مديريت ارتباط با مشترى

شامل كليه گام هايى است كه يك سازمان براى ايجاد و تثبيت ارتباطات سودمند با مشترى بر مى دارد و در چارچوب كار گروهى براى تحقق اطمينان و جلب رضايت مشترى تعريف مى شود اهميت مقوله «مديريت ارتباط با مشترى» ناشى از آنجاست كه براى هر سازمانى حفظ مشتريان قبلى نسبت به جلب مشتريان جديد از اولويت بيشترى برخوردار است با استفاده از مديريت ارتباط با مشترى مى توان اطلاعاتى درباره مشترى كسب كرد و بر اساس آن محصولات يا خدمات مربوط به مشترى را ارائه نمود. به همين دليل امروزه بسيارى از سازمان هاى دست اندر كار فعاليت هاى اقتصادى براى پيشبرد برنامه تغيير و دگرگونى در كسب و كارشان از مديريت ارتباط با مشترى بهره مى گيرند و به اين نكته اذعان دارند كه مديريت ارتباط با مشترى براى استراتژى حفظ مشترى مورد استفاده قرار مى گيرد. در يك تعريف كلى از مديريت ارتباط با مشترى مى توان گفت يك شيوه براى فهم و تاثيرگذارى بر روى رفتار مشترى از طريق روابط ارزشمند و به منظور بهبود دستاورد مشترى، حفظ مشترى، وفادارى مشترى و سودمندى او می‌باشد(غفاری آشتیانی، 1389).

 

2-3-4-10- مديريت زمان

زمان ارزشمندترين سرمايه موجود نزد هر فرد، گروه و سازمان است كه با ديگر سرمايه ها به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست. مقصود از مديريت زمان، مديريت بر زمان نيست. بلكه مقصود مديريت بهينه برنامه ها و فعاليت هاى است كه در بستر زمان صورت مى پذيرد. كه با قابليت هايى كه در دسته بندى بهينه فعاليت ها دارد، مى تواند در افزايش توانمندى هاى برند موًثر باشد. مديريت زمان به سازمان كمك مى كند كه مشخص نمايد كدام يك از كارهايى كه انجام مى دهد مهمتر است و اين امكان را فراهم مى آورد كه به برخى از فعاليت ها اولويت بيشترى داده و برخى ديگر حذف شوند بنابراين لازمه و شرط اصلى مديريت زمان در تقويت برند اين است كه هدف هاى سازمان دارنده برند مشخص باشد چرا كه بدون داشتن هدف هاى قابل وصول و مشخص نمى توان درباره مديريت زمان تصميم گرفت و رسيدن به هر هدفى حتى خيلى كوچك نياز به زمان مناسب دارد و به تدريج صورت مى گيرد(اسکندری، 1389).

 

2-3-4-11- مشاركت مديران ارشد

مديران ارشد بايد حمايت كنندگان قوى از برند باشند، نقش حمايتى مديران ارشد فضاى امن سازمانى را فراهم مى سازد و بسيارى از تنش ها و فشارهاى سازمانى را مى كاهد. توجه به اهداف بلند مدت سازمان، برنامه ريزى راهبردى و ارائه دلايل و منطق اتخاذ اين حمايت در حيطه وظايف مديران ارشد است تا شخصا در تدارك، پياده كردن و توسعه برند درگير شوند. مديران ارشد نه تنها لازم است تا تعهد شخصى خود را نشان دهند بلكه بايد تعهد كل سازمان را به سمت ارتقا همه جانبه برند سوق دهند. بنابراين در صورتى موفقيت يك برند امكان پذير خواهد بود كه مديريت ارشد سازمان تمامى فعاليت هاى ارتقا برند را جهت دار و هدفمند كرده و افراد، امكانات و تجهيزات لازم را فراهم كند و مانع از ركود فرايند ارتقا گردد(تمپورال، 1382).

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تأثیر تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی ( E-WOM ) بر قصد استفاده از خدمات الکترونیکی بانکی از طریق ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتریان »

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید