها ” در رشد كارآفرين و پرورش روحيه كارآفريني، اين تحقيق با بررسي شايستگي هاي كانوني انجمن هاي علمي – دانشجويي (مهارت مورد نياز در زندگي شخصي و اجتماعي و شغلي)، دانشجويان عضو انجمنهاي علمي – دانشجويي و ارتباط آن با روحيه كارآفريني آنها، سعي در شناخت تاثير اين عامل (شايستگي هاي كانوني)، بر روحيه كارآفريني داشته است.
اهميت و ضرورت پژوهش
امروزه يكي از بزرگترين مشكلات اقتصادي و اجتماعي جامعه، مساله بيكاري است. اين معضل به اشكال مختلف بروز مي كند و گروه گسترده اي از نيروي انساني كشور، از افراد فاقد تخصص تا متخصص ترين افراد، را در بر مي گيرد. بيكاري دانش آموختگان آموزش عالي نيز يكي از ابعاد اين مساله است و براي بررسي آن مي توان از جوانب مختلف به موضوع نگريست. با چنين رويكردي مي توان ابتدا به ترسيم و تصوير واقعيت بيكاري پرداخت و سپس براي يافتن
راه حلهاي مناسب اقدام كرد و به راهبردهاي اجرايي كارآمد دست يافت. در طول سالهاي پاياني قرن بيستم، سه نگرش كلي در باب محتواي آموزش عالي و هدف از آن، با يكديگر به رقابت پرداخته اند. اين سه ديدگاه را مي توان چنين خلاصه كرد:
1) آموزش به مثابه اقدامي انتقالي، 2) آموزش به مثابه روشي براي فعال سازي دانشجو و
3) آموزش به مثابه روشي براي ممكن سازي يادگيري (محسني، 1378).
در شرايطي كه رقابت در اقتصاد جهاني مطرح نبود و موضوع جهاني شدن اقتصاد پديد نيامده بود و سرعت تغييرات تكنولوژيك به اندازه امروز نبود، دو ديدگاه اول كاربرد داشتند. ديدگاه اول از آن رو به كار مي آمد كه با توجه به سرعت كم تغييرات، دانش و مهارتي كه فرد كسب مي كرد تا زمان نسبتا زيادي به او در بازار كار و زندگي اجتماعي ياري مي رساند. ديدگاه دوم نيز مولود زمانه تغييرات شتابان است، ليكن هنوز فعال بودن دانشجو در روزآمد كردن دانشي كه كسب كرده بود كارآمدي او را تضمين مي كرد. اما ديدگاه سوم محصول تعامل با زمانه اي با ويژگيهاي ذيل است: اولا فرد بايد براي مواجه با محيط دائما در حال تغيير، آمادگي داشته باشد، چرا كه همواره تضمين اندكي براي ثبات وجود دارد. ثانيا، ابهام جزء ذاتي فضاي كار است. ثالثا، محيط كار نياز به تصميم سازان دارد نه ومجريان صرف، چراكه ماشين آلات هوشمند و غيرهوشمند قادرند بسياري از امور اجرايي را به راحتي انجام دهند. رابعا، سازمان كار احتياج به كساني دارد كه قادر به تجزيه و تحليل امور به قصد استخراج قاعده عمل باشند، چرا كه پيچيدگي شرايط اجازه نمي دهد كه چيزي بيش از چند قاعده كلي براي كار تعريف شود. فرد بايد در موقع مقتضي به درستي تصميم بگيرد (جنكل، 1376).
اين همه حاكي از آن است كه تحولي بزرگ در هر دو عرصه اشتغال و تحصيل رخ داده است. هسته مركزي تحولات پديد آمده در اشتغال، خارج شدن اين پديده از تكرار و كليشه اي بودن است. تقاضاي متنوع بازار، همواره سبب مي شود كه هر مهارت يا تخصصي به سرعت كهنه شود و تنها آنها كه قادرند دائما به صورت پويا و خود جوش دانش و مهارت خود را تقويت كنند، در بازار كار پيشرفت مي كنند. در عرصه تحصيل نيز، دستيابي به اطلاعات بسيار آسان شده است، لذا آنچه كه اهميت دارد توانايي گزينش مناسب اطلاعات و قابليت تحليل و پردازش كارآمد و توانايي كاربردي كردن آن است. بنابراين، براي انطباق دو پديده تحصيل و اشتغال برخي خصايص كلي بايد در ميان همه دانشجويان وجود داشته باشد. به عبارت ديگر، توقع اين است كه آموزش عالي در كنار رسالت و نقشهاي متعددي كه ايفا مي كند توانمنديهاي اساسي را در دانش آموختگان فراهم آورد. (هابرماس، 1373).
دانشگاهها بايد پرورش دهنده افرادي با جسارت، خلاق، با انرژي فكري همراه با استقامت، تلاش، جستجوگري و كشف پديده هاي نو، داراي اعتماد به نفس و روحيه كارآفريني باشند. تحقيقا شرط بقاء و رقابت در دنياي فعلي و پويا ماندن و كسب موفقيت، و همچنين ريشه كن كردن معضل بيكاري به عنوان ريشه تمامي معضلات و آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي، به تكثر و ترويج فرهنگ كارآفريني و نهايتا تربيت كارآفرينان بستگي زيادي دارد. در اين بين نقش دانشگاهها به عنوان مجراي خروجي اين دانش آموختگان چشمگير است، دانشگاهها و موسسات آموزش عالي به عنوان متصدي امر آموزش با هدف اشتغال زود هنگام مي توانند حل بخشي از معضل بيكاري را بر عهده بگيرند. بررسي ها نشان مي دهد استخدام و بكارگيري
فارغ التحصيلان دانشگاهي مستلزم فرايند بلند آموزشهاي عملي، سابقه كاري و تجربه لازم در ارتباط با هدف پيش بيني شده براي رقابت در بازار كار است. كاريابي بايد به طور مداوم در طول دوره اي از زمان هدايت و رهبري شود و دوران پرتلاطم دانشجويي بهترين دوران براي آغاز اين فرايند دشوار و طاقت فرسا به شمار مي رود. از جمله حركتهاي بسيار سازنده و مثبت دانشگاهها تشكيل انجمن هاي علمي بوده است. انجمن هاي علمي دانشجويي با توجه به كاركردهاي متفاوتي كه دارند مي توانند تسهيل كننده شكوفايي و تبلور خصايصي تحت عنوان شايستگي هاي كانوني در دانشجويان باشند. و دانشجويان با تكيه بر اين خصايص علاوه بر توانايي هاي تخصصي در زمينه رشد تحصيلي خود، از قابليت هاي بيشتري در زمينه زندگي شخصي و اجتماعي و برخي توانايي هاي مرتبط با زندگي شغلي برخوردار باشند. كه اين قابليتها مي توانند بستر و زمينه اي مطلوب جهت پرورش روحيه كارآفريني كه شامل خصايصي همچون انگيزه پيشرفت، خلاقيت، منبع كنترل دروني، عزت نفس، و …است، را در دانشجويان فراهم آورد.
گسترش كارآفريني مي تواند گره گشاي بسياري از مشكلات موجود در بخش اشتغال كشور باشد. كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان اشتغال كشور بزرگترين دغدغه دهه 80 است و بحرانهاي ناشي از آن سالهاي آغازين دهه 90 شمسي گريبان كشور را خواهد گرفت، اين در حالي است كه اشتغال و بازار كار به دليل ارتباط جدي كه با جنبه هاي انساني به عنوان مهمترين بخش توسعه، دارد در فرايند برنامه ريزي و توسعه از حساسيت هاي بيشتري برخوردار است.
اين مهم ميسر نخواهد شد مگر با توانمند سازي دانش آموختگان در جهت نيل به اشتغال مولد با استفاده از روش ها و معيارهاي كارآفريني كه در دانشگاهها و موسسات آموزشي به آنها آموزش داده مي شود. كه در اين صورت فرد كارآفرين قدرت ايده سازي و جسارت لازم براي شروع يك كسب و كار مولد را مي يابد. از جمله مهمترين و اصلي ترين عوامل موثر بر حركت از كارآفرين بالقوه به كارآفرين بالفعل يا به عبارت بهتر، بروز روحيه كارآفرينانه در افراد، آموزش و ترويج فرهنگ كارآفريني وبسط و توسعه عملي آن در جامعه دانش آموختگان كشور از طريق دانشگاهها است.
اهداف پژوهش
1 – بررسي رابطه بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي شخصي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها است.
2 – بررسي رابطه بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي اجتماعي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها است.
3 – بررسي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه توانايي هاي مرتبط با زندگي شغلي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها است.
پرسشهاي پژوهش
1 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي شخصي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد ؟
2 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه زندگي اجتماعي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد؟
3 – چه رابطه اي بين شايستگي هاي كانوني لازم در زمينه توانايي هاي مرتبط با زندگي شغلي دانشجويان و روحيه كارآفريني آنها وجود دارد؟
تعاريف نظري
شايستگي1: لياقت، شايسته بودن
شايستگي هاي كانوني2 : مجموعه اي از معيارها، ويژگيها و مهارتهاي مورد نياز فرد براي زندگي مي باشد و دامنه كاربرد اين شايستگي ها بسيار فراتر از عرصه شغل است. اين ويژگيها به شرط تحقق يافتن در افراد ، قادرند كل زندگي (شخصي، شغلي و اجتماعي) را براي آن ها بهره ورتر و مفيد تر سازند. دانش آموختگان آموزش عالي در دنياي امروز، براي ورود موفق به بازار كار داخلي و بين المللي، تبديل شدن به فارغ التحصيل متخصص، شهروندي مسئول و مشاركت جو بايد از آن برخوردار باشند، به مجموعه اين مهارت هاي كلي شايستگي هاي كانوني گويند.
انجمن علمي3 : سازماني داوطلبانه است كه بر اساس توافق و مشاركت داوطلبانه گروهي از افراد كه در يك رشته علمي متخصص هستند تشكيل مي شود ( اميرشيباني ، 1373 ).
انجمن علمي دانشجويي4 : منظور از انجمن علمي دانشجويي نوعي تشكل دانشجويي است كه با اهدافي چون تقويت نشاط علمي دانشجويان، شكوفا سازي خلاقيت ها و استعدادها، شناسايي دانشجويان نخبه و ممتاز و استفاده از توان و قابليتهاي آنها در جهت رشد و بالندگي علمي دانشگاهها تشكيل مي شود ( آيين نامه انجمن هاي علمي دانشجويي دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ص 186 ).
روحيه5 : عبارت است از مجموعه كلي وكيفي هاله هاي پديده اي احساسات، عواطف و اشتياق فردي يا گروهي انساني براي كار بهتر ( پرهيزكار، 1368 ، ص 221 ) .
طرز تلقي افراد از محيط كارشان و گرايش آنها نسبت به سعي بليغ در همكاري قلبي، در راه تحقق هدفهاي سازمان را روحيه گويند (ديويس؛ به نقل از رحيمي و توتونچيان، 1356).
كارآفرين6 : فردي است كه مسئوليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب وكاري را بسيج مي نمايد و تمركز او به نوآوري و توسعه فرآيند، محصول يا خدمات جديد است( احمدپور، 1379).
كارآفريني7 : فرآيندي است كه منجر به ايجاد رضايت مندي و يا تقاضاي جديد مي گردد و يا فرآيند ايجاد ارزش از راه تشكيل مجموعه منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصت ها ( فرهنگ اصطلاحات كارآفريني ص 92 ).
تعاريف عملياتي
شايستگي هاي كانوني8
منظور از شايستگي هاي كانوني در اين پژوهش خصوصيات و ويژگيهايي است كه در دانشجويان عضو انجمن هاي علمي دانشجويي مورد بررسي قرار مي گيرد و شامل سه دسته مهارت مورد نياز براي زندگي شخصي، اجتماعي و شغلي مي باشد. اين سه دسته مهارت از طريق سوالات پرسشنامه شايستگي كانوني كه پيوست ضمائم است، بررسي مي شود. انتظار مي رود دانشجويي كه داراي شايستگي كانوني است اين ويژگيهايي از اين قبيل را دارا باشد كه از طريق نمره دهي به سوالات مي آيد.
توانايي شناخت بانك هاي اطلاعاتي تخصصي و عمومي و شيوه بهره گيري از مراكز تامين اطلاعات را داشته باشد.
توانايي برنامه ريزي و سازماندهي فعاليت ها را داشته باشد.
توانايي حل مساله و تفكر نقادانه را داشته باشد.
درك مثبتي از رشته و جهت گيري مثبت نسبت به آن داشته باشد.
روحيه كارآفريني9
منظور از روحيه كارآفريني در اين پژوهش دارا بودن خصوصيات زير مي باشد:
نياز به توفيق يا توفيق طلبي10 : تمايل به انجام كار در استانداردهاي عالي جهت موفقيت در موقعيت هاي رقابتي.
آينده نگري11 : در نظر گرفتن آينده براي اعمالي كه در حال حاضر در حال انجام است.
اعتماد به نفس12 : به خود متكي بودن و باور به توانايي خود داشتن.
خلاقيت13 : توانايي خلق ايده هاي جديد كه اين ايده ها ممكن است به محصولات يا خدمات جديد نيز منجر شوند.
مركز كنترل14 : عقيده فرد نسبت به اينكه وي تحت كنترل وقايع خارجي يا داخلي مي باشد را مركز كنترل مي نامند.
تمايل به مخاطره پذيري15 : تمايل به مخاطره پذيري عبارت است از پذيرش مخاطره هاي معتدل كه مي توانند از طريق تلاشهاي شخصي مهار شوند ( جوكار و همكاران، 1384).
مقدمه
اين فصل مشتمل بر دو بخش است، بخش اول به بيان پيشينه نظري كارآفريني مي پردازد و بخش دوم به شايستگي هاي كانوني انجمن هاي علمي دانشجويي مي پردازد . در انتهاي فصل نيز به بيان پيشينه پژوهشي هر دو مورد كارآفريني و شايستگي هاي كانوني و مدل ارائه شده براي تحقيق مي پردازد.
بخش اول: كارآفريني
کارآفريني چيست و کارآفرين کيست؟
در اقتصاد رقابتي و مبتني بر بازار دنياي کنوني که با تحولات و تغييرات سريع و شتابان محيط بين المللي و گذر از جامه صنعتي به جامعه اطلاعاتي و تغيير اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني همراه است، از کارآفرين به عنوان “موتور توسعه اقتصادي” ياد مي‌شود که مي‌تواند در رشد و توسعه اقتصادي کشورها که منجر به افزايش بهره وري، ايجاد اشتغال و رفاه اجتماعي مي‌شود، نقش مهمي را ايفا نمايد.
از اجزاي کارآفريني مي‌توان از نوآوري، خطرپذيري معتدل، جستجوي فرصتها و تجهيز منابع براي بهره برداري از فرصتها از طريق ايجاد کسب و کارهاي جديد يا تغيير در سازمانهاي موجود نام برد. در واقع تحقق فرآيند کارآفريني، به دست افرادي صورت مي‌گيرد که تمايل زيادي به کاميابي داشته و سخت کوشي، پافشاري، ريسک پذيري، دورنماسازي خارق العاده از جمله ويژگيها و مميزهاي روحي-رواني آنهاست. در واقع کارآفرين فردي است که با ايده و فکر جديد و از طريق ايجاد يک کسب و کار مبادرت به معرفي محصول جديدي در جامعه مي‌کند.
اصولاً اينگونه افراد در کليه جوامع حضور دارند و يک بستر و زمينه مناسب، اين حضور را پررنگ تر مي‌سازد (شيخان، رضازاده و احمدپور، 1382).
كندريك16 (2003)، معتقد است كه كارآفرين و كارآفريني در توسعه و رشد جوامع نقش مهم و اساسي اي بازي مي كنند. كارآفرينان در جامعه به ايجاد اشتغال، آموزش شغل، شناسايي هويت ملي و رهبري مي پردازند. همچنين وي چندين كاركرد اقتصادي كارآفرين را در جامعه بر مي شمارد كه از آن جمله است: ايجاد فرصتهايي براي استقلال با سطوح اقتصادي، كارايي سازماني، تدارك منابع، توليد و خدمات متنوع، مقابله با سودهاي انحصاري و اختراعات تجاري.
مفهوم واژه کارآفريني
واژه کارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprender به معناي متعهد شدن17 ،گرفته شده است. فرهنگ و بستر 2003 بنابر تعريف واژه نامه دانشگاهي و بستر18: کارآفرين کسي است که متعهد مي‌شود مخاطره هاي يک فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل کند (احمدپور، 1379).
دراسلويس19 (2003)، از كارآفرين به عنوان خودگردان يا كسي كه داراي خلاقيت و ابتكاراست نام مي برد.
كارآفرينان اطلاعات را از منابع مختلف زيادي براي شروع يك شغل با هم تركيب مي كنند، آنها براي شروع آن شغل در ابتدا ايده هايي دارند كه آن را مي آزمايند و بعد اجرا مي كنند (كاسون20 2003).
جورايمين21 (2000)، كارآفرينان را به دو دسته تقسيم مي كند:
1 – كساني كه خود مبدع بوده و با كشف و اختراع به توليدات جديد دست مي يابند، كه به آنها مبتكر22 گويند.
2 – كساني كه از افكار كارآفرينان الهام گرفته و سازنده و مجري افكار كارآفرينان مخترع مي شوند، كه به آنها مقلد23 گويند.
کارآفرين كسي است که داراي ايده نو و جديد است واز طريق فرايند تأسيس و ايجاد يک کسب کار، قبول مخاطره، محصول يا خدمات جديدي را به جامعه معرفي کند. در اين تعريف بر اصولي براي کارآفريني اشاره شده است.
نخست: ايده جديد است که درواقع پايه و اساس کارآفريني و جزء لاينفک از آن است. دوم: بازار، توسعه طرح کسب و کار، توجيه اقتصادي و بسيج منابع و احداث کارخانه و بهره برداري از آن را شامل مي‌شود و در اين مسير همه مخاطرات را قبول مي‌کند.
سوم: اينکه نتيجه فعاليت کارآفرين حتماً بايد به محصول يا خدمات جديدي منجر گردد (احمدپور،1382).
سير تاريخي مفهوم کارآفريني
واژه کارآفريني ديرزماني پيش از آنکه مفهوم کلي کارآفريني به زبان امروزي پديد آيد، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوايل سده شانزدهم ميلادي کساني را که در امر هدايت مأموريتهاي نظامي بودند، کارآفرين مي‌خواندند. از آن پس درباره ديگر انواع مخاطرات نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرارمي‌گرفت.
از حدود سال 1700 ميلادي به بعد فرانسويان درباره پيمانکاران دولت که دست اندرکار ساخت جاده، پل بندر و تأسيسات بودند به کرات لفظ کارآفرين را بکار برده اند.
کارآفرين و کارآفريني اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرارگرفت و تمامي مکاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاکنون به نحوي کارآفريني را درنظريه هاي اقتصادي خود تشريح نموده اند.
واژه کارآفريني نخست توسط “کانتيلون24 (1755) وارد نظريه اقتصادي شد او براي اولين بار اهميت و نقش کارآفرين را در ايجاد ثروت و ارزش اقتصادي مورد بحث قرارداد. وي در رساله مشهورش تحت عنوان “مقاله اي در باب ماهيت تجارت عمومي” معتقد است که زمين منبع کل ثروت است. در تصور “کانتيلون” کارآفرينان آغازگر تغيير نبوده و نوآور هم نيستند؛ در عوض او از نظريه سود همراه با مخاطره بعنوان ابزاري براي تشخيص کارآفريني استفاده کرد. براي مثال از نظر وي وظيفه کارآفرين، خريد به قيمت مقطوع و فروش به قيمتهاي نامقطوع است (احمدپور، 1379).
اگر تاريخ عقايد اقتصادي، از زمان کانتيلون مورد بازنگري قرارگيرد، مي‌توان شيوه هاي متفاوت نگرش به ماهيت کارآفرين را مشاهده نمود و اين آراء نه تنها در نظريات اقتصادي بلکه در نگاه تخصصي از زواياي ديگر نسبت به کارآفرين ديده مي‌شود. بطور کلي اقتصاددانان نقشهايي که به لحاظ کارکردي به کارآفرينان نسبت مي‌دهد بيشتر به سرمايه گذاري و ايجاد ثروت متمرکز مي‌باشد. به عبارتي اقتصاددانان کارآفرينان را بيشتر به عنوان سرمايه دار تلقي مي‌کردند (شاه حسيني، 1383).
“جان باتيست سي”25 اشراف زاده و صنعتگر فرانسوي از ديگر دانشمندان به نام علم اقتصاد مي باشد او كارآفريني را مختص فردي مي داند كه منابع اقتصادي را از حوزه اي با بهره وري و سود پايين به حوزه اي با بهره وري و سود بالاتر منتقل مي كند (مقيمي، 1383).
باتيست سي در سال 1803 در اثر خود تحت عنوان ” پرسش و پاسخ در اقتصاد سياسي” درباره کارآفرين مي‌نويسد: کارآفرين عاملي است که تمامي ابزار توليد را ترکيب مي‌کند و مسئوليت ارزش توليدات، بازيافت کل سرمايه اي را که بکار مي‌گيرد، ارزش دستمزدها، بهره ها و اجاره اي که مي‌پردازد و همچنين سود حاصل را بر عهده مي گيرد.
“سي” صنعت بشري را به وظايف دانشمند ،کارآفرين و کارگر تفکيک کرد.
از نظر او اين سه وظيفه در صنعت بشري اهميت يکساني ندارند.
طبق نظر “سي”، درحاليکه دانشمند (نظريه آفرين) و کارگر (مجري) نقش مهمي در فرآيند توليد دارند اما اين کارآفرين است که با بکاربستن نظريه و هدايت انجام امور، فرايند توليد را پيش مي‌برد. “سي” استدلال کرد که در کشاورزي، توليد يا صنعت، بايد عاملي وجود داشته باشد که منابع ضروري را در اختيار گرفته و فرايند توليد را سازماندهي و هماهنگ کند و بر آن نظارت و براي آن تصميم‌گيري نمايد و اينها از جمله وظايفي هستند که کارآفرين انجام



قیمت: تومان


پاسخ دهید