فهرست عناوين
چکيده
کلمات کليدي
مسئله و موضوع تحقيق
ضرورت تحقيق
روش تحقيق
اهداف تحقيق
سوالات تحقيق
فرضيه هاي تحقيق
فصل بندي تحقيق
مقدمه
فصل اول : ماهيت ازدواج موقت بلند مدت
مبحث اول : اقسام ازدواج موقت
گفتار نخست : ازدواج موقت کوتاه مدت
بند اول : تعريف ازدواج موقت
بند دوم : ديدگاه اجمالي مذاهب در مورد ازدواج موقت
بند سوم : ادله حليت نکاح متعه
الف : دليل قرآني
ب: ادله روايي
ج: سيره‎ي اصحاب
د: دليل عقلي
بند چهارم : مهمترين تفاوتهاي ميان نكاح دائم و موقت
گفتار دوم : ازدواج موقت طولاني مدت
بند نخست : معيار هاي تمييز ازدواج موقت بلند مدت و کوتاه مدت
بند دوم:ازدواج موقت طولاني مدت در فقه
بند سوم : ازدواج موقت طولاني مدت در قوانين موضوعه
الف : ماده 3 قانون آيين دادرسي مدني
ب: ماده ???? قانون مدني
ج : اصل 10 قانون اساسي
د: اصل 21 قانون اساسي
ه : ماده ??قانون حمايت خانواده مصوبه سال 1391
بند چهارم : ازدواج موقت طولاني مدت در حکم نکاح دائم
مبحث دوم : آثار و احکام ازدواج موقت بلند مدت
گفتاراول : احکام ازدواج موقت بلند مدت
بند اول : ثبت ازدواج موقت بلند مدت
الف : اطمينان از صحت نکاح
ب: پيشگيري از اختلاف
ج: برخورداري از ضمانت‌هاي اجراي ثبت
د: سهولت اثبات حقوق زوجين
ه : برخورداري از حقوق ناشي از ثبت
1. اعتبار محتويات سند
2. اثبات محتويات سند
3. غيرقابل اثبات بودن ادعاي مخالف
4. اجراي سند
5. تأمين خواسته دعاوي
6. ثبت مهريه غيرمنقول
7. درج اطلاعات
8. اخذ گواهينامه پزشک
بند دوم : اذن پدر زوجه در ازدواج موقت طولاني مدت
گفتاردوم : آثار ازدواج موقت بلند مدت
بند اول : احکام ارث
بند دوم : احکام مهريه
بند سوم:حق مسکن
الف : تکليف زوج نسبت به تامين منزل زوجه
ب: تکليف زوجه براي اقامت در منزل زوج
ج: ادل? وجوب تبعيت زن در انتقال به منزل شوهر
د: تصرفات زوجه در منزل زوج
ه: هزينه مسکن زوجه
بند چهارم: حق اشتغال
گفتار چهارم : پايان ازدواج موقت طولاني مدت
بند اول : طلاق يا بذل مدت ؟
الف : ماهيت بذل مدت
ب: امكان توكيل به زن براي بذل مدت
ج : الزام شوهر به بذل مدت
د: بذل مدت در قانون مدني
بند دوم : فوت يکي از زوجين
الف: اثر فوت يکي از زوجين
ب: عده در ازدواج موقت طولاني مدت
1. تعريف عدّه
2. مدت عده در نكاح منقطع
3. مدت عدة وفات
فصل دوم : نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت
مبحث اول : نفقه و جايگاه آن در فقه و حقوق موضوعه
گفتار اول : تعريف ، جايگاه و ضرورت نفقه
بند اول : تعريف نفقه
بند دوم- معناي اصطلاحي نفقه:
الف- نفقه از نظر فقهاي اسلام:
ب- نفقه از نظر قانون مدني:
بند سوم – وضعيت نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت
گفتار دوم- ادله ي وجوب نفقه :
بند اول: ادله ي وجوب نفقه در قرآن کريم:
بند دوم : ادله ي وجوب نفقه در سنت:
بند سوم : ادله وجوب نفقه در ازدواج موقت بلند مدت
مبحث دوم- ويژگي ها و ميزان نفقه زوجه در ازدواج موقت بلند مدت:
گفتار اول- ويژگي هاي نفقه زوجه:
بند اول : تقدم نفقه زوجه بر نفقه اقارب
بند دوم : تمکن مالي زوجين در ارتباط با نفقه:
بند سوم: حق مطالبه ي نفقه زمان گذشته توسط زوجه:
بند چهارم : تقدم نفقه زوجه بر ساير ديون شوهر:
بند پنجم: تبديل شدن نفقه ي گذشته به دِين:
گفتار دوم- ميزان نفقه زوجه
بند اول: از ديدگاه فقهاي اماميه
بند دوم : ديدگاه فقهاي اهل تسنن:
بند سوم : ديدگاه قانوني
گفتار سوم- بررسي فقهي و قانوني وضعيتهاي خاص نفقه
بند اول: در صورت بقاءِ رابطه زوجيت
بند دوم: در صورت انحلال نکاح
الف:نفقه زوجه در عده طلاق رجعي:
ب: نفقه زوجه در طلاق بائن و فسخ نکاح:
ج: نفقه زوجه در عده ي وفات:
گفتار چهارم : ضمانت اجراي نفقه زوجه
بند اول : ضمانت اجراي حقوقي
بند دوم : ضمانت اجراي کيفري
گفتار پنجم : نگاهي مختصر نفقه اقارب
بند اول : اقارب
الف : نفقه خويشان
ب : نفقه اولاد:
ج : نفقه پدر و مادر و اجداد
بند دوم : خصوصيات و شرايط تعلق نفقه به اقارب:
بند سوم : ضمانت اجراي نفقه اقارب:
الف :ضمانت اجراي حقوقي
ب : ضمانت اجراي حقوقي
مبحث دوم : نحوه مطالبه نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت
گفتار اول : نحوه مطالبه نفقه
بند اول : اقدامات اوليه
بند دوم : دادگاه صالح
بند سوم : نحوه طرح دعوا
گفتار دوم : نحوه رسيدگي و صدور راي
بند اول : نحوه رسيدگي
بند دوم : صدور راي
گفتار سوم : نحوه اجراي حکم
بند اول : الزام به انفاق
الف :الزام به پرداخت نفقه
ب : ضمانت اجراي الزام به پرداخت نفقه
بند دوم : تامين نفقه در موارد خاص
الف : نفقه در عده وفات
ب: نفقه زوجه در صورت صغير بودن زوج :
ج : نفقه زوجه در صورت مجنون بودن زوج :
د: نفقه زوجه در صورت غايب مفقود الاثر بودن زوج :
مواخذ و منابع
چکيده
متعه يا نکاح منقطع يا ازدواج موقت که به صيغه نيز معروف است، نوعي از ازدواج در مذذه شيعه اسذت که در آن عقد ازدواج براي مدت معين و محدودي با مهريهاي معلوم، بين زن و مرد بسته مي شود و با پايان آن رابطه زوجيت خود به خودمنقضي ميشود. در ميان مسلمانان در مورد جواز اين ازدواج اختلاف نظر است . اهل سنت، اباضيه و زيديان آن را حرام وشيعيان امامي آن را مشروع و صحيح مي دانند. برخي در تعريف، متعه را ازدواج نمي دانند و معتقدند در شريعت اسلام هم ازدواج دو نوع تعريف نشده است. متعه يعني تمتع، درحاليکه هدف از ازدواج، تشکيل خانواده است.متعه در قوانين ايران به پيروي از فقه اماميه به رسميت شناخته شده است اما در کشورهاي اسلامي ديگر و کشورهاي غربي چنين نهادي وجود ندارد. چيزي که مسلم است مناقشات و ابهامات زيادي در مورد متعه وجود دارد که بايد با تکيه بر فقه غني شيعه به آنها پاسخ گفته شود .بدون شک يکي از راه هاي اثبات صحت متعه در اسلام امکان صيغه بلند مدت مي باشد که راه آنهايي را که متعه را به علت ديدگاه صرفاً لذت جويانه تخطئه مي کنند را مي بندد چون هيچگاه در متعه بلند مدت ديد لذت جويانه صرف قابل تصور نيست و هدف بيشتر تشکيل خانواده در قالب ازدواج موقت بلند مدت است.
بنابراين شايسته است ابتدا تعريف جامعي از متعه ارائه گردد و سپس لزوم و ضرورت چنين نهاد حقوقي بررسي گردد و در ادامه اين نهاد با ساير نهادها از جمله نکاح دايم ، روابط نامشروع ، هم خانگي )پارتنر( ، مسيار ، مقايسه گردد . آنگاه به انواع آن از حيث مدت پرداخت و حقوق مترت بر ازدواج موقت بلند مدت از جمله ارث و نفقه را مورد بررسي قرارداد . و در اين راه بايد به نظر فقها تمسک جست و احکامي از قوانين موجود استباط کرد و دلايل عقلي آن را بر شمرد.
کلمات کليدي : متعه ، ازدواج موقت ، متعه بلند مدت ، مسيار ، نفقه
مسئله و موضوع تحقيق
حوزه اصلي اين نوشتار اختصاص به حقوق خانواده و موضوع نفقه در ازدواج موقت و بطور خاص ازدواج موقت بلند مدت از ديدگاه فقه و قوانين موضوعه دارد.
ضرورت تحقيق
با توجه به شناخت نادرست از ماهيت فقهي و حقوقي متعه (ازدواج موقت) در جامعه از اين نهاد در جهت سازنده آن استفاده نمي گردد. همچنين قوانين ما در مورد برخي از احکام ويژ ه آن ناقص و مبهم و گاهاً ساکت است و در همين احکام در فقه اختلاف نظرهايي وجود دارد که ازدواج موقت بلند مدت يکي از اين موارد است. در اين خصوص قانون ما در مورد آن ساکت است و در فقه در اينکه آيا چنين نکاحي در حکم دايم است يانه اختلاف وجود دارد و در آثار علماي حقوقي نيز بسيار کم به اين موضوع پرداخته شده است. بنابراين تحقيقي در اين مورد نياز بود که با تحليل ابعاد اين مساله شايد بتواند کمکي در حل ابهامات آن باشد.
روش تحقيق:
روش تحقيق کتابخانه اي بوده و سعي شده با مراجعه به کتابهاي معتبر فقهي و کتابهاي حقوقدانان و تماس با دفاتر مراجع عظام براي استعلام ابهامات ازدواج موقت بلند مدت و وضعيت نفقه در آن با فيش هاي تهيه شده از اين تحقيقات و نتيجه گيري کلي از مفاد آنها و مقايسه نظرات مختلف به روش درست در برخورد با اين پديده مهم خانوادگي و اجتماعي که ريشه فقهي و وجهه حقوقي دارد دست يابيم.
اهداف تحقيق :
با توجه به مطالب پيش گفته اهداف تحقيق را مي توان در موارد زير خلاصه کرد .
-1 تبين ازدواج و اقسام و آثار آن بطور اجمالي و بررسي ويژه نکاح موقت (متعه) و ماهيت اصلي آن در فقه و حقوق
2- تقسيم بندي ازدواج موقت از حيث مدت به بلند به کوتاه مدت و ميان مدت و بلند مدت .
3- تبين نهاد نفقه از ديدگاه فقه و حقوق موضوعه و نفقه در نکاح موقت کوتاه و بلند مدت .
4- واکاوي نظر فقها در مورد ازدواج موقت بلند مدت و نتايج و آثار نظرات مختلف در اين مورد.
5- بررسي ضمانت اجراهاي دريافت يا عدم دريافت نفقه و طريقه عملي مطالبه با توسل به مراجع قضايي و آيين رسيدگي وصدور و اجراي راي در اين مورد.
سوالات تحقيق:
-1 متعه چيست ؟ و از نظر فقه و حقوق چه نوع عقديست و چه پاسخي در باره شبهات و ابهامات وارد شده به صحت متعه وجود دارد ؟
2- انواع متعه از حيث مدت کدامند؟ و هر نوع آن چه احکامي و مقررات شرعي و قانوني دارند؟
3- نفقه چيست و در نکاح دائم و موقت به طور کلي چه وضيعتي دارد ؟
4- نفقه زوجه و اقارب در ازدواج موقت بلند چه وضعيتي دارد و چگونه قابل مطالبه است؟
5- محاکم چه وظيفه اي در صورت مطالبه نفقه از جان زوجه و اقارب حاصل از ازدواج موقت دبلند مدت دارند؟
فرضيه هاي تحقيق
-1 متعه عقدي است که از نظرقانوني و شرعي و صحيح بوده ولي بايد در مورد شبهات و ابهامات آن پاسخ درست داد.
2- متعه از حيث مدت به بلند مدت و ميان مدت و کوتاه مدت قابل تقسيم است که هر کدام بنابه اقتضاء خود احکام و مقررات ويژه اي دارد.
-4 از ديدگاه اکثريت فقها در صورتي که متعه عرفاً بلند مدت باشد در حکم نکاح دائم بوده حقوقي از قبيل نفقه در حق زوجه ثابت مي گردد.
-5 ماهيت متعه بلند مدت ايجاب مي نمايد پرداخت نفقه بر عهده زوج باشد مگر خلاف آن شرط شده باشد.
-6 در صورت عدم پرداخت نفقه متعه بلند مدت از سوي زوج محاکم رسيدگي کرده و حکم لازم را صادر مي نمايند.
-7 ضمانت اجراهاي کيفري و مدني نفقه در مورد عدم پرداخت نفقه متعه بلند مدت از سوي زوج مي تواند با احراز شرايط اجرا گردد.
فصل بندي تحقيق
در اين تحقيق ابتدا مقدمه اي کوتاه در مورد تعريف و مزاياي نکاح آمده و تقسيمات نکاح صحيح نيز به اختصار گفته شده است . در فصل اول به تعاريف و اصطلاحات در مورد نکاح موقت و نفقه و جايگاه آنها در فقه و حقوق موضوعه و همچنين اقسام و احکام آنها پرداخته شده است .
در فصل دوم به طور خاص نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت مورد توجه قرار گرفته و در مبحث اول آن ازدواج موقت طولاني مدت تحليل شده و از منظر فقه و قوانين موضوعه مورد بررسي قرار گرفته است و در مبحث دوم به طور خاص به موضوع نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت پرداخته شده است .در مبحث سوم ضمانت اجراهاي نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت بررسي شده و در مبحث چهارم نحوه مطالبه نفقه در ازدواج موقت طولاني مدت و نحوه رسيدگي و صدور دور راي و نحوه اجراي حکم مورد توجه بوده است.
مقدمه
نکاح در لغت به معني ضم ( پيوستن ) است و در اصطلاح حقوقي مي توان آن را چنين تعريف کرد : نکاح قراردادي است که به موجب آن زن و مرد در زندگي با يکديگر شريک و متحد شده ، خانواده اي تشکيل مي دهند. بعضي از استادان حقوق در تعريف نکاح گفته اند : نکاح عبارت از رابطه حقوقي است که به وسيله عقد بين مرد و زن حاصل مي شود و به آنها حق مي دهد که تمتع جنسي از يکديگر ببرند. بعضي از حقوقدانان اسلامي نکاح را چنين تعريف کرده اند : نکاح عقدي است که به هريک از زوجين حق استمتاع از ديگري را به وجه مشروع مي دهد نکاح را ازدواج و زواج هم مي گويند .
اصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران خانواده را واحدِ بنياديِ جامعه اسلامي خوانده است،.
در عين حال، با توجه به قواعد و مقررات حقوق مدني، مي‌توان آن را گروهي دانست که اعضاي آن، به دليل قرابت يا زوجيت، همبستگي حقوقي و اجتماعي يافته‌اند.
اين گروه شامل زن، شوهر و فرزندان آن‌ها مي‌شود که با رياست شوهر در کنار هم زندگي مي‌کنند.
به عبارتي ازدواج قرارداري رسمي براي پذيش يک تعهد دو طرفه به منظور تشکيل زندگي مشترک است تا زوج ها در سايه آن، در خط سير جديدي از زندگي قرار گيرند. اين پيمان که با رضايت زن و مرد، و بر اساس اراده آنها بسته مي شود، داراي فوايد بسياري است.به نحوي که حتي دين اسلام آن قدر براي ازدواج اهميت قائل است که پيامبرش مي فرمايند: “نزد خداوند هيچ بنايي محبوب تر از خانه اي نيست که از طريق ازدواج آباد گردد.”
از جمله فوايد ازدواج به طور مختصر مي توان به فوايد ذيل اشاره کرد
1. بهبود حس بويايي: در رابطه جنسي زن و مرد ازدواج کرده هورموني به نام پرولاکتين در آنان افزايش مي يابد که باعث بهبود حس بويايي در آنان مي گردد.
2. کاهش بيماري هاي قلبي: داشتن رابطه جنسي مرد و زن ازدواج کرده باعث کاهش بيماري هاي قلبي به ويژه کاهش کلسترول مي گردد.
3. کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسي يک نوع فعاليت بدني است. داشتن رابطه جنسي سالم و مناسب زوج ها باعث مي گردد. وزن زوجين کاهش يابد و از چاقي آنها و نامتناسب بودن اندامشان پرهيز شود.
4. استحکام عضلات و استخوان ها: داشتن رابطه جنسي زوج ها باعث افزايش هورمون تستوسترون و در نتيجه محکمتر شدن عضلات و استخوان ها ي آنان مي گردد.
5. بالا رفتن مقاومت بدن در مقابل درد: در رابطه جنسي زوجين، هورمون اِکسي توسين به مقدار زيادي ترشح مي شود و اين هورمون باعث ترشح اَندروفين يعني هورمون ضد درد طبيعي بدن گرديده و بدن را درمقابل درد مقاوم مي سازد.
6. سلامت پروستات: رابطه جنسي زوج ها باعث مي گردد از سرطان پروستات در مردان جلوگيري شود.
7. افزايش جريان خون: رابطه جنسي زوج ها باعث افزايش خون به مغز و اعضاي ديگر بدن مي شود. بنابراين، اکسيژن و مواد مغذي بيشتري به بافت هاي بدن مي رسد.
ب) فوايد روحي ـ رواني ازدواج
ازدواج علاوه بر فوايد جسمي، داراي فوايد روحي ـ رواني نيز هست. چرا که ازدواج فقط به خاطر روابط جنسي نيست بلکه مي توان گفت بيشتر به علت روابط روحي و رواني است که ماندگار مي ماند:
1. آرامش: انسان موجودي است که نيازمند آرامش و آسودگي است. او اين آرامش و آسودگي را به علت اين که فطرتاً موجودي است اجتماعي به وسيله ديگران به دست مي آورد. بهترين فردي مي توانند انسان را به آرامش برساند همسر اوست. زيرا محبت ودوستي زوجين به علت اتحادشان، دائمي و نامحدود است که باعث مي شود آنها در کنار هم احساس آرامش و امنيت کنند.
2. دوستي و محبت و عشق: انسان در هر مرحله از حيات خويش به محبت و مهر ديگران نيازمند است. هم چنين نياز دارد که به ديگران مهر بورزد. دريافت کامل ترين و دائمي ترين نوع محبت، دوستي و عشق با ازدواج صورت مي گيرد. زيرا انسان هر قدر در محيطي سرشار از محبت بزرگ شده باشد باز در جواني نياز به وجود کسي دارد تا با او راحت تر باشد و حرف هاي دلش را بزند، محبتش را عرضه کند و مورد پذيرش آغوش باز او قرار گيرد.
3. مسئوليت پذيري: مسئوليت پذيري در مقابل ديگران که باعث رشد اجتماعي شده و شخصيت فرد را به پختگي مي رساند، از مزاياي ازدواج کردن است. اين تأثير را در هيچ عمل و رفتار فردي و اجتماعي ديگر نمي توان يافت. ازدواج انسان را از مدار خودبيني به مدار ديگربيني ارتقاء مي دهد.
4. تکامل: تکامل به چگونگي فرآيند شکل گيري و رشد انسان ها در تمام ابعاد زندگي گفته مي شود. انسان از طريق ازدواج مي تواند به رشد برسد. به عبارتي، زماني که مرد و زن با يکديگر ازدواج نموده اند، کامل مي شوند. زيرا آنها براي رهايي از رنج و تنهايي، رسيدن به کمال، پختگي و رشد، رنگ دادن به زندگي و حضور فعالتر در جامعه انساني نيازمند پيوستن به يکديگر هستند. از اين طريق است مرد کاملاً مرد و زن کاملاً زن مي شود.
ج) فوايد اجتماعي
ازدواج کردن براي جامعه داراي پيامدهاي مثبت و دستاوردهاي عالي است از جمله:
1. تداوم نسل: يکي از ثمرات بزرگ ازدواج، به وجود آمدن فرزند و بقاي نسل آدمي است. جامعه اي که نسل خود را افزايش و حفظ کند مي توان فرهنگ و بينش خود را نگهدارد و آن را گسترش دهد. از ديدگاه اسلام بقاي نسل بشر باعث سهيم شدن آن در رسيدن به تکامل انسان و استواري اسلام مي گردد.
2.تشکيل خانواده: از طريق ازدواج زن و مرد، خانواده به کانون محبت و رشد انسان ها تبديل مي شود. خانواده تنها کانوني مطمئن و کاملي است که در آن به نيازهاي روحي، رواني، جسمي و … افراد کاملاً توجه مي شود. نبودن کانون خانواده که از اساسي ترين اهداف ازدواج است، باعث مي گردد انسان به اهداف ديگري نرسد يا ناقص برسد.
3. حفظ عفت و حياي فردي ـ اجتماعي: عفت و حيات از جمله صفات برجسته انساني هستند. يکي از راه هاي تکميل اين صفت، ازدواج است. ازدواج ا نسان را از رفتارهاي نادرست و خلاف فطرت او دور کردن و از او در قبال آنها محافظت مي کند.
د) فوايد ديني
ازدواج نمودن علاوه بر سه فوايد مذکور، داراي فوايد ديني و ارزشي نيز مي باشد از جمله:
1. تکميل دين و فرد: جواني اوج نشاط و توانايي فرد است. اين توانمندي ها مي توانند او را به مسير موفقيت و دوري از انحرافات بکشاند. از ديدگاه اسلام ازدواج کردن باعث مي گردد جوان دين و توانمندي هايش را حفظ کند. و آنها را رشد دهد.
2. افزايش دين: ازدواج کردن باعث مي گردد جوان ايمانش را افزايش يابد.
3. تعاون در اطاعت: از ديدگاه اسلام، يک انسان مؤمن در صورتي که همسر مؤمن داشته باشد مي تواند در شيوه هاي انجام وظايف ديني اش از تشويق ها، راهنمايي ها و کمک هاي او بهره مند گردد.
4. جلب رضايت الهي و بهره مندي از پاداش اخروي: از ديدگاه اسلام ارزش ازدواج به اندازه اي است که باعث جلب رضايت خداوند و کسب پاداش اخروي مي گردد زيرا عبادت انسان متأهل اجري فراتر از اجر انسان مجرد دارد.
5. زياد شدن روزي و بهبود وضع اقتصادي: از ديدگاه دين اسلام ازدواج کردن باعث مي شود خداوند روزي زن و شوهر را افزايش دهد و آن را از کرم خود غني کند. به همين علت خطاب به جوانان مي فرمايد: “هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستي ترک کند به خدا سوءظن برده است”، زيرا خداوند مي فرمايند: “اگر (زن و شوهر) فقير باشند، خدا هر کدام را از کرم خود بي نياز مي کند.” بنابراين، ازدواج فوايد بسياري براي ما دارد. اما اين فوايد در سايه يک ازدواج موفق و سالم به دست مي آيد. و داشتن ازدواج سالم و موفق در گرو انتخاب همسر مناسب و درست طي کردن مراحل ازدواج است.
فصل اول
ماهيت ازدواج موقت بلند مدت
مبحث اول : اقسام ازدواج موقت
ازدواج موقت مي توان بر مبناي مدت آن به دو نوع تقسيم بندي کرد :
اول : ازدواج موقت کوتاه مدت
دوم: ازدواج موقت بلند مدت
در اين مجث ابتدا در يک گفتار به صورت مختصر ازدواج موقت کوتاه مدت و احکام و آثار آن را در فقه و قوانين موضوعه را بررسي مي کنيم چون در مباحث بعدي در استدلالها به اين مباني نياز مبرم خواهيم داشت . در يک گفتار نيز به طور مفصل در مورد ماهيت و مباني ازدواج موقت بلند مدت و همچنين احکام و آثار و ملاک ها و معيارهاي تميز آن با ساير احکام نکاح بررسي مي شود.
گفتار نخست : ازدواج موقت کوتاه مدت
خداوند در قرآن کريم فرموده است: و باز يکي از آيات لطف الهي آن است که براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد که در بر او آرامش يافته با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار فرمود و در اين امر نيز براي مردم با فکرت ادله‎ي علم و حکمت حق آشکار است1.
خداوند متعال با قرار دادن زوجيت در نوع انساني و با حاکم کردن مودت و رحمت بين آنها برنامه‎اي جامع و کامل جهت تنظيم روابط بين دو جنس زن و مرد وضع کرد. از جمله اين برنامه‎ها، حکم نکاح است که گاه در صورت وجود شرايط، بطور دائم و در صورت نبود اين شرايط بصورت موقت انجام ميپذيرد. در گفتار به نگاهي مختصر به ماهيت نکاح موقت خواهيم داشت و به برخي ترديدها در مورد صحت آن پاسخ داده مي شود.
بند اول : تعريف ازدواج موقت
متعه در لغت از ماده‎ي تمتع به معناي لذت و نفع بردن است. عرب مي‎گويد: تمتع و استمتع بکذا و من کذا، يعني مدت زماني طولاني از چيزي بهره و لذت برد.
استاد جعفر سبحاني در تعريف نکاح متعه چنين مي‎نويسد:
“ازدواج موقت عبارت است از اينکه زن آزاد و کامل خود را به ازدواج مردي درآورد (در صورتي که بين او و زوجش، مانعي از نظر خويشاوندي و سببي و رضاعي و نيز محصنه بودن يا در عده بودن و يا موانع ديگر شرعي وجود نداشته باشد) به مهريه معيني و تا زمان مشخصي که بين اين دو رضايت و اتفاق نظر وجود داشته باشد.2”
در بين علماي اهل سنّت نيز نکاح متعه به همين تعريف و مفاد فوق شناخته ميشود. در ديدگاه ايشان متعه آن است که زني به نکاح مردي در مدت محدودي درآيد و آنگاه پس از انقضاي مدت از او جدا شود3. همچنين گفته شده است متعه در اصطلاح آن است که مرد به زني بگويد خود را به تمتّع من درآور در قبال اين دراهم و اين مدّت. و زن نيز به او بگويد خود را به متعه تو درآوردم. و يا اينکه مرد به زن بگويد از او تمتع بردم و لازم است در در عقد از لفظ تمتّع استفاده شود4.
سرخسي از علماي حنفي در تعريف نکاح متعه مي‎گويد: “توضيح و تفسير متعه آن است که مردي به زن چنين بگويد: تو را در فلان زمان در مقابل فلان بدل (از مال و عمل) متعه نمودم5.”
بند دوم : ديدگاه اجمالي مذاهب در مورد ازدواج موقت
منابع تاريخي اعم از شيعه و سني به خوبي نشان مي‎دهد که در زمان رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) و بعد از رحلت ايشان يعني در زمان خليفه‎ي اول نيز متعه نساء انجام مي‎شده است. حتي تا در زمان خلافت خليفه‎ي دوم نيز اين نوع ازدواج مرسوم بوده اما خليفه‎ي دوم در زمان خلافتش اين نوع ازدواج- ازدواج موقت- را حرام اعلام کرد و حتي تهديد کرد که هر کس پس از شنيدن اين حکم مرتکب چنين ازدواجي شود، سنگسار مي‎شود.
مالکي‎ها، نکاح متعه را باطل و فاعل آنرا معاقب ميدانند ولي حدي بر او جاري نميسازند؛ چون در آن شبهه‎ي قول به جواز وجود دارد. شافعي‎ها نيز نکاح متعه را باطل مي‎دانند. حنبلي‎ها آن را باطل دانسته و فقط در موارد ضرورت، آن را مباح مي‎دانند، ولي حنفيان در هر صورت به بطلان آن عقيده دارند6.
در ميان علماي شيعه،بر مباح بودن متعه يا ازدواج موقت اتفاق نظر وجود دارد و براي اثبات اين مسئله، فقها به قرآن و روايات استناد کرده‎اند. در اين مجال تنها به بيان نظر دو تن از علماي شيعي اکتفا ميکنيم.
سيد مرتضي در مورد حليت نکاح متعه مينويسد:
“آنچه که وارد است از سوي اماميه و بر آن معتقد هستند و ادعا دارند مباح بودن نکاح متعه است. نکاح متعه همان نکاح زمان‎دار است و پيش تر گذشت به اينکه اجماع بر مباح بودن متعه و جود دارد و افراد معروفي در اين اجماع وجود دارند؛ همچون اميرالمؤمنين عليه السلام و عبدالله بن عباس رحمة الله عليه و عبدالله مسعود و مجاهد و عطا . ..و ثابت شده است بواسطه‎ي ادله‎ي صحيح از جمله اينکه هر منفعتي ضرري نداشته باشد، چه دور و چه نزديک مباح است و لذا نکاح متعه مباح است به ضرورت عقل … و از جمله‎ي ديگر دلايل اين است که بدون شک هيچ مخالفتي در مباح بودن اين نکاح در عهد پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) وجود نداشت. و ادعاي حرمت اين نکاح بعد از رحلت پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) است. به همين شکل است، ادعاي نسخ حکم جواز متعه که بايد گفت اين نسخ ثابت نشده است و مباح بودنش بواسطه‎ي اجماع ثابت ميشود عليه کساني که ادعاي نسخ کردند و اگر رواياتي از پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) که متعه را حرام کرده وجود داشته باشد، بايد گفت که همه‎ي اين اخبار ضعيف هستند.”
شيخ طوسي (ره) معتقد است نکاح متعه در شريعت اسلام مباح است و آن نکاحي است که مرد عقد مي‎کند زن را براي مدت مشخصي و با مقدار مهريه‎ي معلومي که اين دو شرط حتماً بايد باشد و بواسطه‎ي اين دو شرط است که نکاح متعه نسبت به نکاح دائم تمايز پيدا کرده است7.

بند سوم : ادله حليت نکاح متعه
گفته شد که نکاح متعه در عصر رسول خدا(صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) حلال شمرده مي شده و حرمت آن مسئله ايست که در در ده هاي بعد و در زمان خليفه دوم جعل شده است و لذا حکم حليت نکاح متعه مسبوق به حليت ميباشد و نسخ آن محتاج به اقام? دليل است و اين وظيفه ايست که بر عهده قائلين به حرمت اين قسم از نکاح است. با اين حال کسانيکه به بقاي حليت و مشروعيت آن معتقدند به کتاب و سنت تمسک کرده‎ و ادلّه اي اقامه کردهاند که در ادامه به برخي از آنها اشاره ميکنيم.
الف- دليل قرآني:
قرآن کريم درباره‎ي ازدواج موقت مي‎فرمايد: ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً 8″
ترجمه: “و حلال شده بر شما به جز موارد ياد شده (موارد تحريم نساء) که به اموال خود طلب کنيد در حاليکه خود را حفظ کرده و از سفاح و زنا اجتناب مي‎کنيد، پس هر گاه از زنان بهره برديد، اجرتشان را که واجب است پرداخت کنيد و بر شما باکي نيست در آنچه پس از مهريه توافق کنيد، همانا خدا دانا و حکيم است”
در مورد شأن نزول اين آيه بايد گفت اين آيه شريفه از جمله آيات مدني است که در سال‎هاي اوليه هجرت به مدينه بر پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) نازل شد. در آن روزگار مسلمانان ازدواج موقت داشتند ولي برخي از آنان اجرت آن را نمي‎پرداختند. پس آيه نازل شد که وقتي از آنان بهره گرفتيد اجرتشان را حتماً بپردازيد.
البته نکاح متعه، از جمه نکاح‎هايي است که در زمان جاهليت و پيش از آمدن اسلام نيز مرسوم بوده است. اسلام بر بسياري از رسم‎ها و مقررات جاهليت خط بطلان کشيد ولي برخي از آن‎ها را با گذاشتن ضوابط و مقرراتي اصلاح و تأييد کرد. نکاح متعه هم از رسم‎هاي پيش از اسلام بوده که توسط اسلام اصلاح و تصحيح شده است و در همان زمان‎ها، با همين لفظ متعه شناخته مي‎شده و آيه شريفه هم طبق محاورات عرفي آن زمان نازل گرديده است.
در کتاب جاهليت و اسلام درباره ازدواج موقت آمده است:
“ازدواج موقت در زمان جاهليت چنين بود که عقد شخصي ميان مرد و زن غير باکره‎اي انجام مي‎گرفت که به موجب آن، تا زمان معيني در مقابل بهره از زن پول معيني پرداخت مي‎شد و چنين ازدواجي با سرآمدن زمانش پايان مي‎يافت9.”
امّا از حيث دلالت اين آيه روشن است که اين آيه مربوط به ازدواج موقت است زيرا: اولاً در آيات قبل، حکم ازدواج دائم و حکم مهر آن به روشني بيان شده و تکرار آن بدون وجه است؛ ثانياً: در ازدواج دائم به مجرد اجراي صيغه‎ي عقد ازدواج، مهر بر عهده‎ي شوهر واجب مي‎شود و پرداخت نصف آن قبل از آميزش در صورت مطالبه‎ي همسر واجب است، در حاليکه در اين آيه وجوب آن بر استمتاع و کام‎جويي شوهر از همسر خويش مترتب شده است. احمد بن حنبل در “مسند” و ابوبکر حصاص در “احکام القرآن” و ابوبکر بيهقي در “السنن الکبري” و قاضي بيضاوي در انوار التنزيل و ابن کثير در “تفسير القرآن الکريم” و جلال الدين سيوطي در “درالمنثور” و قاضي شوکاني در “تفسير فتح القدير” و شهاب ادين آلوسي در “روح المعاني” از جمله مؤيدين نزول آيه در نکاح متعه هستند. لذا برخي از صحابه آيه را با تفسيرش اينگونه تلاوت مي‎نمودند ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِيضَةً ” پس در ميان علمائي که نظر به حليت نکاح متعه دارند مي‎توان نظرات برخي از علماي اهل سنت مبني بر حليت نکاح متعه را هم مشاهده کرد.
ب- ادله روايي:
دليل دوم باقي ماندن نکاح متعه بر مشروعيت خويش، روايات بسيار زيادي است که از شيعه و سني در اين باب نقل شده است. از علماي شيعه، شيخ حر عاملي (م 1104) در کتاب وسائل الشيعه، 134 روايت در 46 باب براي نکاح متعه نقل کرده که در اين صورت، ادعاي تواتر آنها بعيد نيست براي نمونه دو روايت را نقل مي‎کنيم:
– “عن ابي مريم عن ابي عبدالله عليه السلام قال: المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة من رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم” امام صادق عليه السلام فرمود: در مورد متعه آيه قرآن نازل و سنت پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) در آن جاري شده است.
– “ابن سنان عن ابي عبدالله عليه السلام قال: ان الله تبارک و تعالي حرم علي شيعتنا المسکر من کل شراب و عوضهم من ذلک للمتعة.” امام صادق عليه السلام فرمودند: “خداوند تبارک و تعالي بر شيعيان ما شراب و مسکر را حرام ساخته و در مقابل آن، متعه را براي آنان قرار داده است.”
– کليني به سندش از ابوبصير نقل کرد که گفت: “از امام باقر عليه السلام درباره‎ي متعه سوال کردم؟ فرمود: در قرآن نازل شده است: فما استمتعتم به…. فريضة”.
– و نيز به سندش از عبدالرحمن بن ابي عبدالله نقل کرده که گفت: شنيدم که ابوحنفيه از امام صادق عليه السلام درباره متعه سوال مي‎کرد حضرت به او فرمود: درباره کدامين متعه سؤال مي‎کني؟ گفت: از شما درباره حج تمتع سؤال کردم خبر بده مرا از متعه‎ي زنان، آيا اين کار حق است؟ حضرت فرمود: منزه است خداوند متعال آيا کتاب خدا را مي‎خواني ” فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ‏فَرِيضَةً ” ابوحنفيه گفت: به خدا سوگند گويا اين آيه‎اي بود که من آن را هرگز قرائت نکرده بودم.
علاوه بر منابع شيعي، در منابع و کتب حديثي اهل سنت نيز روايات متعددي در جواز و حليت متعه وارد شده است. روايات بسياري در مورد حليت متعه در زمان رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) و خلافت ابي بکر و قسمتي از خلافت عمر بن خطاب وجود دارد که علامه سيد جعفر مرتضي عاملي بيش از صد و ده روايت را به اين مضمون از کتب اهل سنت نقل کرده است.در ادامه به برخي از آنها اشاره ميکنيم:
– در صحيح مسلم از قول جابر آمده است: “کنا نستمتع بالقبضة من القمر و الدقيق الايام علي عهد رسول الله (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) و ابي بکر حتي- ثمة- نهي عنه عمر” ما در عهد رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) و ابي بکر متعه مي‎کرديم تا آنکه عمر آن را نهي کرد10.
– زمخشري در کشاف از قول ابن عباس مي‎گويد: “همانا آيه‎ي متعه محکم است و نسخ نشده است11.”
– عمران بن حصين مي‎گويد: “آيه متعه بر پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) نازل شد و آيه‎اي بعد از آن در نسخ متعه بر پيامبر نازل نگشت. رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) ما را به آن امر نمود و لذا با وجود رسول خدا از متعه بهره مي‎جستيم رسول خدا از دنيا رفت در حاليکه ما را از آن نهي نفرمود تا آنکه شخصي به رأي خود هر چه خواست گفت.
ابن حجر عسقلاني از علماء اهل سنت بيان ميکند که تنها از ابن جريح، هجده حديث در حليت متعه رسيده است.
– مسلم از جابر بن عبدالله و سلمة بن الاکوع نقل مي‎کند: “منادي رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) بر ما وارد شد و فرمود: رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) به شما اذن داده که متعه کنيد. در تعبيري ديگر چنين آمده است: رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) بر ما وارد شد و اذن داد که متعه کنيم.”
– مسلم در کتاب صحيح به سندش از ابي نغره نقل مي‎کند: ما نزد جابر بن عبدالله بوديم که شخصي نزد او آمد و گفت: اين عباس و ابن زبير در متعة النکاح و متعه الحج اختلاف نظر دارند. جابر در جواب فرمود: ما اين دو نوع متعه را با رسول خدا (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) انجام مي‎داديم تا اينکه عمر از آن دو نهي کرد و ما ديگر انجام نداديم.
– مسلم در صحيح از عروة بن الزبير نقل مي‎کند: “عبدالله بن زبير روزي در مکه در ميان جمعي گفت گروهي که خدا قلب‎هايشان را کور کرده همانند چشم‎هايشان به متعه فتوا مي‎دهند. (منظور او ابن عباس بود) ابن عباس جواب داد: تو از حق منحرفي، به جان خودم متعه در زمان رسول خدا انجام مي‎شد. ابن الزبير به او گفت: اگر راست مي‎گويي انجام ده، به خدا سوگند اگر انجام دهي تو را سنگسار مي‎کنم.”

ج- سيره‎ي اصحاب
يکي از دلايل مشروعيت و بقاي حليت نکاح متعه، سيره‎ي اصحاب پيامبر اکرم (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) است. بسياري از اصحاب هم به حليت معتقد بودند و هم در عمل آن را انجام مي‎دادند. علامه اميني حدود بيست نفر از اصحاب و تابعيني را نام مي‎برد که به بقاي حليت متعه معتقد بودند. اسامي آنها عبارت است از:
1- اميرمؤمنان علي بن ابيطالب عليه السلام؛ 2- ابن عباس پسر عموي پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) معروف به حبر الامة؛ 3- عمران بن حصين خزاعي؛ 4- جابربن عبدالله انصاري؛ 5- معاوية بن ابي سفيان؛6- سلمة بن امية جمحي؛ 7- عبدالله بن مسعود الهذلي؛ 8- عبدالله بن عمر عدوي؛ 9- ابوسعيد حذري انصاري؛ 10- معبد بن اميه جمحي؛ 11- زبير بن عوام قرشي؛ 12- خالدبن مهاجر؛ 13- حکم؛ 14- عمرو بن حديث قرشي؛ 15- أبي بن کعب انصاري؛ 16- ربيعة بن اميه ثقفي؛ 17- سعيد بن جبير؛ 18- طاووس يماني؛ 19- عطاء ابومحمد يماني؛ 20- سدي.
بنابراين نمي توان راي دست کم بيست نفر از اصحاب و تابعين را کنار گذاشت و تنها راي يک صحابي را در مورد نهي و نسخ نکاح متعه پذيرفت.
ج- دليل عقلي
جامعيت اسلام در توجه به انسان و تمام امور مربوط به او در هر زمان و مکاني سبب شده از روزنه‎ي اعتدال و ميانه‎روي به نيازهاي انسان و غرائزش بنگرد و براساس فطرت انسان برنامه‎ريزي کند. در آيه‎ي شريفه آمده است: “فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ ”
به همين دليل نوعي هماهنگي و تناسب بين نيازها و انگيزه‎ها و ابعاد مختلف به وجود آورده است تا سعادت فردي و اجتماعي بشر را تأمين کند و بدين وسيله الگويي از انسان ارائه نمايد که روح و جسم در نمود شخصي وي هماهنگ باشد و عرفان در وجود او تجلي يابد. اسلام انگيزه‎هاي غريزي انسان را از نظر دور نداشته و از آنها غافل نيست و تنها به ارضاي اين نيازها نمي‎انديشد، بلکه ارضاي اين غرايز از راههايي که توسط شرع معين شده، کاري سزاوار اجر و پاداش مي‎داند و آن را راهي براي تکامل روحي و اخلاقي به شمار ميآاورد. اسلام با ديده‎ي شک و ترديد به انگيزه‎هاي غريزي انسان نمي‎نگرد و سرکوب غرايز يا افراط و ارضاي آن را نردبان ترقي و پيشرفت در مراتب کمال نمي‎پندارد.
اسلام اين انگيزه‎ها را وسيله‎اي مي‎داند که مقام انسان به عنوان خليفه‎ي خدا با آن تکميل مي‎شود. بنابراين اين گونه نيازهايي که نمي‎شود سرکوب کرد و بايد به آن رسيدگي شود پس خداوندي که اين نيازها را در وجود آدمي نهاده، بايد برنامه‎اي دقيق و مشروع و معقول نيز در نظر داشته باشد که اين راه را اسلام دين مبين به جوامع بشري معرفي مي‎کند و آن ازدواج موقت است.
در يک جمع بندي کلي مي‎توان گفت که متعه يا همان ازدواج موقت از سوي خداوند متعال توسط پيامبر (صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) عظيم الشأنش براي انسانها به عنوان يک برنامه‎ي جامع و همهجانبهنگر تشريع شده تا در صورت نبود شرايط ازدواج دائم، براي رفع نيازهاي جنسي که هرگز همانند ديگر نيازهاي انسان خاموش نمي‎شود و نمي‎توان آن را سرکوب کرد به اين ازدواج روي آورده و خود را از خطرات زيانبار روابط نامشروع نجات دهند. اما در پاسخ کساني که اين نوع از ازدواج را حلال و حتي صحيح نمي‎دانند، ميتوان به دلائلي از قرآن و سنّت و عقل استدلال کرد. از جمله نص صريح قرآن کريم به مردان اجازه تمتع مشروع و موقت از زنان در سايه عقد نکاح را با پرداخت اجرت ميدهد. همچنين روايات فراواني در منابع روايي فريقين مبني بر حليت اين نوع ازدواج وجود دارد که همگي حاکي از آن است که اين نوع از ازدواج در عصر رسول خدا(صلي‌الله عليه‌وآله‌وسلم) مشروع بوده و مورد عمل اصحاب قرار داشته و در زمان خليفه دوم بود که توسط او ممنوع و محرم شمرده است.
بند چهارم مهمترين تفاوتهاي متعه با ساير مفاهيم
الف : شباهت هاي ازدواج دائم و موقت:
1- در هر دو ايجاب و قبول لازم است؛
2- در هر دو شرايط صحت عقد لازم است: هر دو بايد عاقل و رشيد باشند؛
3- هر دو، عقد لازم هستند يعني بعد از تحقق، ديگر نمي توان آنرا بهم زد مگر با شرايط حقوقي خاص؛
4- اثر هر دو حليت استمتاع و بهره مندي از يکديگر است.
5- در هر دو افرادي که محرم مي شوند يکسان هستند.
6- هر دو داراي مهر هستند.
7- در هر دو اگر زوجه مسلمان باشد زوج هم بايد مسلمان باشد.
ب- تفاوت هاي ازدواج دائم و موقت:
در ازدواج موقت بايد مدت معين شود و در ازدواج دائم تعيين مدت نيست.
در ازدواج موقت اگر مهريه معين نشود عقد باطل است. اما در ازدواج دائم اگر مهريه معين نشود عقد صحيح است و تبديل به مهر المثل مي شود.
در ازدواج موقت، زن حق هم خوابي با شوهر را ندارد. ولي در ازدواج دائم حق هم خوابي براي زن محفوظ است
ازدواج موقت با تمام شدن مدت، يا بخشيدن مدت توسط شوهر عقد باطل مي شود و صيغه طلاق ندارد. اما در ازدواج دائم تازماني که صيغه طلاق با رعايت شرايط خوانده نشود زوجيت انها باقي است.
جدائي زن و شوهر در ازدواج موقت با بخشيدن مدت توسط شوهر نياز به شاهد و يا پاک بودن زن از عادت ماهيانه نمي باشد. ولي در ازدواج دائم جدا شدن زن از شوهر بايد با طلا ق باشد و براي طلاق دادن پاک بودن زن از عادت ماهيانه و نيز حضور دو شاهد در هنگام صيغه طلاق لازم است.
در ازدواج موقت، زن نفقه ندارد، مگر آنکه در ضمن عقد شرط کند ولي در ازدواج دائم نفقه زن برشوهر واجب است.
در ازدواج موقت، زن و شوهر از همديگر ارث نمي برند. ولي در ازدواج دائم از همديگر ارث مي برند.
در ازدواج موقت زن مي تواند بدون اجازه شوهر از منزل خارج



قیمت: تومان


پاسخ دهید