به عبارت ديگر  محدودیت در آربیتراژ یعنی اینکه ارزش گذاری نادرست داراییهای مالی پدیده ای رایج است اما کسب سود معمول از این پدیده کار بسیار مشکلی است. ارزش گذاری نادرست به دو نوع است، برخی از آن ها تکراری و قابل آربيتراژ هستند و دسته دوم غیر تکراری و بلند مدت هستند. مثال رایج که آربيتراژ کنندگان در برخی از بازارها تاثيري بر اصلاح بازار نداشته و منجر به کارایی نمی شدند، قیمت بالای سهام شرکت های سرمایه گذاری در طی سال 83 در بورس تهران(تلنگي1383).

1-1-1-1-           تاثیر تمایلات سرمایه گذاران بر قیمت سهام

قیمت گذاری نادرست سهام از معاملات سهام داران بی اطلاع[1] و محدودیت در آربیتراژ[2] حاصل می شود. بنابراین تمایلات سرمایه گذاران از دو راه که بصورت دقیق تر در ادامه به توضیح آن می پردازیم، می تواند برقیمت سهام اثر گذار باشد. از یک سو ممکن است تمایلات سهام داران بی اطلاع در مقاطع زمانی مختلف متنوع باشد در حالی که محدودیت آربیتراژ ثابت است ،از سوی دیگر احتمال دارد محدودیت آربیتراژ در مقاطع زمانی مختلف متنوع باشد در حالی که تمایلات سرمایه گذاران ثابت باشد.

الف) تغییرات مقاطع زمانی تمایلات سرمایه گذاران

گرایش به حدس و گمان اولین تعریفی احتمالی است، که از تمایلات سرمایه گذاران می شود. تحت این تعریف تمایلات سرمایه گذاران بصورت نسبی باعث هدایت تقاضای سرمایه گذاران به حدس و گمان می شود و بنابراین در مقاطع زمانی مختلف حتی در صورت وجود نیروهای آربیتراژ برای تمام سهام ها، بر قیمت سهام  اثر گذار است. دراین بین سهام بعضی از شر کت ها نسبت به شرکت های دیگر بر اثر تغییرات تمایلات سرمایه گذاران بیشتر آسیب می بیند.

بِیکر و وُرگِلر (2006) دریافتند فاکتور اصلی در ارزش گذاری سهام توسط سهام داران ماهیت شرکتها می باشد. برای مثال آنها نشان دادند شرکت های جوان، غیر سودده، که دارای رشد قیمت قابل ملاحظه ای هستند، در صورتیکه عدم سوددهی این گونه شرکت ها با فرصت های رشد به ظاهر نامحدود همراه باشد، تمایلات سرمایه گذاران غیر منطقی باعث قیمت گذاری خیلی کم تا خیلی زیاد سهام شرکت ها می شود. در دوره حباب هنگامی که سرمایه گذاران دارای تمایلات خوش بینانه اند، افزایش قیمت های سهام باعث می شود تحلیلگران رشد بالای سهام را پیش بینی نمایند که باعث افزایش قیمت سهام می شود. در مقابل سهام شرکت هایی که دارای تداوم سود، دارایی های مشهود و سود تقسیمی باثبات اند، کمتر تحت تاثیر تمایلات سرمایه گذاران قرار می گیرد. همچنین آن ها نشان دادند، تقاضای سهام سرمایه گذاران براساس ویژگی هایی صورت می گیرد، که سازگار با تمایلات سرمایه گذاران است و سرمایه گذارانی که دارای تمایلات بد بینانه هستند با این استدلال که برخی از دارایی های نامشهود امنیت سرمایه گذاری شان را افزایش می دهد. به دارایی های نامشهود در انتخاب سهام نسبت به سایر گزینه ها اولویت بیشتری می دهند، این درحالی است، سود آوری و سود تقسیمی مهمترین عامل ریسک در ادبیات مالی است. در نهایت آن ها نشان دادند، سرمایه گذارن بیشتر با حدس و گمان نسبت به خرید سهام شرکت های جوان، بدون سود و سود پرداختی در بازار سرمایه اقدام می کنند.

ب) تغییرات در میزان محدودیت آربیتراژ در مقاطع زمانی مختلف

یک تعریفی احتمالی که از تمایلات سرمایه گذاران می شود، عبارتست از خوش بینی یا بد بینی در مورد وضعیت کلی سهام است. در صورتی که نیروهای آربیتراژ در مجموعه ای از سهام ضعیف باشند، تمایلات سرمایه گذاران در مقاطع مختلف بر قیمت سهام اثر گذار است. بخشی از تئوری ها و تحقیقات تجربی نشان داده اند، گرایش به آربیتراژ برای شرکت های جوان، کوچک، غیر سودده که دارای رشد قیمت های قابل ملاحظه می باشند یا در معرض خطر ورشکستگی می باشند؛ دارای ریسک و هزینه خاصی است. مثل ریسک نسبت به قیمت آربیتراژ (ورگلر و زوراوسکی 2002)، زیاد بودن هزینه خرید و فروش استقراضی؛ برای مثال برخی از مدیران پورتفوی مانند مدیران صندوق های بازنشستگی و صندوق های مشترک سرمایه گذاری، مجاز به خریدو فروش استقراضی نیستند. همچنین این احتمال وجود دارد که صاحب اصلی سهمی که فروش استقراضی شده، سهمش را طلب کند. بنابراین آربیتراژ کننده مجبور است با تهیه آن از بازار که احتمالا با شرایط نامطلوبی همراه است آن سهم را خریداری نماید(جونز و دیگران 2002، دافی و دیگران 2002)، علاوه بر این از آنجا که این گونه سهام دارای نقدینگی کمتر می باشند، آربیتراژ  کنندگان مجبورند برای فروش آن ها قیمت کمتری را تعیین نمایند(برونر مایِر و دیگران 2005).

[1] uninformed demand shock

[2]limited on arbitrage

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تمايلات سرمايه گذاران و واكنش بازار سهام به اخبار سود در بورس

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید