سقوط حضانت

 حق حضانت در موارد ذيل ساقط مي‌شود:

مبحث اول )جنون؛

حق حضانت در صورتي است كه صاحب حق، قدرت اعمال آن را داشته باشد و در جهت حمايت از طفل و حفظ حيات، بهداشت و تربيت او است. لذا مقنن در ماده 1170 ق.م. جنون را از موارد سقوط حضانت برشمرده است. لازم به ذكر است قانون مدني بر جنون پدر به عنوان دلايلي بر سقوط حق حضانت تصريح نكرده است اما نظر بر اين كه مطابق ماده 1168 ق.م. حضانت، تكليف ابوين نيز مي‌باشد و بر مجنون نمي‌توان تكليفي بار كرد، لذا با جنون پدر نيز حضانت از وي ساقط مي‌شود. در فقه نيز حضانت از مجنون اعم از ادواري يا دائم به اين علت كه مجنون محتاج به نگهداري مي‌باشد، سلب شده است (نجفي، 1412 ق: ج 11، ص185).

مبحث دوم – ازدواج مادر

 شق دوم ماده 1170 ق.م. به پيروي از فقه اماميه (نجفي، 1412ق: ج 11، ص 188) شوهر كردن مادر به غير پدر طفل را از موارد سقوط حضانت، مادر دانسته است. آيا متاركه مادر، موجب بازگشت حق حضانت نسبت به فرزندان همسر سابق خود، مي‌شود؟ به نظر مي‌‌رسد از منطوق ماده 1170 ق.م. چنين مستفاد مي‌گردد كه در بازگشت حضانت منعي نيست. امام خميني(ره) نيز بر اين امر نظر دارند، اگر چه مصالحه را اولي مي‌‌دانند (خميني، 1368: ج3، ص557).

ابهام در بازگشت حق حضانت مادر پس از انحلال نكاح او با مردي غير از پدر طفل در موردي است كه پدر طفل در قيد حيات باشد. اما چنانچه پدر فوت كند، اين ابهام از بين مي‌رود و حضانت متعلق به مادر است، حتي اگر فوت پدر در زمان زناشويي مادر با مرد ديگري باشد. زيرا مطابق ماده 1168 ق.م. حضانت حق و تكليف ابوين است و با ازدواج مادر، حق حضانت او به والد ديگر (پدر) منتقل مي‌شود و با فوت پدر اين حق قهراً به مادر اعاده مي‌گردد؛ زيرا حق حضانت به معناي خاص آن براي غير والدين در نظر گرفته نشده است. صاحب جواهر نيز بدون هيچ خلافي مادر را اولي از وصي و اقارب براي حضانت مي‌داند و صرفاً در صورت فقدان ابوين حضانت به جد پدري واگذار مي‌شود (نجفي، 1412ق: ج11، صص 190-189).

مبحث سوم –  عدم مواظبت از طفل

 مطابق ماده 1173 ق.م. مصوب 19/1/1313 هر‌گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسماني يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد، محكمه مي‌تواند به تقاضاي اقرباي طفل يا قيم يا مدعي‌العموم هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ كند. با اصلاح ماده 1173ق.م. در 11/8/1376 مصاديقي از انحطاط اخلاقي به شرح زير احصاء گرديد:

اعتياد زيان‌آور به الكل، مواد مخدر و قمار؛

اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء؛

ابتلاء به بيماري هاي رواني با تشخيص پزشكي قانوني؛

سوء استفاده از طفل يا اجبار او به ورود به مشاغل ضداخلاقي مانند فساد و فحشاء، تكدي‌گري و قاچاق؛

تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

توضيح اين كه مطابق ماده 1179 ق.م. ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي به استناد اين حق نمي‌توانند طفل را خارج از حدود متعارف، تنبيه نمايند. همچنين عبارت «موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است…» در صدر ماده 1173 ق.م. مويّد آن است كه مصاديق ذكر شده از باب تمثيل است؛ لذا سلب حضانت از والدين به دليل ديگري كه در ماده 1173ق.م. نيامده اما موجب انحطاط اخلاقي طفل شده يا از مصاديق عدم مواظبت محسوب مي‌گردد، بلا مانع است. بيماري‌هاي مسري نيز چون سلامت طفل را به خطر مي‌اندازد، مي‌تواند از موارد سلب حضانت باشد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

حضانت و تعیین قیم

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید